تبليغاتX
گروه توسعه کار تيمي ایرانیان
سلام به همه دوستان

مدتی قبل به دعوت برنامه " جمع ما" مهمان شبکه دو بودم .

این برنامه از شنبه تا سه شنبه هر هفته به موضوعی مشخص می پرداخت که در آن ایام موضوع کارتیمی برای برنامه انتخاب شده بود.

شبی هم بنده میهمان برنامه بودم .

ابتدا گفتگویی با تیم خودروهای هیبریدی انجام دادند و سپس با من به گفتگو پرداختند .

متن این برنامه به لطف و علاقه سرکار خانم آتوسا احمدی پیاده شده است که در ادامه مطب می آید .وظیفه خود می دانم از محبت و تلاش ایشان کمال تشکر را داشته باشم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 و ساعت 22:47 |

خبرگزاري آريا-  هزينه تصادفات برون شهري در سالهاي اخير 10 برابر بودجه كل ساخت و نگهداري راههاي كشور بود.
به گزارش سرويس اقتصادي آريا، معاونت امور عمراني استانداري كهگيلويه و بويراحمد درنشست شوراي ترافيك استان گفت: حمل و نقل يكي از پايه هاي اصلي توسعه پايدار و متوازن در جوامع بشري محسوب مي شود و با مقوله هاي مهمي چون اقتصاد، امنيت و عدالت اجتماعي ارتباط تنگاتنگ دارد.
منوچهر حبيبي اظهار داشت: تامين و ارتقاي عبور و مرور با توجه به آمار بالاي تصادفات كشور يكي از دغدغه هاي مهم مسئولين است.
وي با بيان اينكه تصادفات ترافيكي در حال حاضر به صورت يك معضل اجتماعي مطرح است، تصريح كرد: تصادفات در سطح جاده هاي اصلي و روستايي همه ساله جان تعداد زيادي از هموطنان را گرفته و هزينه هاي گزافي را به جامعه تحميل مي كند.
حبيبي خاطرنشان كرد: به طور متوسط هر ساله قريب به 23 هزار نفر در سطح جاده هاي كشور كشته شده و حدود 700 هزار نفر نيز مصدوم مي شوند.
معاونت امور عمراني استاندار افزود: تلفات ناشي از تصادفات رانندگي در ايران با آمار شهداي معزز در طول 8 سال جنگ تحميلي قابل مقايسه است.
وي ادامه داد: در 8 سال جنگ تحميلي بالغ بر 218 هزار و 767 نفر از هموطنان ما به شهادت رسيدند كه به طور متوسط بيش از 28 هزار نفر در سال مي باشد و اين در صورتي است كه در سطح جاده ها نيز سالانه قريب به 23 هزار كشته و بيش از 700 هزار نفر مصدوم مي شوند.
حبيبي با تاكيد براينكه ايمني در جاده ها يك موضوع چند جانبه است، افزود: بايد پذيرفت كه هيچ دستگاهي به تنهايي نمي تواند از پس اين مشكلات بربيايد لذا ايمني جاده ها نيازمند يك كار تيمي است.
وي اذعان داشت: وضعيت تصادفات ومرگ و ميرها درمقايسه با سال 86 كاهش 16درصدي داشته واين در حالي است كه تعداد وسائط نقليه دوبرابر شده است.
معاونت عمراني استاندار در ادامه ابراز داشت: تصادفات ترافيكي اتفاقي نيست و نتيجه اختلال در سيستم انسان، وسيله نقليه، راه و محيط مي باشد و اقدامات بايد به گونه اي باشد كه تعداد اين اختلالات را كاهش داده و يا در صورت بروز از عواقب آن بكاهد.
وي خاطرنشان كرد: سيستم حمل و نقل بايد به نحوي طراحي شود كه تشويق كننده ايمني و رفتار ايمن باشد و در سرمايه گذاري ها براي ايمني راه با ديد باز و آينده نگري نگاه كنيم چرا كه هزينه تصادفات برون شهري ايران به تنهايي در سال هاي اخير بيش از 10 برابر بودجه كل ساخت و نگهداري راههاي كشور بوده است.
حبيبي عنوان كرد: هزينه متوسط يك فوت ناشي از تصادفات حدود 200 ميليون تومان است وهزينه يك معلوليت دائم حدود 300 ميليون تومان برآورد شده است.
وي با بيان اينكه در ارديبهشت ماه سال جاري تصادفات جاده اي 28 درصد كاهش داشته است، گفت: اين در حالي است كه در فروردين ماه با افزايش آمار تصادفات جاده اي مواجه بوديم.
معاونت عمراني استاندار حجم مسافران ورودي به استان، موقعيت آب و هوايي، تبليغات صورت گرفته در راستاي معرفي استان، نامگذاري استان در راستاي مقاصد گردشگري و از همه مهمتر ميان برو بودن مسيرهاي استان باعث شده است كه طي دوسال اخير ترافيك ورودي به استان به نحو چشمگيري افزايش يافته است.
وي با اشاره به بازگشايي محورهاي ارتباطي در استان گفت: بازگشايي محور ياسوج- باباميدان و ياسوج-شيراز و بهسازي ديگر مسيرها بر اين افزايش تاثير فراواني گذاشته است.
حبيبي خاطرنشان كرد: ضرورت دارد در راستاي چهارخطه كردن محورها كه البته اقدامات خوبي هم صورت گرفته است، با شتاب بيشتري دنبال شود.
وي با تاكيد بر اينكه ورودي هاي شهرستان ها نيز بايد ساماندهي شوند، اظهار داشت: نقاط حادثه خيز بايد شناسايي و حذف شده و همچنين در شهرها برنامه جامع ترافيك پيگيري واجرايي شوند.
حبيبي همچنين با اشاره به اينكه در شهرهاي استان به خصوص ياسوج و دوگنبدان گره هاي زيادي وجود دارد كه باعث به وجود آمدن ترافيك شده و مشكلات زيادي را براي مردم به وجود آورده است، گفت: ساماندهي تقاطع ها، نصب چراغهاي راهنمايي، همكاري مردم و حضور مستمر پليس قطعا بر روان شدن ترافيك تاثير مثبتي خواهد گذاشت.
معاونت عمراني استاندار با تاكيد بر اينكه صرف زمان در ترافيك يعني از دست دادن زمان و از طرفي نگراني و نارضايتي مردم و همچنين آلودگي محيط زيست، يادآور شد: همه اين عوامل براي جامعه هزينه است لذا ما بايد تلاش كنيم اين هزينه ها را به حداقل برسانيم.
وي در پايان متذكر شد: يكي از اهداف طرح هدفمندي يارانه ها، مديريت زمان، هزينه و اقتصاد بوده و چنانچه درست و بجا رعايت شود در باب ترافيك و جلوگيري از ترددها و مسافرت هاي غيرضرور و همچنين مسائل زيست محيطي تاثيرات بسياري خواهد داشت.

کد خبر: 20110620115534633
 
منبع :http://www.aryanews.com/Lct/fa-ir/News/20110620/20110620115534633.htm
+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 و ساعت 10:41 |
معمولا بهترین لحظه‌هایی که در کار تجربه می‌کنم، قرار گرفتن در کنار مدیرانی است که مسیر کاری طولانی را گذرانده‌اند (این موضوع الزاما با سن و سال رابطه مستقیم ندارد) و در صحبت‌های آنها جملاتی طلایی پیدا می‌شود که بی‌نهایت ارزشمند هستند. دو سه سال پیش مشاور یک شرکت بودم که در صنعت برق مشغول بود و نمونه یک کارآفرینی موفق بود. یک کار دو سه نفره کوچک تبدیل شده بود به یک کسب و کار بسیار موفق. گاهی صحبت‌های کاری که تمام می‌شد، با مدیرعامل شرکت که اتفاقا به لحاظ سنی جوان هم بودند شروع می‌کردیم به گپ زدن و این صحبت‌ها بسیار لذت‌بخش هم بود.

 


 

در تمام جلسه‌ها ایشون به من می‌گفت آقای مهندس باید تیم شد. باید تیم ساخت. باید با آدمهایی کار کرد که بشه باهاشون تیم رو حفظ کرد.

 

جواب دادن به این سوال که چرا باید تیم ساخت و تیمی کار کرد مثل جواب دادن به این سواله که چرا انسان به زندگی اجتماعی احتیاج داره؟ اما همونقدر که جواب به این سوالات بدیهی است، پیچیده هم هست. خیلی از ما هر روز ارزش کار تیمی رو تایید می‌کنیم. خیلی از ما پذیرفته‌ایم که تیم بودن خوب است. این موضوع تیم سازی در ناخودآگاه ما قرار گرفته. ولی در لایه‌های زیرین این موضوع، دلایلی وجود دارد که ارزش کار تیمی را بیشتر نشان می‌دهد.

 

اگر دنبال کننده مطالب من بوده‌اید با این موضوع آشنا شده‌اید که همه‌جا تاکید می‌کنم که ما ویژگی‌های و توانایی‌هایی داریم که با سرمایه‌گذاری روی آنها می‌توانیم پیشرفت کنیم. در کنار این موضوع ما نقاط ضعفی هم داریم که هرگز از بین نمی‌روند و تا آخر عمر با ما می‌مانند. یکی از راه‌حل‌هایی که می‌توان با آن نقاط ضعف را مدیریت کرد تیم سازی است. شما برای این که کاری را انجام بدهید به مجموعه‌ای از توانایی‌ها احتیاج خواهید داشت که الزاما همه آنها را ندارید. در این شرایط نقاط ضعف شما ممکن است برای شما نقطه ضعف باشد در حالی که همین نقاط ضعف می‌تواند برای دیگران نقطه قوت باشد. یعنی کارهایی هستند که شما از پس انجام آن برنمی‌آیید اما دیگران بخوبی آن را انجام می‌دهند.

 

اینجا می‌توان و باید تیم ساخت. تیمی که براساس توانایی‌های افراد بنا شده و اتفاقا شانس موفقیت بیشتری دارد. چه اتفاقی می‌افتد اگر تیم براساس نقاط ضعف افراد تشکیل شود؟ چه اتفاقی می‌افتد اگر تیمی شکل دهیم که افراد در آن مجبور باشند کارهایی را انجام بدهند که در آن خوب نیستند؟

 

منبع : http://draker.persianblog.ir/post/2998

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 و ساعت 10:40 |

یکی از مشکلات در کار تیمی، حالا هر تیمی با هر سایزی، عدم تمایل افراد به پاسخگویی به دیگر اعضا می‌باشد. مهم نیست که ما چقدر به کار یا سازمانمون علاقه داریم یا چه جایگاهی در تیم‌های سازمانی داریم، اگر بخواهیم در تیم‌های سازمانی موثر باشیم باید ویژگی پاسخگویی را در خود پرورش دهیم. اینکه  دیگران، نه فقط مافوق‌های ما، از ما در مورد مسئولیت‌های سازمانی سئوال کنند، از روند کارهایی که در دست ما می‌باشد پیگیری می‌کنند، گناهی مرتکب نشدند‌ه‌اند بلکه کار درستی می‌کنند. حتی به ما احترام می‌گذارند چون ما را در جایگاهی می‌بینند که توانایی پاسخگویی داریم. اگر فعالیت‌های دیگران به کار ما در سازمان مرتبط است و نتیجه کار ایشان از هر نظر،‌از نظر زمان، کیفیت و …، تحت تاثیر کار ما می‌باشند این حق را دارند که از ما پیگیری کنند و این وظیفه‌ی ما است که به آنها پاسخگو باشیم. حتی فراتر از این برویم.  اگر دیگران(حتی اگر مافوق ما نیستند) برای مطلع شدن از وضعیت  کارهای در دست ما، از ما پیگیری می‌کنند یک جای کار ما مشکل دارد! به عنوان یک عضو تیم باید شرایطی را فراهم آوریم که تمام افراد مرتبط در کمترین زمان و با کمترین زحمت و بدون نیاز به پیگیری مستقیم به وضعیت کارهای در دست ما پی ببرند. گزارش‌های روزانه، ارسال ایمیل، استفاده از شبکه‌های اجتماعی در سازمان و …  می‌تواند ما را در این امر کمک کند. به هر حال این وظیفه‌ی ما است که به دیگران پاسخگو باشیم.

و اما مدیران، یکی از تفکرات اشتباه و رایج در بین مدیران که باعث آسیب به کار تیمی‌می‌شود این است که:

  1. اگر فردی از تیم ما انتظار پاسخگویی داشته باشد و کارهای سازمان را پیگیری کند، به حریم مدیریتی ما تجاوز کرده است.
  2. اگر مانع ارتباطات تیم خود با دیگر افراد در سازمان شویم به تیم خود لطف کردم و به عنوان یک سد بین آنها و مشکلات سازمان عمل می‌کنیم.

با این دو تفکر ما هم باعث می‌شویم که تیم ما خود را از دیگر افراد سازمان را جدا بدانند و هم احساس شراکت در مشکلات سازمان را از آنها دریغ می‌کنیم. این باعث می‌شود که نوعی جناح بندی در سازمان‌ها شکل بگیرد و این تفکر را در افراد سازمان بوجود می‌آورد که “چرا ما دل بسوزانیم وقتی که فلان گروه بی‌تفاوتند و …”.

بنابراین در مقابل افرادی که از تیم ما پیگری می‌کنند جبهه نگیریم. نه تنها به تیم خود نگوییم که به دیگران پاسخگو نباشند، بلکه از آنها بخواهیم که در مقابل هر فردی در سازمان با هر سمتی که با ایشان در کار سازمانی مرتبط می‌باشد، پاسخگو باشند.

خلاصه اینکه اگر برای سازمان و تیم خود ارزش قائل هستیم باید پاسخگو باشیم و پاسخگو تربیت کنیم .

منبع :http://pmplus.ir/1390/06/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DA%AF%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85/

 

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 و ساعت 10:38 |
بررسی اهمیت حیاتی تیم‌ها در مدیریت دانش و چگونگی تبدیل تیم‌ها به عنوان یک منبع کلیدی جهت ایجاد برتری رقابتی.

     اینترنت و ICT (فناوری ارتباطات اطلاعاتی) معمولاً به دو صورت اصلی بر روی تیم‌ها و کار تیمی تأثیرگذار هستند. صورت اول که کاملاً بارز است در ارتباط با تشکیل تیم‌های مجازی می‌باشد و صورت دوم در رابطه با ارتباط میان تیم‌ها با مدیریت دانش است.


- تیم‌های مجازی:


     تیم‌های مجازی که مهمترین هدف آنها سرعت، تفاهم، ارزش افزوده، و انعطاف‌پذیری است جزو لاینفکی از اقتصاد نوین را تشکیل می‌دهند. گرایش به کوچک کردن هسته‌ی مرکزی سازمان‌ها و تا حد امکان قرار دادن فرآیندها در خارج از محدوده‌ی شرکت، منجر به بکارگیری از اینگونه تیم‌ها می‌گردد. کارگران مجموعه‌ای که تک شغلی نمی‌باشند و چند پروژه‌ی مختلف را همزمان انجام می‌دهند، اغلب در یک یا چند تیم مجازی فعالیت می‌کنند.

- ویژگی‌های یک تیم مجازی از قرار زیر است:

     گروهی از افراد که در نقطه‌ای دور از سازمان اما با همدیگر کار می‌کنند.آنها معمولاً در نقاط مختلف جغرافیایی کار می‌کنند و تفاوت‌های فرهنگی و اختلاف‌های زمانی بر روی آنها تأثیر می‌گذارد. ممکن است در یک مکان جهت بحث رودررو همدیگر را ملاقات کنند ولی شاید این امکان برایشان فراهم نشود.
     آنها برای برقراری ارتباط از لوازم الکترونیکی استفاده می‌کنند و منابعی را به کار می‌گیرند که در اینترنت وجود داشته باشد. گرچه الزامی نیست اما احتمال دارد که این گروه برای یک دوره‌ی کوتاه مدت بر روی پروژه‌ای کار کنند که با محدودیت زمانی روبه‌رو شده است. آنها را می‌توان کارگرانی دانست که دور از یکدیگر در کلبه‌ی الکترونیکی خود نشسته و مدتی طولانی برای یک کارفرما کار می‌کنند.
     آنها اغلب افرادی متخصص و متبحر می‌باشند که وقتشان اهمیت زیادی دارد.
     اعضای تیم احتمالاً به طور همزمان بر روی چند پروژه‌ی مختلف کار می‌کنند.
     ممکن است که در هسته‌ی مرکزی سازمان رهبری داشته باشند و یا نداشته باشند.
     کنایه‌آمیز است وقتی بگویم تیم‌های مجازی از تعریف و ایده‌ی یک تیم (یعنی گروهی از افراد که از نزدیک با هم کار می‌کنند و نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می‌شناسند) آنها عموماً وابستگی زیادی به هم دارند. افراد بر اساس توانایی‌های گوناگون خود انتخاب می‌شوند و اگر یک عضو کم کاری نماید تیم به هدف مطلوب خود نخواهد رسید. تأکید عمده آنها بر نتیجه و بازده نهایی کار می‌باشد مخصوصاً وقتی که روی پروژه‌ی خاصی که وابسته به زمان است کار می‌کنند. همچنین از معیارهای اجرای خاصی برخوردار هستند. ترکیب نتایج قابل سنجش که به وضوح مشخص شده‌اند و نیز بازخورد عملکرد آن بدین معناست که گاهی اندازه‌گیری عملکرد یک تیم مجازی که تا حدودی از سازمان "مادر" دور افتاده، آسان‌تر از نظارت بر عملکرد تیم‌های معمولی می‌باشد.

- مثال‌هایی از تیم‌های مجازی از این قرار می‌باشد:
     افرادی که در خانه از طریق کامپیوتر مشغول داده‌پردازی و دادن خدمات به مشتری‌ها می‌باشند که ممکن است به طور مستقیم و یا غیرمستقیم با مشتری‌ها وارد معامله شوند.
     تیم‌های پژوهشی که در دانشگاه‌ها و آزمایشگاه‌های مختلف سراسر جهان با یکدیگر همکاری می‌کنند.

     کار فروشندگی برای یک شرکت در یک محدوده‌ی جغرافیایی معین که ممکن است طی دوره‌های مشخص همدیگر را ببینند و یا فقط از طریق تلفن و پست الکترونیکی با یکدیگر تماس داشته باشند.


منبع : http://management2010it.blogfa.com/post-5.aspx

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 و ساعت 10:35 |
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، محسن رضایی صبح امروز در اولین همایش آموزش در ایران 1404 که در سالن رازی دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد، به تشریح سند چشم‌انداز 1404 پرداخت و گفت: سند چشم‌انداز ایران مهمترین سند مکتوب بعد از قانون اساسی است.‌

وی گفت: در این حوزه آموزش نقش مهمی را ایفا می‌کند چرا که خود آموزش بخشی از این قله و هدف است. ما باید بدانیم که چه آموزشی را در سال 1404 داشته باشیم و چه رسالتی بر دوش ما در این حوزه قرار دارد. بنابراین انتظار این است که کارشناسان با بسیج فکری نظام و جامعه را بهره‌مند کنند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: آموزش فرد را برای پذیرش مسئولیت‌های فردی و اجتماعی و ملی آماده می‌کند.

رضایی عقب ماندگی‌های سابق در کشور، تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی و اهداف بلند نظام جمهوری اسلامی را تشریح کرد و گفت: چشم‌انداز ایران برنامه یک تحول اساسی در جامعه ایران است که به اهداف خود خواهد رسید و الهام‌بخش در جهان اسلام خواهد شد.

وی تاکید کرد: نکته مهم این است که علاوه بر پیشرفت‌ها بتوانیم هویت خود را حفظ کنیم که در این زمینه نیاز به بسیج عظیم توانایی‌ها در کشور داریم.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، عراق، سوریه و افغانستان را با عنوان کمربند طلایی در منطقه خاورمیانه عنوان کرد و توصیف کرد: اگر کسی بتواند این کمربند طلایی را در اختیار بگیرد، می‌تواند نقش برجسته‌ای را در منطقه ایفا کند. لذا حضور آمریکا و فشار بی‌اندازه به این 4 کشور بی‌دلیل نیست.

رضایی ادامه داد: سه نظام مهارتی و فناوری، آموزشی و هویتی در نظام یادگیری و نوآوری در حوزه آموزش بسیار مهم است که باید با هم ترکیب شوند و برنامه‌ریزی آموزشی و مدیریت آموزشی ما بر مبنای این سه نظام صورت گیرد.

در این صورت می‌توان امیدوار بود که توسعه به همراه حفظ هویت ما محقق شود.

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به نقش معلم، مربی و دانشجو؛ افزایش پرسشگری و کار تیمی را در این بخش بسیار ضروری دانست و افزود: برای ایجاد تحول و ارتقاء آموزش باید به این نکات اساسی توجه شود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش پایانی سخنان خود به تحولات و خیزش‌های اسلامی در منطقه و قیام وال استریت اشاره کرد و گفت: موج جدیدی در عالم در حال وزیدن است. لذا ما می‌توانیم توسط اندیشمندان ایرانی نقش اساسی،‌ منطقی و عقلانی را در این عرصه ایفا کنیم. چرا که اندیشمندان ما مستعد این کارهای بزرگ هستند.

رضایی افزود:‌ ملت‌ها و بیداری اسلامی منطقه تشنه یک قدرت حامی خود هستند لذا اگر جمهوری اسلامی ایران در اقتصاد، علم و فرهنگ جلوتر از جایگاه امروزی خود بود، بسیار بهتر می‌توانست از این بیداری اسلامی حمایت کند که البته به خواست خدا آن روز فرا خواهد رسید.

منبع : http://khabarfarsi.com/ext/1404536

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در دوشنبه نهم آبان 1390 و ساعت 9:56 |

 

رامبد باران دوست

خبر درگذشت استیو جابز را در هنگام ضبط برنامه رادیویی ام ( تدبیر) دریافت کردم و ابتدا اندیشیدم که شوخی ساده است در پی استعفای وی. اندکی تامل کردم و به خاطر آوردم که مدتها بود که جابز به دلیل بیماری سرطان دچار تغییر در جثه شده بود . پس ممکن بود خبر صحت داشته باشد . آری ، صحت داشت .

مدتی کوتاه ذهنم را به این موضوع متمرکز کردم و دیدم همین درگذشت چقدر معنا در خود نهفته دارد که می توان به آنها پرداخت ، ولو گذرا و اشاره وار:

1-      جابز از جمله کارآفرینانی بود که تمامی خصوصیات یک کارآفرین موفق را در خود جای داد . از گاراژ منزل پدرش شرکتی را بنیان نهاد که عالم گیر شد . دست خالی شروع کرد ، تنها با یک یار که تیمی دو نفره ساختند و طی حدود ده سال به سازمانی رسیدند که چهار هزار پرسنل داشت.

2-      جابز هم مانند بسیاری از کارآفرینان و مخترعین در ساختار رسمی آموزشی نمی گنجید و طفلی گریز پای بود. به همه نیز توصیه می کرد ساختار شکن باشند . در تولیداتش هم ساختار شکست.

3-      بعد از آدم الوالبشر که سیب مایه اخراجش از بهشت شد و نیوتن که سیب برایش مایه کشفی بزرگ ، سومین فردی است که رابطه ای پر معنا با سیب داشت.

4-      به چنان توانی رسید که بتواند دنیا را در دستانش ببیند و بخشی از این کره خاکی را به خود اختصاص دهد .

5-      جاه طلبانه به هدایت بازار پرداخت. بازاری که شاید میلی به کالاهای اوی نداشت اما راهبری و رهبری هوشمندانه او بازار ساخت ، بازار را تشنه کرد ، بازار را هدایت نمود و بازار را رقابتی کرد.

6-      هنوز هم که به عکس معروف سیاه و سفیدش نگاه می کنید ، چشمان نافذ و مغروری را می بینید که هزاران رویا در سر داشت. اگرچه در آن تصویر دستی به ریش جوگندمی خود دارد ، اما از ذکاوتش برای ثبت پتنتهای بیشمار در شرکتش استفاده نمود.

7-      مرگش برای شرکت ها نکته است . در پی مرگ بنیانگذار موسسه چه بر سر شرکت می آید؟ آیا به سیبی است که تاریخ می پیوندد و یا اینکه ذکاوتش را پیشتر به کار گرفته بود تا در غیبت پیش بینی شده اش هم سکان دار بماند؟

 

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در شنبه شانزدهم مهر 1390 و ساعت 10:36 |
 

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، پرويژ آژيده ظهر امروز در ديدار با جمعي از مديران استاني و اعضاي شوراي اسلامي شهر تبريز خواستار به كارگيري روش‌هاي مديريتي مبتني بر اصول اسلامي و علمي در ميان مسئولان نظام شد.
معاون سياسي استاندار آذربايجان‌شرقي با اشاره به جايگاه مسئوليت‌پذيري در نظام جمهوري اسلامي ايران گفت: مسئوليت در نظام اسلامي با وجود زحمات و مشقات فراوان به عنوان يك موهبت الهي محسوب مي‌شود.
وي تاكيد كرد: فراهم شدن زمينه خدمت به خلق يك عنايت الهي است كه بايد از سوي مسئولان جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك ارزش مهم تلقي شود.
اين مسئول بر تامين رضايت الهي در خدمت اداري تاكيد كرد و متذكر شد: مديران بايد در فعاليت‌هاي خود رضايت الهي را در نظر داشته باشند تا به فرموده امام راحل هيچ‌گاه خسته نشوند.
اين مسئول بر ضرورت‌هاي مديريتي اشاره كرد و ابراز داشت: شرح صدر و كار تيمي از اصول مديريت است و مديران بايد با نگاهي جامع تصميم‌گيري كنند.
آژيده خواستار همراه‌سازي همكاران اداري در تصميم‌گيري مديران شد و تصريح كرد: مديران اگر به نظرات همكاران توجه نكنند و در تصميم‌سازي‌ها آنان را مشاركت ندهند احتمال موفقيت در برنامه‌ها محدود است.
معاون سياسي استاندار آذربايجان‌شرقي تاكيد كرد: بارها مشاهد شده كه مديران بدون توجه به نظرات همكاران خود تصميم‌گيري كرده و با مشكلات عديده‌اي نيز مواجه شده‌اند.
وي در پايان اذعان داشت: مشورت و استفاده از نظرات ديگران و خصوصاً همكاران در يك مجموعه يك روش عقلايي و دستور اسلامي و قرآني است.
انتهاي پيام/ن20

منبع : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9003280591

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در یکشنبه سوم مهر 1390 و ساعت 10:14 |
مترجمان: هومن درخشانیان-هدی سلیمانیان
 

 
 
خلاصه كتاب: تلخيص: عليرضا غلامي
 
 مقدمه : حتما این مساله  که در یکی از گردهمایی های تیمی شرکت کرده و عصبی شوید برایتان رخ داده است .  تا مدت به این فکر هستید که الان زمان حرکت است یا اکنون زمان تصمیم گیری است . اینجا نوبت رهبری به شما میرسد و فرصت خارق العادهای روبه روی شماست چگونه از این گروه از افرادیک تیم باارزش میسازید ؟ شکلی که همواره در سر داشتید ؟ چه برنامه ای دارید؟  در تمریناتی که من از افراد میخاهم درباره تجربیات تیمی خود چیزی بنویسند با این کلمات برخورد میکنم . تعارض . ناامیدی . ناکامی . جلسات پنهانیالبته این تجربیات قاعدتا با تجربیاتی چون . موفقیت مشترک . دوستیابی . لذت . نشاط فراوان توام است.
یک تیم  می تواند بعنوان یک فضا برای برانگیختن انگیزه . انرژی متمرکز وبالاترین حد کالایی باشدویا میتوان یک تیم رامانند یک بیابان بیاتها تصور کرد .
اما تفاوت انهادر چیست؟البته رهبری یک تیم کار بسیار دشوار و خارق العاده ای نیست. تقریبا هر کسی از عهده رهبری  یک تیم برمی اید . اما انچه حایز اهمیت است درک درست وشفاف از عملکرد تیم واینکه چه تفاوتی میان تیم وافراد مستقل وجود دارد .تعهد به هماهنگیاجزا . همدلی شکیبایی و پایداری والبته تعدادی اندک از تکنیک چهت اقدام            پیش گیرانه میباشد.
شما باید تیم را مدیریت و رهبری کنید بدین معنا که میان افراد هماهنگی . ارزیابی و کنترل  و تلاش را اشاعه دهید. و در زمان مقتضی توجه افراد را به هدف . گاهی زمان و گاهی نتیجه عملکرد معطوف کنید.
مدیریت مناسب باعث تقویت انگیزه و اطمینان اعضای تیم گشته و موجب اطمینان خاطر انها جهت تلاش . صرف زمان و انرژی روی اهداف میشود
تیم چیست ؟
انسانها میتونند بعنوان یک گروه با هم به چیزهایی دست پیدا کنند که هر یک به تنهایی قادر به بدست اوردن انها نیستند.
Franklin  Delano
یک تییم را میتوان به صورت یک گروه از انسانها که برای انجام کاری با هم سازماندهی شده و یا بعنوان یک گروه که کار مشابهی انجام میدهند و به شخص واحدی گزارش میدهند . توصیف نمود.
در واقع نمیتوان روی هر گروهی نام تیم را گذاشت حتی برخی از گروهها که گاهی نام های دیگری میگیرند نمای خارق العاده ای از یک کار گروهی هستند .
با ید توجه داشت که یک تیم موثر نسبت به یک گروه از افراد ماهر اما منفرد بهتر نتیجه میگیرد. سریعتر حرکت میکند و خلاقانه تر به حل مشکلات میپردازد. البته  افرادی در این تیم ها کار میکنند نیز لذت می برند وانگیزه بیشتری پیدا میکنند . در یک جمله  انها بهترین های تیمشان را به ارمغان می اورند.
بنابراین مزایای تشکیل یک تیم شامل :
1.    افزایش قدرت افزایش کاراییبه واسطه تشریک دانش و تجربیات دست  فعال بودن.گستردگی دیدگاههاو پنجه نرم کردن با مشکلات
2.    تمایل به پاسخگوییموثر به تغییرات و ریسک پذیری
3.    مسوولیت مشترک در مقابل وظایف و
4.    تعهد مشترک در مقابل اهداف
5.    افزایش مسوولیت پذیری در وظایف
شناخت مشکلات تیم :
به عنوان یک شخص مسوول شما همواره باید مراقب دام های بلقوه سد راه راهبری یک تیم باشید . مهمترین مشکلات رایج میتواند به شرح ذیل باشد.
1.اهداف نامشخص یا متناقض در تیم
2.عدم وجود راندمان مناسب در کار گروهی افراد با یکدیگر
3. زمان بر بودن راهبری تیم
زمانیکه تصمیم به ایجاد یک تیم میکنید بر هر دو بعد مزایا و معایب ان بیندیشید
تناقضات افراد که میتواند بعلت تفوت ذاتی باشد . دخالت افراد در مهارت های یکدیگر میتواند باعث رخوت در بروز توانایی و خلاقیت اعضا در گروه گردد. زمان وانرژِ ی که باید صرف تشکیل و پیشرفت یک تیم شود. تامل وتعمق هر چه بیشتر در فرایند تصمیم گیری.
توجه داشته باشید که شما بعنوان یک رهبر تیم باید شخصیتی عمل گرا داشته باشید تا بتوانید در میان افراد با این ابعاد منفی به نتیجه دلخواه دست یابید.
برای داشتن یک تیم کارا چگونه برنامه ریزی کنیم ؟
دانستن اینکه تیم چه میکند؟
با اینکه اهداف و ماموریت نهایی یک تیم ویژه ی خود ان تیم است و عملکرد خاصی دارد  اما همه تیم ها از یک برنامه عمومی پیروی میکنند. یک تیم باید:
اهداف را مشخص کرده و به انها متعهد باشد
وفاق جمعی برای رسیدن به اهداف داشته باشد.
عملکرد ها را برای  انجام وظایف تعیین کند
دارای اموزش چند گانه برای افراد باشد
با تمام واحد های در گیر ارتباط برقرار کند
تشخیص هدف یک تیم :
تیم شما توصیه سیاسی میکند یا به اجرای نقشه استراتژِیک می پردازد؟ ایا به مشکلات کیفیت می پردازد ویا کارهای زیر بنایی بلند مدت انجام میدهد؟
ماموریت هر انچه که باشد شما بعنوان رهبر یک تیم باید تیم را متناوبا به مسیر اصلی خود سوق دهید.
بعنوان رهبر تیم شما و مدیررانتان نیاز به دید گاهی مشترک از چشم انداز تیم داشته باشید و در رابطه با موراد ذیل نیز باید اتفاق نظر داشته باشید.
تصمیمات افراد به ویژه در تیم های چند وظیفه ای
قرار دادها با متخصصان خارجی و یا مشاوران و یا یافتن منابع خارجی ویا مشاوران و یا منابع خارجی اضافی برای هر تیم
انعطاف در مقابل کارکرد و برنامه تیم
برای داشتن یک تیم پر بار و خوب به یک سری مهارت ها و افراد ماهر و شکیبا در زمینه ارتباطات . درک و مباحثه نیازمند میباشیم.
این یک روش برای ترکیب بندی تیم جهت انجام یک پروژ ه موفق است.
نسخه استیو سالیوان برای خلق یک تیم خوب و کارا:
1.    عقل سلیم و رفتار انسانی / 50%
2.    علاقه جمعی برای دست یابی به بهترین نتایج/ 2%
3.    فرایند شفاف  20%
4.    علم ودانش محتوایی  10%
5.    توجه داشته باشید که امیزه ای از موارد فوق به یک تیم موفق تبدیل میشود و به خاطر داشته باشید که دانش محتوایی بخشی از این نسخه است نه چیزی که ان را راهبری میکند .
تیم خود را برای موفقیت اماده کنید: بعنوان رهبر تیم شما یک نوع رابطه میان گروه خود و مدیران ارشد ویا مشتری ها می باشد. پس از ابتدا تیم خود را برای دستیابی به موفقیت اماده کنید.
تمام پیش فرض های مدیران ارشد و یا مشتریان خود رابررسی کنید بعنوان مثال :
ایا اهداف تیم کاملا شفاف است؟
ایا بودجه در نظر گرفته شده و زمان تحویل واقعی میباشد؟
ایا منابع تخصیص داده شده برای رسیدن به هدف کافی است؟
ایا تیم دارای اختیارات و پشتیبانی لازم جهت انجام کار میباشد؟
اگر جواب به سوالات بالا خیر است. باید به عقب برگردید و با تیم خود بحث و برای رسیدن به اهداف واقع گرایانه نگاه کنید.

پیش گستر باشید : خلاق باشید  و بدانید بازگشت به عقب به معنای شکایت . نالیدن ویا رد کردن کار تا زمانی که همه چیز درست نیست . قسمتی از رهبری به معنای پیشگام و ابتکاری بودن می باشد.
اگر از نظر منابع در تنگنا هستید:
از اطرافیان خود کمک بگیرید. میتوانید از هر شخص شایسته ای در این زمینه ایده و کمک بخواهید.
از بخش ها و واحدهای دیگر مساعدت بطلبید.
ازابتکارعمل خود جهت تامین افراد. وسایل .امکانات و تکنولوژی لازم بهره ببرید.
اگر چارت زمانی و یا بودجه شما کاملا غیر واقعی بود:
-جایگزین واقعی تر انتخاب کنید
- توجیه قدرتمندی برای انچه نیاز دارید بیاورید
- احتیاجات خود را برای دریافت منابع بیشتر اثبات کنید
-  آنچه که بر محدوده زمانی و مالی موجود میتوان انجام داد را شرح داده و نشان دهید
واقع گرا باشید :
اگر مطمئن هستید که زمانبندی شما غیرواقعی است ویا منابع شما کافی نیست اماهنوزبرعقید خود مبنی برانجام کاربه نحو احسن پافشاری میکنید.شما تیم خود را محکوم به فنا نموده اید خواسته اندیشی وافکار واهی فقط به ناامیدی وشکست منتهی میگردد و شما اعتبار خود را نه تنها درمقابل مدیریت ارشد بلکه در برابر اعضای تیم از دست خواهید داد.پس واقع بینانه بیندیشید واگراهداف شما دست نیافتنی است ان را رها کنید.
چگونه یک تیم کارا و پر بار داشته باشیم ؟
شناسایی نقش های تیم: با اینکه هر تیم بنا بر مقتضیات خود نیازمند یک سری ازتوانایی ها میباشد . اما تقریبا تمام تیم ها نیازمند یک سری نقش های ازپیش تعیین شده برای اجرای امور عمومی میباشند . در زمان فرم دهی یک تیم این نقش ها و مسولیت ها را باید در ذهن خود داشته باشید.
انتخاب بهترین ها و مناسب تری ها برای عضویت در تیم :
در هنگام  انتخاب یک عضو جدید حتما از توانای فرد در به اشتراک گذاشتن توانایی و مهارت های خود در تیم اطمینان داشته باشید و نه تنها  به افرادی که دارای توانایی مورد نظر شما هستند بلکه به انهایی که توانایی بالقوه فراگیری و پیشرفت در توانایی شما را دارند نیز توجه کنید این مهارت ها میتوانند مهارت های میان فردی یا  گروهی  و یا تیمی باشند. استخدام بر اساس نگرش و رفتار  اموزش برای اموختن مهارتهاست : بدیهی است که شرکت کنندگان در یک تیم نیازمند اموزش های بخصوصی درارتباط با مسوولیت هایشان هستند . اما بسیاری از مدیران صرفا  برروی یافتن افرادی با داشتن مهارت و تجربه یا دانش خاصی تمرکز می کنند . مدیران موفق همواره بر این نکته پا فشاری میکنند که رفتار و نگرش افراد به همان مهمی مهارت و تجربه حتی در مشاغل حساس میباشد.
اندازه یک تیم ؟ این یک تمایل ذاتی است که خواستار یک تیم بزرگ باشیم  رهبران مایلند تمامی افرادی کهبه نحوی از نتیجه کار تیمی منتفع شده  و یا تاثیر میپذیرند به نوعی درگیر تیم شوند اما باید به یاد داشته باشیم که هر چه تعداد افراد درون یک تیم زیاد شود  کارای و بهره وری تیم مورد تهدید قرار میگیرد.
چند نکته برای انتخاب اعضای تیم:
-افرادی ر به کار گیرید که قادر به همکاری در مجموعه ای از مهارت های مورد نیاز شما باشند.
- افرادی را انتخاب کنیدکه مشخصا مهارت های حل مشکل و تصمیم گیری را داشته باشند . 
 - از توصیه و پیشنهاد های همکاران و مدیران خود بهره جویید .
- از افرادی که برای عضویت در تیم میگیرید سعی کنید تجربه کافی داشته باشند.
- افرادی رابیابید که  همکاری در تیم شما را همانند فرصتی برای اموختن و به اشتراک گذاشتن توانایی ها و تجربیات در تیم بدانند.
نسبت به انگیزه افراد حساس باشید. هر شخصی با ورود خود به تیم توانایی ها و انگیزه ها و علایق خود را همراه با خود می آورد . هنر انتخاب افراد در شناخت علایق و خواست های انهاست. عموما چه چیز های باعث انگیزه افراد میشود ( پول – موارد مالی) بعنوان مثال بعضی ها میخواهند : فرصتی را برای پرورش و ترقی  داشته باشند و یا یک تجربه خوب داشته باشند از یک موفقیت خلاقانه. 
فرایند تصمیم گیری مورد نیاز تیم خود را انتخاب کنید : غالبا تصمیم گیری  به طرق زیر اخذ میگردد:
 1 .تصمیم گیری رهبر و انتقال ان به اعضا : این راه میتواند یکی از سریع ترین طرق و البته حاوی کمترین حمایت از طرف تیم باشد البته اگر اعضا احساس کنند که نظرات انها نیز شنیده ومورد توجه قرار میگیرد این روش میتواند خوب عمل کند .
2. تصمیم گیری با رائ اکثریت: این روش قابل قبول تر و قابل لمس تر برای افراد بوده والبته افراد مخالف همواره احساس تنهایی و جا ماندگی دارند.
3. تصمیم گیری گروه کوچک خبرگان: این روش روش اعتماد واطمینان از سوی دیگران تلقی میشود .
4. تصمیم گیری بر اساس اجماع و توافق عمومی: البته این به معنای کسب رضایت تک تک  افراد تیم بر سر تصمیم نیست بلکه به معنای کنار امدن با تصمیم گرفته شده می باشد . نتیجه این روش ساختار دهی به تعهد افراد میباشد 
انواع مختلفی از تصمیم گیری وجود دارد اما اینکه کدام بهتر است مستقیما وابسته به پشتیبانی و پذیرش اعضای تیم میباشد.
با نظر خواهی ازتمام اعضای تیم انها را تشویق وبا انگیزه نمایید : برای درگیر کردن تمام افراد تیم از تمام انها صراحتا نظر خواهی کنید و گاهی جریان ازاد جلسه را به سمت دیگران سوق دهید . بعضی افراد صحبت کردن درمیان جمع را بدون امادگی قبلی دوست ندارند و برای بازگو کردن عقاید خود احساس خجالت میکنند پس درجلسات برای تمام اعضا زمان ابراز عقاید را بگنجانید تا تمام تیم ازان منتفع شود.
حالا فرض کنید درباره موضوعی تیم به ناسازگاری برخورده و شما برای دستیابیبه نتیجه قابل قبول به انها کمک میکنید .  چگونه ؟ در زیر تعدادی از روش ها اورده شده است : تیم را به سوی هدف غایی ان راهنمایی کنید – افراد را به اشتراک گذاردن افکار و عقاید متفاوت و اجماع عمومی تشویق کنید.
-    به افراد نشان دهید که با تمرکز و اولویت دادن به اهداف تیم نسبت به اهدف فردی تیم به  تمام اهداف و منابع خود دست خواهند یافت. برای تشویق کار تیمی نسبت به عملکرد فردی از سیستم پاداش استفاده نمایید.
تیم خود را قدرتمند کنید:در صورت امکان ازرائ اکثریت استفاده نمایید
-    تیم خود را به حل مشکلات مربوط به حوزهی تخصص مربوطشان تشویق کنید
-    پذیرای ایده های جدید و افکار تیم خود باشید
-    به تقویت مشارکت اعضا در وظافشان بپردازید
روش رهبری تیم خود را ازمایش کنید: پیش از بررسی وانتقاد از تیم خود به عقب بازگشته و بصورت صادقانه و دقیق به روش رهبری خود نگاهی بیندازید . ممکن است رفتار و روش شما مسبب مشکل بوده و یا حداقل باعث تشدید مشکل شده باشد وازفهرستی برای بررسی کارخود استفاده کنید. وگاهی هم مشکل ممکن است از طرف اعضا باشد . معمولا یکی از افراد تیم نسبت به دیگر اعضای تیم مشکل ساز تر بوده و این شخص میتواند توسط دیگر اعضا بعنوان یک : شخص از زیر کار درو که نمیخاهد وظایف محوله را به درستی انجام دهد نگریسته میشود- شخص نیمه رهبر که میخاهد بر کل تیم تسلط داشته باشد –شخص خواهان ترقی که تمام اعتبار تیم را برای خودش میخاهد.
هرگز تظاهربرعدم وجود مشکل نکنید این روش وضع را وخیم تر میکند. حالا روش هایی معرفی میگردد که میتواند مثمر ثمر باشند 
1- درابتدا به طور خصوصی با فرد صحبت نمایید و مشکل را برای وی تصریح نمایید وقضاوت دیگران درباره وی را مطرح نمایید و سعی نمایید درباره طرزعملکرد خود نیز توضیح دهید
2-بعد از مکالمه خصوصی با فرد به بررسی عملکرد ومشکل ساز بودن وی بپردازید ایا عواملی وجود دارد که فرد فکر کند که از اهمیتی برای گروه بر خوردارنمی باشد؟ وی از تیم در قبال عملکرد خود چه چیزی دریافت می نماید؟
3- اگرصلاح است ازدیگرافراد تیم به صورت خصوصی درباره اینکه چرا فرد موردنظرعملکرد مناسب را نداد سوال کنید ودقت نمایید طرح این سوال برای یافتن دلایل مشکل بوده نه ایجاد فضای انتقاد. 
4-اگرراه حل اسان بود این کار را سریعا انجام دهید و مشکل را بر طرف نمایید.
5-درصورت لزوم با فرد مورد نظر دوباره صحبت کرده و از تقدم و اهمیت اهداف تیم و نقش وی در     دست یابی به اهداف وی را آگاه سازید.
6- با طی مراحل فوق اگر در نگرش و عملکرد فرد تفاوتی حاصل نشد به بررسی حذف وی بپردازید.
تعارض بین افراد : هرشکلی از تعارض غیر خلاقانه خصومت میان اعضا اختلاف عقیده وسرسختی میتواند باعث اختلال در کار تیمی شود در مقابل هر گونه اختلال در روابط بین افراد هوشیار باشید. 
مراحل تعارض : 1. تعارض راشناسایی کنید ، ممکن است ناگهان ظاهر نشود اما شما باید نشانه های خصومت را احساس کنید،دوتن از پرسنل ممکن است از هم دوری کنند و یا در جلسات بی محابا از هم انتقاد کنند، وقتی با هم روبه رو می شوند به حرکات بدن و تن صیایشان توجه کنید
2-در ارتباط با هر فردی کنکاش کنید. به دقت گوش کنید و مشاهده کنید. دنبال ریشه های تعارض باشید.
3- بعد از گوش کردن به صحبت های  طرفین ، انها را کنار هم قرار دهید و سعی کنید بی طرفانه قضاوت کنید
4- اگر حکمیت موفقیت امیز بود، سوء تفاهمات حل میشود و یا حد اقل کاهش می یابد.
اگر این سیستم موفقیت امیز نبود شما ناچاربه انتقال  یک یا هر دو نیروی مورد بحث خواهید بود.
نیرو دادن به تیم : مرتبا اهداف تیم را بازرسی کنید، مطمعن شوید که اهداف تیم در راستای اهداف سازمان است،و مدیران ارشد در جریان پروزه هستند. با کار تیمی اهداف تیم را به وظایف تخصصی ریزتر تقسیم کنید و جدول زمانی برای اجرای انها تهیه کنید . بیش از حد خوشبین نباشید، همیشه انتظار درصدی از خطا را در کار های خود داشته باشید و در عین حال کارهایی که تیمتان میتواند انجام دهد دست کم نگیرید و اگر انتظارات را بیش از حد کم کنید ، توانای های تیم را از دست داده اید.
پاداش اعضای تیم فراموش نشود: تیم ها هم مثل انسانها با پاداش دادن دارای انگیزه میشوند. یک سیستم خوب پاداش کمکی است برای رسیدن به موفقیت در تنظیم  یک سیستم خوب مطمعن باشید که :
تاکید بر روی تیم است نه فرد- تخصیص پاداش فقط در پایان دوره نباشد بلکه میتواند در دستیابی به شاخص های استراتزیک  در طول مسیر نیز باشد. 
 دقیقا  در نظر گرفته شود که چه کسانی باید پاداش بگیرند – درباره افرادی که در میانه راه پروژ را ترک میکنند یا به تیم اضافه میشوند رهکارهایی در نظر گرفته شود.  و حالا نکاتی در مورد نیرو دادن به تیم: روح خوش بینی را جاری کنید . پنج دقیقه اول هر جلسه را به این کار اختصاص دهید و کارهای انجام شده را بازگو کنید – به اعضای تیم یاد اوری کنید که تحقق منافع فردی انها در گرو موفقیت گروه است . پیروزی های کوچکی را که میتواند باعث ایجاد صمیمیت شود را شناسایی کنید و به اعضای تیم مقصود از کاری  را که انجام میدهند را یاداوری کنید. پاداش ها میتوانند مانند اهداء تیشرت ، بلیط  مسافرتی ، نهار ، لیوان  و نشریه و نظایر ان باشد. به ترفیع پرسنل خارج از وظایف تیم هم کمک کنید، حتی اگر این کار برایتان مشکل باشد: از سیستم پاداش خلاقانه استفاده کنید، خلاق باشید و از پاداش هایی استفاده کنید که برای اعضای تیم جذاب باشد و سعی کنید دستاورد های مهم تیم را به دیران ارشد گزارش دهید – درج تشویق ها در پرونده هم تصمیم گیری خوبی میتواند باشد.بهترین پاداشی که میتانید به اعضا بدهید دادن بازخورد مثبت میباشد، قدر دانی از اعضا در جلسات عمومی میتواند مفید باشد.
دسته بندی : دسته بندی وقتی رخ میدهد که یکی از زیر گروه ها به طور کامل ازتیم جدا شود. این زیر گروه فلسفه یا روش متفاوتی نسبت به تیم دارد. مذاکرات با بیمیلی دنبال میشود و رسیدن به اجماع برای تیم غیر قابل دسترسی میباشد.
بد اخلاقی گروهی از وقتی شروع میشود که: بعضی از افراد خود را از همه نظر زرنگ تر، باارزش ترو قوی تر بداند.
سیستم پاداش غیر عادلانه باشد – یکی از گروه هاقدرتمند تر از دیگران باشد – گروههای که احساس کنند ارشدیت انها برایشان مزیت محسوب میشود. 
فراتر از دسته بندی ها حرکت کنید : دسته بندی ها میتواند تمام کارهای یک تیم را خراب کند ، شما بعنوان یک رهبر باید بتوانید این دسته بندی ها را تشخیص دهید، منابع وععل ان را دریابید و بدانید که چگونه میتونید ان را حذف کنید یا تاثیر ان را کم کنید، مدیریت و ارایش مجدد دسته بندی ها و کنترل تیم و زیرگروه های ان باید بسیار هدفمند و جدی صورت گیرد. نکاتی برای حذف دسته بندی ها: 
ترکیب تیم ها را عوض کنید.
تیم ها را به شکلی تشکیل دهید که به جای اینکه مرزبندیهای ان باعث اشتقاق شود ،یاداور همگرایی افراد با هم باشید.
توازن قوا را در تیم به وجود اورید.
سیستم پاداش را مجددا بیازمایید. 
 چگونه عملیات را ارزیابی کنیم ؟
برای  سنجش ارزیابی عملکرد تیم از مقیاس مناسب استفاده کنید. تیم ها میتوانند مقیاسهای مناسب را برای سنجش عملکرد خود در راه دستیابی به اهدافشان ، تعیین کنند، برای هر پروژه بسته به بزرگی و کوچکی کارهایی که باید انجام  شود، مقایسه های متفاوتی وجود دارد. در ادامه شما را با نمونه های از موضوعات قابل سنجش در پروژ ها اشنا می کنیم. 
-رسیدن به اهداف تجاری که بر عهده تیم گذاشته شده است
- رضایت مشتریان
-قیمت واقعی پروژه انجام شده در مقایسه با بودجه
کیفیت مصول یا خدمات 
-سود اوری
-زمان تحویل سفارش
-اتلاف وقف  (ساعت)
عوامل ارزیابی عملکرد: در ارزیابی عملکرد سنتی،بیشترین توجه روی نتایج نهایی و خروجی کار بود. اولین تفاوت این روش با روش های جدید این است که در روش های جدید اگر چه دست یابی به هدف بسیار مهم است اما راههایی که تیم را برای دست یابی به اهداف پیموده نیز مهم است. در راه رسیدن تیم به اهداف، کار گروهی یکی از مقایسه های مهم است. معیارهای ارزیابی که در لیست زیر امده اند .
نتایج و فرایند ها : دست یابی به اهداف
-    رضایت مشتری 
-    کیفیت نهایی کار
دانش فنی وبه دست اوردن مهارت لازم

انتخاب روش ارزیابی :  روش های بسیاری برای اندازه گیری موفقیت تیم وجود دارد که بر اساس پیچیدگی پروژ ها، زمان مورد نیاز و قیمت ان انتخاب میشود. این روش هاشامل 
1-مقایسه با تیم های مشابه در سازمان های مشابه
2- نظارت بر تیم بوسیله یک مشاور که عضو تیم نباشد
3-ارزیابی فرایند انجام کارها با استفاده از اهداف و جدول برنامه ریزی
4-تشویق مرتب، بحث های غیر رسمی برای دست یابی به یک تیم پویا و فعال
5-جلسات نقد وبررسی، اینکه چه کارهایی به خوبی انجام شده و چه کارهایی درست انجام نشده  و چگونه این تجارب میتواند در پروژ های اتی کاربرد داشته باشد 
 
+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 و ساعت 22:46 |
در کار تیمی بعد از هدفگذاری نیاز به تعیین استاندار کاری می باشد مخصوصاْ تیمی که می خواهد بازار کار مربوط به مناطق تحت پوشش خود را سرویس دهی کند . اگر در این بین شخصی پیدا شود و حرف خودش را بزند ٬ تیم بازار یا محل درآمد خود را  از دست خواهد داد  پس باید برای کار تیمی چکار کرد؟
اولین کار هدف گذاری است و بهعد از آن تعیین استاندار انجام کار و تفهیم و آموزش به کل تیم از عمده فعالییت های است که باید انجام شود 

منبع : http://shahverdeli.blogfa.com/post-498.aspx

 

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در یکشنبه بیستم شهریور 1390 و ساعت 13:35 |
در مقايسه با افرادي كه به تنهايي عمل مي‌كنند، انديشه‌هاي ‌بيشتر و اطلاعاتي افزون‌تر ايجاد مي‌كنند. بنابراين، در تصميم‌گيري و مشكل‌گشايي از اطلاعات بيشتري بهره  مي‌برند و از كيفيت بالاتري برخوردارند.

·        تفاهم و پذيرش را در ميان افرادي كه در مشكل‌گشايي و تصميم‌گيري دخالت دارند، به سبب مشاركت اعضاي تيم در فرايند، بهبود مي‌بخشند.

·        به واسطه تأثيرِ «تسهيلات اجتماعي» از افرادي كه به تنهايي عمل مي‌كنند، انگيزش و سطوح عملكرد بالاتري دارند. افراد هنگامي كه گرداگرد افراد ديگر هستند، نيروي  بيشتري پيدا مي‌كنند و فعال‌تر هستند.

·        سوگيري‌هاي شخصي و نقاط كوري را از ميان بر مي‌دارند كه مانع تجزيه و تحليلِ مسائل و عملكرد مؤثر مي‌شوند اما افرادِ تنها آنها را مورد توجه قرار
نمي دهند.

·        احتمال بيشتري دارد كه در يك تغيير مخاطره آميز درگير شوند ـ‌ يعني در مقايسه با افرادي كه به تنهايي عمل مي‌كنند، به بديل‌هاي خطرناك و كارهاي ابتكاري روي آورند.

منبع :http://shahverdeli.blogfa.com/post-495.aspx

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در شنبه دوازدهم شهریور 1390 و ساعت 13:13 |


+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در چهارشنبه نهم شهریور 1390 و ساعت 19:5 |
 گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، دکتر دانیل فرینگز متخصص و سخنران ارشد روانشناسی اجتماعی در دانشگاه بانک جنوبی لندن در این باره می گوید: گروه های کاری انگیزه بالاتری برای بهتر کارکردن دارند و اعضای گروه می توانند راه حل های خود را با هم مقایسه کنند تا به بهترین تصمیم گیری دست پیدا کنند. آنها همچنین زمانی که خسته می شوند در کارهای گروهی بهتر می توانند به هم کمک کنند و در نهایت خستگی کمتر روی نتیجه کار آنها تاثیر می گذارد.
به گزارش روزنامه دیلی میل، این یافته حاصل مطالعه روی ۱۷۱ کارآموز افسر ارتش است که مهارت های حل مشکل در آنها طی یک تمرین آموزشی آخر هفته مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج بررسی ها نشان داد سربازان در کارهای انفرادی وقتی خسته می شوند خیلی ضعیف تر در تمرینات عمل می کردند اما در کارهای گروهی حتی با وجود خستگی باز هم بازده خوبی داشتند.
متخصصان چنین نتیجه گرفتند در مواقعی که خستگی موجب اختلال در کارها می شود بهتر است تصمیمات به طور گروهی و جمعی اتخاذ شوند.
این یافته در مجله آنلاین «روانشناسی آزمایشی» سایت وابسته به انجمن روانشناسی آمریکا منتشر شده است.

منبع : http://www.pezeshkan.org/?p=23962

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در چهارشنبه دوم شهریور 1390 و ساعت 20:11 |
مطلب زیر که نمی دانم نویسنده آن کیست ، اخیرا بدستم رسیده است :

بالاخره كار تيمي بلديم يا نه؟

امان از دست اين عالمان با عمل و زنبوران با عسل كه طي تمام روزهاي گذشته مجبور شدم تا تمام انرژي خود را صرف يافتن راه حل براي آن يك ساعت كار عجولانه مديرپسند آنها بكنم تا بلكه سنگي را كه اين دوستان عاقل در چاه افكنده بودند، من ديوانه بيرون آورم. بگذريم، نمي­دانم طي اين مدت كتاب مديريت تيمي دكتر رضائيان را خوانديد؟ آيا متوجه بي­دانشي مديران خود و بي خردي عالمان با عمل شديد؟ اميدوارم كه در اين كار موفق بوده باشيد و اندكي از عذاب وجدان و مسايل مشابه آن خلاص شده باشيد و دوباره دلتان براي مقتولان ناكازاكي و هيروشيما به درد آمده باشد.

اميدوارم كه به جاي خشم از خود براي خود متاسف باشيد كه چرا در سازمان­هاي ما به اين راحتي با مفاهيم شوخي مي­شود و به جاي مراجعه به تعريف، دل به ديكشنري سپرده­ايم! اي مديران اجرا دوست، دست كم به ويكي پديا نيم نگاهي داشته باشيد و فكر نكنيد كه چون ايراني هستيد و ضريب هوشي بالا داريد، همه چيز را هم بلديد، اگر اين گونه مي­انديشيد به جاي ضريب هوشي، ضربي هوشي داريد! (راستي مي­دانيد ضربي يعني چه؟)

با كسب اجازه از محضر استاد عزيز، جناب آقاي دكتر رضائيان، سري به كتاب تيم سازي در قرن بيست و يكم مي­اندازيم تا باهم مروري بر برخي تعاريف و اطلاعات تيم و كار تيمي داشته باشيم تا بفهميم كه آيا كاركنان ايراني كار تيمي بلد نيستند و يا مديران تجاري ايراني از آن سر در نمي­آورند. يكي از بهترين مقايسه­ها در اين كتاب جدولي است كه به مقايسه تيم خودگردان و گروه كاري سنتي مي­پردازد. در همين جا يادآوري اين نكته ضروري است كه به نظر مي­رسد، تيم خودگردان بهترين ساختار براي بسياري از گروه­هاي بازاريابي و بازارگراست.

تيم­هاي خودگردان

گروه­هاي سنتي كاري

مشتري گرا

مديريت گرا

نيروي كار چند مهارتي

نيروي كار متخصص در يك زمينه

شرح شغل كم (كلي)

شرح شغل زياد (جزيي)

تبادل گسترده اطلاعات

اطلاعات محدود تخصصي

سطوح محدود مديريتي

سطوح متعدد مديريتي

تمركز بر كل كسب و كار

تمركز وظيفه اي/بخشي

هدف هاي مشترك

هدف هاي منفك شده

به ظاهر آشوبناك

به ظاهر سازمان يافته

تاكيد بر مقصد

تاكيد بر حل مساله

تعهد زياد كاركنان

تعهد زياد (به) مديريت

بهبود مستمر

بهبود تدريجي تكميلي

خودكنترلي

كنترل توسط مديريت

مبتني بر اصول/ارزشها (استانداردهاي تخصصي)

مبتني بر خط مشي / رويه

 

نگاهي به اين جدول، اثبات اين مدعاست كه براي حركت به سمت تيم سازي و كار تيمي، آموزش و توانمندسازي مديريت بايد به طور الزام و اجبار در اولويت قرار گيرد. مهم ترين مواردي كه رهبران و يا به عبارتي مديران تيم ها بايد ياد بگيرند، عبارتند از:

  • نداشتن ترس از اذعان به جهل (همه چيز را همه كس دانند!)
  • دانستن زمان مناسب هر اقدام (نه زماني كه مدير تصور مي­كند)
  • دانستن چگونگي تسهيم واقعي قدرت (نه اعطاي قدرت به زنبوران با عسل چاپلوس و يا افراد سفارش شده)
  • نگراني براي مسووليتي كه افراد مي­پذيرند و نه آنچه كه نمي­پذيرند (كار اگر انجام نشود بهتر از انجام ناقص يا غلط است)
  • عادت كردن به يادگيري ضمن كار (كنار گذاشتن اين تصور كه چون به عنوان مثال مدير بازاريابي هستم، پس تنها دانش­آموخته رشته دانشمندي هم هستم!! و يا اينكه  بابا جون كه مرا مدير ساخته    خود نيز مرا دكتر خوانده!)

مديراني كه بتوانند چنين ويژگي­هايي را در خود ايجاد كنند، توانايي ايجاد تيم اثربخش را خواهند يافت، ويژگي­هايي تيم­هاي اثربخش به شرح زير هستند:

  • مقصد روشن و مورد پذيرش همه توام با برنامه عملياتي
  • غيررسمي بودن جو تيم
  • مشاركت و وجود بحث­هاي آزاد در تيم
  • وجود شنود موثر
  • مخالفت مودبانه و عدم سركوب تعارض
  • تصميمات جمعي
  • ارتباطات باز
  • نقش­ها و ماموريت­هاي كاري روشن
  • رهبري مشترك
  • روابط بيروني موثر
  • تنوع سبك كاري
  • خودارزيايي و خوداصلاحي

خوب حالا قضاوت با شماست، كاركنان كار تيمي بلد نيستند يا مديران مديريت تيمي؟ نقش كدام پررنگ تر است؟

تمام يا ناتمام شدنش با شما!

 

 

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 و ساعت 18:1 |
+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در یکشنبه سی ام مرداد 1390 و ساعت 21:27 |

كار تیمی، تیم های كاری موفق و ساختن تیم در سازمانها از موضوع های داغ مورد بحث روز هستند. تیم های موفق و كار تیمی اهداف استراتژیك شما را برآورده می سازند. كار تیمی موفق سبب افزایش توان انجام كار هر كدام از كارمندان شما می شود و به شما كمك می كند بهتر به مشتریان خود خدمات بدهید.

team work

اگر شما یك تیم كاری دارید كه اكنون فعال است، ابتدا باید مشخص كنید سازمان شما به چه فعالیتهای تیمی احتیاج دارد و از كدامیك از آنها می تواند پشتیبانی كند. تیم ها به منابع و به خصوص زمان نیاز دارند. راندمان تیم شما زمانی در اوج است كه:

ــ یك گروه از كارمندان مختلف در آن بتوانند با یكدیگر مشاركت كنند.

ــ تعداد تیم ها محدود باشد تا میزان مشاركت كاركنان را افزایش دهد.

ــ تیم ها زمانی را برای شركت در جلسات منظم قرار دهند.

ــ شما احتیاج به اهداف دوره ای دارید، كه باید برای هر تیم تعریف شود.

ــ از هر جلسه خلاصه و نتایج یادداشت شده و اجرا شوند.

ــ تیم ها با اضافه كردن كارمندان جدید جاودانه می شوند.

هر سازمان به پنج تیم كاری نیاز دارد. البته می توان تیم ها را به گونه ای دیگر هم سازماندهی كرد ولی توصیه بنده این پنج تیم كاری است. تیم رهبری
معمولاً رئیس، مدیر یا سرپرست قسمت هستند. تیم رهبری گروهی كه باید با همكاری یكدیگر سازمان شما را رهبری كنند. تیم رهبری مسئول اهداف استراتژیك سازمان شماست. تیم رهبری نقشه می ریزد، اهداف را تعیین می كند، رهنمودها را فراهم می كند و سازمان را مدیریت می كند.

تیم محرك
این تیم در سازمان های مختلف نام های مختلفی دارد. این تیم طرح هایی را ارائه می كند و فعالیتهایی را انجام می دهد تا در كارمندان رمق و انگیزه مثبت ایجاد كند. وظایف این تیم می تواند شامل تهیه ناهار، برنامه ریزی برای سفرهای تفریحی، ایجاد صندوق های حمایتی برای مشكلات كارمندان و غیره باشد. این تیم می تواند وقایع مهم و مثبت سازمان را جشن بگیرد، یا برای روز تولد افراد یا نوزاد تازه بدنیا آمده آنها تبریكاتی در نظر بگیرد یا برای آنها جشن بگیرد. این تیم می تواند اسپانسر یك تیم ورزشی شود. این تیم می تواند بساط سرگرمی و دلگرمی پرسنل را فراهم می كند و تنها محدودیت آن تخیل افراد این تیم است.

تیم ایمنی و بهداشت
این تیم مراقب ایمنی افراد در محل كار است. این تیم آموزش های لازم بهداشت و ایمنی را برگزار می كند. جلسات ماهیانه ایمنی بسیار مهم و ضروری است حتی آموزشهایی برای خانواده كارمندان می تواند ارائه شود. رعایت بهداشت و پاكیزگی محیط با همكاری كارمندان بسیار اهمیت دارد و باید توسط این تیم پی گیری شود.

تیم رفاه كارمندان
تیم رفاه بر روی سلامتی و تناسب اندام كاركنان كار می كند. از آن جمله می توان به ارائه برنامه های پیاده روی، دو و همچنین انجام آزمایشات دوره ای مانند آزمایش خون و فشار خون از جمله فعالیت های این تیم هاست.

تیم ارتباط و فرهنگ
این تیم كار می كند تا فرهنگ لازم برای رسیدن به موفقیت سازمان را تعریف و ایجاد كند. این تیم همچنین ارتباط دو طرفه را آموزش می دهد تا مطمئن شود در سازمان شما كارمندان زنجیره دستورات را رعایت می كنند. این تیم می تواند به صورت هفتگی روزنامه تهیه كند، آخرین رخدادهای سازمان را بیان كند. و هر سه ماه در زمینه میزان رضایت كارمندان تحقیق كند. و مشكلات را پیدا كرده و برای رفع آنها با تیم رهبری مشورت كند و در صورت نیاز پیشنهاد استخدام نیروی جدید كند. نكته اینجاست كه این تیم زمانی به اوج موفقیت می رسد، كه دو تیم قبلی كار خود را بدرستی انجام دهند.

شاید اگر شما به عنوان مدیر یك سازمان این مقاله را بخوانید بگویید خوب اینكه می شود افزایش هزینه؟! ولی بدانید كه شما اگر اكنون این تیم ها را ندارید و این اقدامات را برای پرسنل خود انجام نمی دهید. هزینه زیادی برای پرسنل خود می كنید ولی این هزینه آنقدر نیست كه به آنها اجازه دهید با فراغ خاطر و عشق به كار معجزه درونی خود را بروز دهند.  این كار اخیراً در چند سازمان انجام شده است. و با وجود مخالفت و مقاومت بعضی از مدیران نتیجه آن افزایش رغبت پرسنل برای شركت در این تیم ها و همینطور افزایش تعهد و میزان مشاركت آنها در رسیدن به اهداف سازمان بوده است. كه همه اینها در نهایت منجر به یك سازمان قوی و رو به رشد است كه پرسنل با تعصب آن را به سوی موفقیت سوق می دهند.

منبع: http://hendajmoon.mihanblog.com/post/375 بر گرفته از :http://banki.ir/akhbar/1-news/6502-%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C

 

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 و ساعت 9:4 |
 

مقدمه


توجه بيش از پيش سازمانهاي عصر کنوني بر رقابت و تلاش براي ماندگاري و کسب سهم بيشتر بازار، باعث شده است تا مطالعات پژوهشگران علم مديريت در راستاي افزايش اثربخشي و کارآمدي فعاليت‌ها، به سمت تيم‌هاي کاري سوق پيدا کند. تمرکز و توجه به کارآمدي و اثربخشي تيم‌هاي کاري مستلزم تقويت اصول اساسي کار تيمي و شناخت موانع و آفات آن است، زيرا که نحوه تعامل و نقش هر يک از اعضا به عنوان تقويت کننده يا مانع، عنصري سرنوشت‌ساز است.اثر قابل ملاحظه فرهنگ و کار تيمي آنقدر داراي اهميت است که گروهي از دانشمندان علم مديريت آن را لازمه دست يافتن به مزيت رقابتي پايدار در فضاي رقابتي دنياي امروز مي‌دانند (بارني و رايت 1998) و عده‌اي معتقدند نه امور مالي و نه راهبرد، هيچ يک مزيت رقابتي ماندگار نيستند و تنها کار تيمي است که در نهايت باعث ايجاد مزيت رقابتي مي‌شود، زيرا هم توان لازم را دارد و هم کمياب است (لنچيوني 2002) چنانکه شايد بتوان گفت اگر همه کارکنان يک سازمان به سوي يک هدف مشترک بسيج شوند، در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقيبي و در هر زمان موفقيت ثمره تلاش آنها خواهد بود.حال که ضرورت کار تيمي و تشکيل تيمهاي کاري آشکار شده است شناخت اصول اساسي آن گامي نخست در دست يازيدن به آن مهم است و پس از آن، شناخت موانع و آفات کار تيمي جهت حفظ دستاوردهاي آن از آسيب‌، ضروري و لازم مي‌نمايد. هر چند که درست کردن يک تيم متحد و يک دست مشکل است اما پيچيده و غير ممکن نيست و شايد حفظ نمودن آن از تشکيل آن مهم‌تر باشد.اين مقاله رهنمودي است براي شناخت و بررسي آفت‌هاي کار تيمي در تيم‌هاي کاري تا بتوان قدمي استوار در راستاي بهسازي کار تيمي برداشت.

آفات کار تيمي


در سالهاي گذشته که ضرورت تشکيل تيم‌هاي کاري بر همگان روشن شده است، بسياري از سازمانها حرکتي رو به جلو به سوي آن داشته‌اند اما در زماني اندک ناکارآمدي خود را در دست يافتن به آن برتري به وضوح ديده‌اند. شايد بتوان گفت علت اصلي شکست اکثر اين سازمانها گرفتار شدن در چهار آفت کار تيمي است که البته سرشتي زنجيروار به هم دارند يعني نمي‌توان آنها را به صورت جدا جدا مداوا نمود زيرا هر يک زمينه‌ساز بروز ديگري مي شود و هر يک از آفات چهارگانه خود ريشه در ديگري دارد، مثلاً بي‌اعتمادي اعضاي تيم نسبت به يکديگر موجب از دست رفتن تعهد گروهي مي‌گردد و از سويي از بين رفتن تعهد در ميان اعضاي تيم موجب از بين رفتن روحيه مسووليت پذيري مي‌گردد و هنگامي که تيم کاري مسووليت‌پذير نباشد به اهداف تيم توجه نمي‌کند و هدفهاي فردي بر هدفهاي گروهي ترجيح داده مي‌شود.گرچه اين مدل به لحاظ بيان ساده به نظر مي‌رسد اما پياده نمودن آن در عمل بي‌نهايت دشوار است و صد البته به پشتکار و تلاش مداوم و مستمر نياز دارد که کمتر تيمي تاب تحمل آن را دارد.

1- بي‌اعتمادي



اعتماد نقطه ثقل تمام تيم‌هاي کارا و يکپارچه است، زيرا که کار تيمي بدون اعتماد شعاري بيش نيست. اعتماد در کار تيمي به معناي اطمينان خاطر و پشت گرمي اعضاي تيم از حسن نيت همتايان و اعتقاد به اين که در گروه کسي مترصد ضربه زدن به ديگري نيست و اعضا از اين حيث احساس امنيت و راحتي مي‌کنند، در نتيجه در مواجهه‌هاي خود حالت دفاعي به خود نمي‌گيرند زيرا که حمله‌اي در کار نيست که نياز به تدافع معنا پيدا کند. باور اين اصل و اعتقاد پيدا کردن به آن گرچه آسان نيست ولي مستلزم گذشت زمان و ديدن حسن نيت‌هاي اعضا نسبت به يکديگر است. در اين مفهوم اعضا نقاط ضعف يکديگر را پوشش مي‌دهند و هيچگاه اين ضعف ها باعث آسيب‌پذير شدن اعضا نمي‌گردد. (يعني ملعبه دست سايرين براي تحت فشار قرار دادن يکديگر و آسيب به همتايان نمي‌شود.)در بعضي موارد اعضاي تيم از اينکه از يکديگر کمک بخواهند ابا دارند، اين نيز نشانه‌اي از عدم اعتماد در تيم است زيرا که مي‌ترسند به موجب اين اتفاق، آسيب‌پذيري ايشان در مقابل ساير اعضا بالا رود. اين درحالي است که در صورت باور اعتماد در تيم، اعضا به راحتي از يکديگر استمداد مي‌کنند و يکديگر را حتي بدون درخواست کمک ياري مي‌رسانند.دست‌يابي به اعتماد فارغ از آسيب‌پذيري، بسيار دشوار است زيرا در جريان بالندگي شغلي و تحصيل مراتب، افراد موفق، رقابت با همتايان و حفاظت از نام و شهرت خود را مي‌آموزند و سعي مي‌کنند رفتارهايي سياسي‌گونه داشته باشند. براي اين افراد دست برداشتن از اين عادت ديرين که از گذشتگان سلف به ارث برده‌اند، به خاطر خير و صلاح تيم، بسيار سخت و دشوار است، امّا اين همان راهکاري است که براي ايجاد اعتماد در ميان اعضاي تيم، در تيم‌هاي کاري بايد صورت پذيرد.تيم‌هاي بي‌اعتماد انرژي و وقت هنگفتي را صرف مديريت رفتارها و تعامل‌هاي درون‌گروهي مي‌کنند. از نشست‌هاي تيمي مي‌هراسند و حاضر نيستند خطرهاي ياري خواهي از ديگران يا کمک رساني به آنها را بپذيرند در نتيجه روحيه اعضا جهت فعاليت تيمي، نازل است و جابجايي نيروي کار به طور ناخواسته زياد اتفاق مي‌افتد.اعضاي تيم‌هاي بي‌اعتماد ضعف‌ها و لغزش‌هاي خود را از يکديگر پنهان مي‌کنند، از ياري دادن به حوزه‌هاي بيرون از مسووليت خود اکراه دارند، بدون تلاش براي شناخت درست مقصود و استعداد ديگران، عجولانه قضاوت مي‌کنند، از شناخت مهارتها و تجربه‌هاي يکديگر و بهره‌برداري از آنها غفلت مي‌کنند، براي هدايت رفتارهاي سياسي‌گونه خود وقت و انرژي تلف مي‌کنند، نسبت به موقعيت سايرين حسد مي‌ورزند و براي پرهيز از گردهم‌آيي و جلسه‌هاي کاري بهانه مي‌تراشند.
 

غلبه بر آفت


اعتماد آفريني ميان اعضاي تيم، کاري زمان‌بر و مشکل است اما چون پايه و اساس کار تيمي است، نهادينه کردن آن لاجرم است. لازمه فراهم ساختن آن کسب تجربه مشترک در گذر زمان، شواهد مکرر از وفاي به عهد و قرارها و درک عميق ويژگي‌هاي منحصر به فرد اعضاي تيم است.شايد بتوان در زماني کوتاه گام هاي نخست اعتماد آفريني را برداشت، اين روش بسيار ساده است، اعضاي تيم در جلسه‌اي به چند پرسش کوتاه از زندگي شخصي خود پاسخ مي‌دهند البته اين پرسش ها نبايد از نظر ماهيت، بيش از حد محرمانه و خصوصي باشند. اعضاي تيم با توصيف اين صفات يا تجربه‌هاي بي‌خطر، رفته رفته با يکديگر پيوند شخصي برقرار مي‌کنند. اين کار احساس يگانگي و درک متقابل را قوت مي‌بخشد و رفتارهاي نادرست و غرض‌ورزانه را تضعيف مي‌کند.روش ديگري که باعث مي‌شود اعتماد آفريني در گروه افزايش يابد بکارگيري بازخور 360 درجه‌ است. اين ابزار در بيست سال گذشته متداول شده است و نتايج بسيار سودمندي براي تيم‌ها داشته‌اند. اين ابزار کمي در اعضا احساس خطر ايجاد مي‌کند زيرا همتايان را وادار به داوري و قضاوت درباره يکديگر مي‌کند و فرصت انتقاد سازنده را فراهم مي‌آورد، لذا براي استفاده از اين روش بايد گروه به حداقل باورهايي از اعتماد دست يافته باشد. در اصل اين ابزار بايد براي بالندگي افراد استفاده شود زيرا بدون آسيب وارد کردن به ايشان، فرصت شناخت توانايي‌ها و ناتواني‌ها را فراهم مي‌کند.در اين ميان نقش رهبر تيم از همه اعضا مهم‌تر است، او بايد خطر کند و خود را در معرض انتقاد ديگران قرار دهد تا ديگران هم جرأت کنند و شرايط اعتمادآفريني را تقويت نمايند. البته يادآور مي‌گردد فعاليت‌هاي رهبر گروه در اين راستا بايد واقعي و صادقانه باشد والا باعث تقويت رفتارهاي سياسي‌گونه و رياکارانه مي‌گردد. (يعني نتيجه عکس مي‌دهد.)

2- عدم تعهد


درکارهاي تيمي، تعهد اعضا تابعي از وضوح تصميمات و دخالت ايشان در فرايند تصميم‌گيري يا تصميم‌سازي است، زيرا که تقريباً سرنوشت‌سازترين فرايند هر تيم، تصميم‌گيري درباره مسايل و اقدامات است.وضوح و دخالت حقيقي اعضاي تيم در تصميم‌گيري، استوار بر اصل اعتماد است. هنگامي که روحيه اعتماد در ميان اعضاي تيم حاکم باشد، تصمميات به صورت واضح (نه سياسي‌گونه) بيان مي‌گردد و همه اعضا به راحتي و با اطمينان از اينکه مورد آسيب ديگري قرار نمي‌گيرند در تصميم‌سازي و تصميم‌گيري مشارکت مي‌کنند. فضاي تصميم‌گيري در تيم بايد به نحوي باشد که همه اعضا به راحتي نظر مخالف خود را با استدلالهاي خود بيان دارند، در غير اين صورت جلسات تصميم‌گيري تبديل به برنامه‌هاي فرمايشي جهت اعلام ابلاغيه‌هاي افراد اثرگذار مي‌گردد. در اين وضعيت مديران در تشخيص جهت حرکت و تعيين اولويت‌ها باعث ابهام و سردرگمي مي‌شوند، فکر و خيال و توهم و گمانه زني‌هاي سياسي‌گونه و پشت پرده در ميان اعضاي تيم دامن زده مي‌شود.

غلبه بر آفت


اعضاي تيم با برداشتن گامهايي به سوي بيشينه کردن وضوح تصميم‌ها و مشارکت‌ اعضا در تصميم‌گيري و بيان رأي و نظرشان و پرهيز از برخورد سياسي‌گونه، تعهد اعضا را تقويت مي‌کنند. روش ديگر که زمينه‌ساز آن وجود اعتماد کامل ميان اعضا است اين است که در پايان جلسات وظايف اصلي هر يک از اعضا در راستاي عملي کردن تصميم گروه، به طور صريح ذکر شود، البته يادآور مي‌شود اگر اعتماد کافي در ميان اعضاي گروه نباشد اين روش ممکن است موجب رنجش اعضا گردد.گره زدن اعتبار افراد تيم به اعتبار و هويت تيم حرکتي است که بايد به باور تيمي تبديل شود و شايد بتوان گفت معناي حقيقي تعهد تيمي باشد. نقش رهبر تيم در هدايت تصميمات و تسري نکات سرنوشت ساز به تمام اعضاي گروه، نقشي تعيين کننده است، وي بايد با صداقت کامل اعضا را به مشارکت در بحث‌ها ترغيب نمايد و تمام تلاش خود را در راستاي واضح نمودن تصميم‌ها و يادآوري وظايف بکار گيرد.
 

3- عدم مسووليت‌پذيري:

پاسخگو بودن افراد در قبال مسووليت‌هايي که بر دوششان گذاشته مي‌شود اصلي است که راه فرار از آن عدم مسووليت‌پذيري است.در تيم‌هاي کاري اعضايي که تعهدي در خود نسبت به تيم و فعاليت‌هاي آن احساس نمي‌کنند، مسووليت فعاليت‌ها را نيز برعهده نمي‌گيرند، البته ايشان کمي فراتر از اين بيان مي‌دارند و عموماً مي‌گويند: «هر که تصميم گرفته خود عمل کند.»در مقوله تعهد بحث شد که گراني گاه تعهد افراد مشارکت در تصميم‌گيري است، حال آنکه مسووليت پذيري افراد تيم نيز صددرصد برخاسته از تعهد ايشان نسبت به تيم و وظايف تيمي ايشان است.پاسخ گو بودن يعني شوق اعضاي تيم به بازخواست کردن همتايان خود درباره رفتار يا عملکردي که براي تيم زيان بار است که البته بازهم بايد يادآور شد که اعتماد کامل اعضا نسبت به هم و نسبت به اينکه نيت ديگران از اين بازخواست اثربخشي و کارايي تيمي است نه تخريب فرد و آسيب زدن به حيثيت کاري وي. از اين رو مي توان عصاره آفت عدم مسووليت پذيري را گريز از پاسخ گو بودن و بي ميلي اعضاي تيم از تحمل فشار ناشي از بازخواست همتايان دانست. در واقع اعضاي تيم به خصوص آنها که با هم صميمي‌ترند گاه در مسووليت خواستن از يکديگر اکراه دارند زيرا واهمه دارند اين وظيفه بر روابط دوستانه ايشان تاثير منفي گذارد. گرچه مي‌توان مسأله را به شکلي ديگر مطرح کرد، در تيم‌هاي کاري اگر اعضا نسبت به يکديگر و فعاليت‌هاي يکديگر توجه داشته باشند و ساير اعضا براي ايشان اهميت داشته باشد، وي را در انجام صحيح فعاليت‌هايش ياري خواهند کرد و از وي در باره آنچه اشتباه به نظر مي‌رسد، مي‌پرسند و اگر حقيقتاً ايرادي وارد بود به راهنمايي مي پردازند و اين فرآيند درميان دوستان صميمي به لحاظ اهميت بيشتر نسبت به هم، بيشتر و پررنگ‌تر جلوه‌نمايي مي‌کند.

غلبه بر آفت


يک روش ساده براي تمرکز بر مسووليت خواهي و پاسخگويي، بيان واضح هدفهاي تيم، وظايف هرکس و حتي نحوه رفتار هر يک از اعضاي تيم در جهت موفقيت تيمي است، زيرا که مهمترين عامل بازدارنده مسووليت پذيري و مسووليت خواهي ابهام در عملکرد و ابهام در وظايف است.روش ديگر اين است که رهبر تيم به هر يک از اعضاي تيم بازخور فردي دهد يعني نسبت به نتايج فعاليت‌هاي ايشان موضع گيري و رفتاري متناسب داشته باشد، البته نبايد فراموش نمود که اين روش تا حدي کارساز است که موجب تفرق و فردگرايي نگردد زيرا نبايد با اصل کار تيمي ايجاد تعارض نمايد. نقش رهبر تيم در اين راستا نيز بسيار سنگين است.از سوي ديگر گام اول را خود رهبر تيم بايد بردارد يعني شرايطي را فراهم آورد که اولاً ساير اعضا از وي در مقابل فعاليت‌هايش، مسووليت‌خواهي کنند و دوم اينکه خود نيز در برابر توضيح خواهي همتايان، پاسخ‌گو باشد و البته اين راهي بس خطرآفرين براي گروههايي است که هنوز اعتماد کافي ميانشان حاکم نشده است.گاهي رهبران نيرومند به طور ناآگاهانه در تيم خلاء مسووليت پذيري ايجاد مي‌کنند به نحوي که خودشان تنها منبع پاسخ‌گويي تيم مي‌شوند به اين ترتيب اعضاي تيم گمان مي‌کنند که رهبر تيم سر رشته کارها را در دست دارد. در نتيجه اگر هم حرکت به ظاهر نادرستي ببينند آن را تفسير و تأويل مي‌کنند و دم برنمي‌آورند.

4- بي‌توجهي به اهداف تيمي:


شايد بتوان گفت بدترين آفتي که اعضاي يک تيم به آن دچار مي‌شوند، توجه هر يک از اعضا به هدف‌ها و نصاب‌هايي غير از هدفهاي گروه است.بسياري از کساني که در حلقه‌هاي تيمي قرار مي‌گيرند، آن جايگاه را پله‌اي براي ترقي و پيشرفت خود مي‌بينند لذا حفظ مقام، جايگاه و منافع خود را بر منافع و نتايج و اهداف تيم ترجيح مي‌دهند. البته بايد يادآور شد که فضاي کاري تيم در گرايش افراد به اين ورطه بسيار مؤثر است، در تيم‌هايي که امنيت شغلي و اعتماد متقابل کمرنگ‌تر است، توجه به اهداف شخصي بيشتر ديده مي‌شود.البته گرايش افراد به کسب منزلت فردي اصلي دروني در تمام انسانهاست، تنها بايد اين اصل به باور اعضا تبديل شود که کسب مقام و منزلت تيمي به معناي کسب منزلت فردي براي يکايک اعضاي تيم است، يعني موفقيت يا شکست تيم در حقيقت موفقيت يا شکست اعضاي تيم است از اين رو بايد سهم هر يک از اعضا در دستاوردهاي تيمي با شفافيت و صداقت پرداخت شود. نقش رهبر تيم در تقسيم قدرشناسي و پاداش به کساني که موجب بالندگي و موفقيت تيم را فراهم آورده‌اند، همچنان حساس و تعيين کننده است.

کار تيمي روز به روز اهميت بيشتري پيدا مي کند و تيم هاي کاري بيشتري تشکيل مي‌شود. در سازمان‌هاي مختلف هنگامي که افراد با يکديگر بهتر کار مي کنند دستاوردها هم به لحاظ کمي و هم به لحاظ کيفي بهتر مي‌شود. اما در نهايت بايد دانست که تيم، مجموعه‌اي از افراد است که هريک پايه‌اي از ارکان فعاليت تيمي را به دوش مي‌کشند. آنچه هر عضو از تيم بايد انجام دهد اين است که سهم وظيفه‌اي خود در تيم را به نحو احسن و اکمل انجام دهد و تيم را براي رسيدن به اهداف نهايي اش به جلو براند و از سويي با هوشمندي نسبت به آفات و موانع موفقيت تيمي، موضعي مناسب بگيرد و يکپارچه با کمک ديگر اعضاي تيم اعتماد، تعهد، مسووليت‌پذيري و حرکت به سوي اهداف تيمي را تقويت نمايد.

منبع : http://rah4.blogfa.com/post-339.aspx

 

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 و ساعت 14:17 |
 

از مهمترین ارکان شخصیتی افراد حسن مدیریت و ایجاد هماهنگی بین نیروها و اعمال فردی و اجتماعی است.

چرا که استعداد و پشتکار بدون حضور، و اعمال برنامه معین و مشخص به نتیجه می رسد و برنامه بدون داشتن مدیریت راهبردی صحیح، پویا و منسجم هرگز منجر به دستیابی به هدف نخواهد شد.

این مساله چنان مهم و اساسی است که در کشورهای پیشرفته و صاحب نظام آموزش و پرورش علمی و اصولی، یک از اهداف اصلی تعلیم و تربیت کودکان، ساختن و پرورش حسن مدیریت در کودکان است. برای نیل به این هدف با کارکردن و تحقیق مدرن، کاملترین، آسانترین و در عین حال کاربردی ترین راه را که همانا مدیریت عملی است آموزش داده می شوند.

در این نظام ها، کودکان و نوجوانان دانش آموز در هر کلاس به گروه های چند نفری تقسیم و هر هفته از هر گروه کاری پژوهشی (علمی یا عملی) خواسته می شود. البته کار گروهی نیاز به همکاری افراد گروه دارد تا به نتیجه مطلوب برسد. هر هفته ریاست و مدیریت گروه به شخصی سپرده می شود و دیگران موظف به اجرای راهکارها و پیشنهادهای وی هستند و بدین ترتیب هر عضو گروه هر چند هفته یکبار مدیریت گروه را تجربه می کند و تاثیر پرورش این روحیه در این کشورها در آینده غیر قابل انکار است.

یکی دیگر از برنامه های نظام های آموزشی پیشرفته، وادار کردن دانش آموزان به انجام ورزش های گروهی، علاوه بر ورزش مورد علاقه افراد است تا روحیه همکاری در آنها هر چه بیشتر پرورش یابد.

اکثر متفکران و جامعه شناسان دنیا علت اصلی عدم موفقیت کشورهای جهان سوم را، ضعف مدیریت و برنامه ریزی، عدم انسجام در کارکرد نیروها و به طبع آن اتلاف انرژی و نیرو، چند صدایی بودن جوامع کاری و نظایر آن می دانند.

کمبود مدیریت صحیح را از دو نظر می توان مورد بررسی قرار داد:

۱- از دیدگاه فردی و شخصیتی افراد تشکیل دهنده جامعه
۲- نقص قوانین و مقررات مربوطه

از دیدگاه فردی مطمئنا یکی از دلایل این نقیصه در جامعه ما، می تواند به شخصیت و تربیت افراد برگردد. در کشورهای مثل ایران با فرهنگ خاص خود، روح همکاری و هماهنگی بین افراد بسیار ضعیف می نماید و افراد ناخود آگاه تحمل بکار بستن دستورات و برنامه های مدیران ارشدتر از خود را (در حالیکه به نظر آنها نادرست است) ندارند و هنوز پس از گذشت سال های طولانی از شروع رشد و تمدن نوین و مدرنیزه شدن نسبی کشورمان نتوانسته ایم حس همکاری و همدلی بالایی را در کالبد جامعه مان جا بیاندازیم.

برای اثبات موضع اخیر می توان به عدم موفقیت کشورمان در ورزش های تیمی و گروهی اشاره کرد. با کمترین اطلاع از اوضاع ورزشی کشورمان خواهیم دید که موفقیت ما در ورزش های فردی مثل کشتی و وزنه برداری بارها بیشتر از ورزش های گروهی نظیر فوتبال و والیبال می باشد.

جامعه ما با کمبود افرادی مواجه است که بتوانند واحد و مجموعه ای را که در اختیار دارند به نحو مطلوب مدیریت کنند و اگر افراد مذکور تحصیل کرده و متخصص باشند فاجعه عظیم تر است. این گفته بدان معنا نیست که ما فقط مدیران کلان کم داریم بلکه وقتی از مدیریت صحبت می شود هر فردی که در یک گروه دو نفره مسؤول اجرای عملی است مدیر محسوب می شود.

چگونه به کار گروهی عادت کنیم؟

دنیای امروز دنیای تشکیل تیم های کاری است و اگر در هر موسسه یا سازمان افراد موفق به کار گروهی نشوند، شرکت و سازمان، یکی از کلید های مهم موفقیت را از دست داده است.

دوران کنونی، دوران تخصص های متفاوت است. امروز دیگر یک نفر تنها به صرف این که در یک رشته تخصص یا حتی فوق تخصص دارد نمی تواند در فعالیت های مختلف آموزشی، تجاری، اقتصادی، درمانی و… موفق باشد. به عبارت دیگر، دنیای امروز دنیای تشکیل تیم های کاری است و اگر در هر موسسه یا سازمان افراد موفق به کار گروهی نشوند، شرکت و سازمان، یکی از کلید های مهم موفقیت را از دست داده است.

چند مثال!
• یک اتوبوس به دره سقوط می کند. ۲ تیم نجات دست به کار می شوند، یکی از واحد آتش نشانی و دیگری پلیس راه. به محض ورود، هر کدام از دو تیم برای اقدام به عملیات نجات با یکدیگر کشمکش می کنند. پرسش این است که چرا در حالی که مسافران اتوبوس در شرایط ناگواری به سر می برند، این دو گروه جر و بحث می کنند؟

• گروهی از محققان قرار است روی طرحی کار کنند. بعضی از اعضا نتایج مطالعات و تحقیقات خود را از دیگران پنهان می کند تا در شرایط مناسب هرگونه موفقیتی را تنها به نام خود ثبت کند. عده ای کنار می نشینند و منتظر می مانند تا دیگران کار را انجام دهند و تنها به مطرح شدن نام خود در فهرست محققان می اندیشند. نتیجه پژوهش چیزی جز یک سری اوراق پراکنده کم ارزش نیست. گروه محققان به ارایه آمار کاری بسنده می کنند. تیم پس از مدت کوتاهی متلاشی می شود. چرا این محققان به رغم مراتب بالای علمی نمی توانند با هم همکاری خوبی داشته باشند؟

• چند جوان برای انجام یک فعالیت اقتصادی با یکدیگر دست به کار شده اند. اما مدت ها پس از تشکیل تیم، هنوز پیشرفت خوبی حاصل نشده است. هریک از اعضا ساز خودش را می زند و هر کس تنها به سود شخصی خود می اندیشد. تیم تجاری سرانجام با ضررهای مالی زیادی ورشکست می شود. چرا؟

این ها نمونه هایی از نتایج فاجعه آمیز عدم همکاری حرفه ای است که شما می توانید امثال آن را در گوشه و کنار بیابید.

دو دو تا بیشتر از چهارتا

شما در هر سازمان، موسسه یا شرکتی که شاغل باشید عضوی از یک تیم کاری هستید که دیگر اعضای آن را مدیران، معاونان و دیگر همکارانتان تشکیل می دهند. حتی می توان خانواده را تیمی دانست که در آن پدر، مادر و فرزندان در کنار هم برای ایجاد محیطی گرم و صمیمی و برای کسب موفقیت های اجتماعی، اقتصادی و… تلاش می کنند. این دیدگاهی است که امروزه کارشناسان امور اجتماعی و اقتصادی به آن توجه دارند. به این معنی که فعالیت های شما در قالب تیم و در کنار دیگر اعضای یک مجموعه معنا و ارزش پیدا می کند. رفتارهای فردی و تکروی در این دیدگاه مورد نقد و انتقاد قرار می گیرند، زیرا به گفته محسن برزگر خلیلی الان در دنیا بحث تخصص مطرح نیست. افراد معمولا در یک زمینه خاص تخصص دارند و اگر بخواهند موفق باشند باید در یک گروه و یک تیم و کنار یکدیگر قرار گیرند تا با مشارکت یکدیگر بتوانند به نتیجه قابل قبولی برسند.

تربیت دوران کودکی و تکالیف درسی در مدارس ما به گونه ای است که رفتارهای فردی را تقویت می کنند. کودکان ما می آموزند برای بهترین بودن با یکدیگر رقابت کنند. تکالیف درسی و بازخوردهای دوران مدرسه اغلب به گونه ای نیست که کار تیمی و گروهی را در دانش آموزان تقویت کند و آن طور که مدیر شبکه ارزش آفرینان خلاق می گوید: آنچه ما در سازمان ها می بینیم این است که افراد بلد نیستند کار تیمی انجام دهند و لذا سازمان با مشکلات زیادی رو به روست.

تجربیات ناخوشایندی که اغلب به دلیل ناآشنایی با فوت و فن کار تیمی گریبانگیر افراد شده است، مسوولیت نپذیرفتن برخی از اعضا، مشکلاتی که در زمینه تصمیم گیری رخ می دهد، صرف زمان زیاد برای انجام تصمیمات، سنبل کاری ها و فرار از انجام وظایف و آنچه برزگر از آن به عنوان سواری مجانی یاد می کند، عواملی است که افراد را از انجام کار تیمی گریزان می کند. فراموش نکنید که همیشه خرد جمعی بهتر از فرد کار می کند.

خلاقیت، مواجهه مثبت با تغییراتی که روز به روز در دنیا ایجاد می شود، هم افزایی مثبت که از دیدگاه برزگر به این معنی است که دیگر دو دو تا چهارتا نمی شود و می توان بهره بیشتری از کار برد، از مزایایی است که کار گروهی و تیمی را مورد توجه و در اولویت قرار داده است.

تشکیل یک تیم کاری به معنای ایجاد فرهنگی است که در آن همکاری ارزش پیدا می کند. در یک تیم کاری، افراد به این باور می رسند که افکار، برنامه ها، تصمیمات و فعالیت ها وقتی با همکاری انجام شوند، نتیجه بهتری به دنبال خواهند داشت. افراد در این تیم می فهمند و به این باور می رسند که هیچ یک از ما بخوبی همه ما نیست.

امروز یافتن محیط های کاری که نمونه موفقی از یک کار گروهی خوب باشد چندان آسان نیست. در کشور ما ساختار خانواده، مدارس، سازمان ها و موسسات و حتی مشغولیات و سرگرمی های ما بر محور برنده بودن، بهترین بودن و در راس قرار گرفتن و به طور کلی موفقیت های فردی استوار است. کارگران، کارمندان و به طور کلی همه افراد بندرت در محیط هایی پرورش می یابند که در آن بر کار تیمی تاکید شود و گروه اهمیت بیشتری داشته باشد.

سازمان ها افراد را بر اساس عقاید، پیشینه و تجربه ارزشگذاری می کنند. ما برای رسیدن به این نقطه که کار تیمی برایمان ارزشمند باشد و در اولویت قرار گیرد، فاصله زیادی را باید بپیماییم. با این حال شناخت آفت های کار تیمی و روش های مقابله با آن می تواند بسیاری از موانع را برطرف سازد. همچنین با مشارکت و ارزش دهی به کار گروهی می توانید در یک گروه کوچک شاغل باشید یا در یک سازمان عریض و طویل فضایی ایجاد کنید که همه با یکدیگر همکاری کنند.

اعتماد، کلید کار گروهی

شما به عنوان یکی از اعضای گروه برای چند لحظه روی رفتار خود فکر کنید. آیا می توانید به راحتی از همکارتان برای انجام کارها کمک بخواهید؟

چقدر به آنها در انجام وظایفشان کمک می کنید؟

چقدر تلاش می کنید ناتوانی ها و لغزش های کاری خود را پنهان کنید؟

چنین رفتاری نشانه وجود عدم اطمینان و اعتماد بین اعضای تیم است. تیم های بی اعتماد، انرژی و وقت هنگفتی را صرف مدیریت رفتارها و تعامل های درون گروهی می کنند.

از نشست های تیمی می هراسند و حاضر نیستند خطرهای یاری خواهی از دیگران یا کمک رسانی به آنها را بپذیرند. در نتیجه، روحیه اعضا برای فعالیت تیمی کاهش یافته و جابه جایی نیروی کار به طور ناخواسته زیاد اتفاق می افتد.

اعضای تیم های بی اعتماد، ضعف ها و لغزش های خود را از یکدیگر پنهان می کنند، از یاری دادن به حوزه های بیرون از مسوولیت خود اکراه دارند، بدون تلاش برای شناخت درست مقصود و استعداد دیگران عجولانه قضاوت می کنند، از شناخت مهارت ها و تجربه های یکدیگر و بهره برداری از آنها غفلت می ورزند، برای هدایت رفتارهای سیاسی گونه خود وقت و انرژی تلف می کنند، نسبت به موقعیت دیگران حسد می ورزند و برای پرهیز از گردهمایی و جلسه های کاری بهانه می تراشند.

بی اعتمادی یکی از مهمترین آفت های کار تیمی است که اغلب موجب از دست رفتن تعهد گروهی می شود. شاید بتوان گفت کار تیمی بدون اعتماد متقابل بین اعضا امکان پذیر نخواهد بود. اعتماد در کار تیمی به معنی اطمینان خاطر اعضای تیم از این است که در گروه کسی قصد ضربه زدن به دیگری را ندارد. در چنین شرایطی اعضا احساس امنیت و راحتی می کنند. در نتیجه، هنگام رویارویی های خود حالت دفاعی نمی گیرند، بلکه اعضا نقطه ضعف های یکدیگر را پوشش می دهند و این ضعف ها باعث آسیب پذیر شدن آنها نمی شود. آنها براحتی از هم کمک می خواهند و یکدیگر را حتی بدون درخواست کمک یاری می رسانند.

ایجاد چنین روحیه ای در یک تیم کاری چندان آسان نیست، بویژه با توجه به این نکته که هریک از ما در پیشینه خود به گونه ای پرورش یافته ایم که تنها به موفقیت های فردی بیندیشیم. دست برداشتن از این عادت دیرین و نهادینه شده به خاطر خیر و صلاح تیم بسیار سخت و دشوار است؛ اما این همان راهکاری است که برای ایجاد اعتماد در میان اعضای تیم باید انجام شود.

کارشناسان روش های مختلفی را برای ایجاد اعتماد بین اعضای تیم ارایه می کنند. برای مثال گروهی پیشنهاد می کنند اعضای تیم در جلسه ای به چند پرسش کوتاه از زندگی شخصی خود پاسخ دهند. این کار احساس یگانگی و درک متقابل را قوت می بخشد و رفتارهای نادرست و غرض ورزانه را تضعیف می کند.

روش دیگر، آن گونه که نشریه صنعت خودرو می نویسد، به کارگیری بازخورد۳۶۰ درجه است. این ابزار کمی در اعضا احساس خطر ایجاد می کند؛ زیرا همتایان را وادار به داوری و قضاوت درباره یکدیگر می کند و فرصت انتقاد سازنده را فراهم می آورد. لذا برای استفاده از این روش باید حداقل باورهایی از اعتماد به دست آمده باشد.

در این میان ، نقش رهبر تیم از همه اعضا مهمتر است. او باید خطر کند و خود را در معرض انتقاد دیگران قرار دهد تا دیگران هم جرات و شرایط اعتماد آفرینی را تقویت کنند. رفتار رهبر گروه باید واقعی و صادقانه باشد، در غیر این صورت باعث تقویت رفتارهای سیاسی گونه و ریاکارانه می شود.

مراقب آفت ها باشید

اگر فکر می کنید با وجود اعتماد متقابلی که کمابیش بین اعضا وجود دارد، همچنان تیم کاری موفقی ندارید، روی تعهد کاری اعضا و مسوولیت پذیری آنها تمرکز کنید. برای ایجاد این ۲ ویژگی رهبر تیم باید به این پرسش ها پاسخ دهد:

آیا اهداف کار تیمی به درستی برای اعضا تشریح شده است؟
آیا وظایف و مسوولیت ها بوضوح برای اعضا شناخته و بیان شده است؟
آیا کار تیمی به عنوان یک اولویت مورد توجه مدیران قرار می گیرد؟
آیا اعضا صادقانه تمایل به همکاری با تیم دارند و آیا به اهمیت کاری که باید انجام شود واقفند؟
آیا انتظارات اعضا برای پیشرفت مهارت هایشان در تیم برآورده می شود؟
آیا اعضای تیم مهارت و شایستگی لازم برای رسیدن به اهداف تیمی را دارند؟
آیا اعضای تیم در مقابل کار خود بازخوردهای مناسب دریافت می کنند؟
آیا سازمان اطلاعات لازم را به طور متناوب در اختیار اعضا قرار می دهد؟
آنها چقدر در تصمیم گیری و سیاست گذاری سازمان سهم دارند؟
آیا می توانند نظرات مخالف خود را براحتی و بدون ملاحظه کاری بیان کنند؟

در کار تیمی میزان تعهد اعضا تا اندازه ای به وضوح تصمیمات و دخالت آنها در فرآیند تصمیم گیری ها بستگی دارد. هنگامی که روحیه اعتماد در میان اعضای تیم حاکم باشد، تصمیمات به صورت واضح بیان شده و همه براحتی و با اطمینان از این که مورد آسیب دیگری قرار نمی گیرند، در تصمیم سازی و تصمیم گیری مشارکت می کنند. همچنین لازم است در جلسات دوره ای وظایف اصلی هریک از اعضا به طور صریح ذکر شود.

اعتماد متقابل و تعهد کاری از شرایط لازم برای موفقیت کار تیمی محسوب می شوند، اما کافی نیستند. علاوه بر این دو شما باید در قبال تعهدی که دارید مسوولیت پذیر و پاسخگو باشید. به این معنی که از انتقاد همکاران خود درباره عملکردهای غیرصحیح و زیانبار برای تیم ناراحت نشوید. به همکارانتان اعتماد کنید و مطمئن باشید نیت دیگران از بازخواست شما تنها موفقیت کار تیم است نه تخریب شخصیت و آسیب زدن به حیثیت کاری شما. طبیعی است به عنوان عضوی از یک تیم کاری در صورتی می توانید مسوولیت پذیر و پاسخگو باشید که هدف های تیم و وظایف خود را بخوبی بشناسید. بازخوردهای فردی رهبر گروه نسبت به نتایج اقدامات شما نیز از مواردی است که می تواند در ایجاد حس مسوولیت پذیری کارساز باشد. رهبر یک گروه پیش از هرچیز باید شرایطی را فراهم کند که از یک سو دیگر اعضا از او در مقابل فعالیت هایش مسوولیت خواهی کنند و از سوی دیگر خود نیز در برابر توضیح خواهی همتایان، پاسخگو باشد. این روش برای گروه هایی که به یکدیگر اعتماد کافی ندارند توصیه نمی شود.

شاید بتوان گفت بدترین آفتی که اعضای یک تیم به آن دچار می شوند، توجه هریک از اعضا به هدف هایی غیر از هدف های گروه است.

بسیاری از کسانی که در حلقه های تیمی قرار می گیرند، آن را پله ای برای ترقی و پیشرفت خود می بینند، لذا حفظ مقام، جایگاه و منافع خود را بر منافع و نتایج و اهداف تیم ترجیح می دهند. فضای کاری تیم در نوع گرایش شما بسیار تاثیرگذار است. در تیم هایی که امنیت شغلی و اعتماد متقابل کمرنگ تر است، توجه به اهداف شخصی بیشتر دیده می شود.

اما باید این اصل به باور اعضا تبدیل شود که کسب مقام و منزلت تیمی به معنای کسب منزلت فردی برای یکایک اعضای تیم است. یعنی شما و همکارانتان باید به این باور برسید که موفقیت یا شکست تیم در واقع موفقیت یا شکست شماست. به این دلیل است که می گوییم سهم هریک از اعضا در دستاوردهای تیمی، باید با شفافیت و صداقت پرداخت شود. نقش رهبر تیم در تقسیم قدرشناسی و پاداش به کسانی که زمینه رشد و موفقیت تیم را فراهم آورده اند، بسیار حساس و مهم است.
 

حرف آخر

در دنیای امروز، کار تیمی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند و تیم های کاری بیشتری تشکیل می شوند. تیم، مجموعه ای از افراد است که هریک مسوولیت های خاصی را برای رسیدن به اهداف گروه به عهده دارند. وظیفه ما و شما به عنوان عضوی از یک تیم این است که سهم خود را بهترین وجه انجام دهیم و با اعتماد به یکدیگر، تعهد، مسوولیت پذیری و توجه به اهداف، تیم تحقیقاتی، اقتصادی، فرهنگی و تجاری خود را برای رسیدن به اهداف نهایی اش به جلو برانیم.

و می بایست به این واقعیت جامعه مان توجه لازم را مبذول داریم که فرهیختگان و دانش آموختگان و متخصصان جامعه نباید همانند عوام منتظر فراهم شدن شرایط مطلوب باشند بلکه باید تا آنجا که می توانند آنرا با دست های خود فراهم کنند. اگر هر دانشجو از خود شروع کند و خود را درگیر کارهای گروهی کند و این ضعف به ارث رسیده از گذشتگان را نابود کند می توانیم امید وار باشیم که وقتی زمان مدیریت کلان این نسل فرا رسید با برنامه ریزی صحیح، شاهد شکوفایی روز افزون در زمینه های مختلف برای کشور عزیزمان ایران باشیم. به امید آنروز

منبع : http://www.novin54.com/archives/1075

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 و ساعت 14:12 |
 

 

ورزش و کار تیمی

 

 

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 و ساعت 22:32 |
در بخش کارآفرینی برنامه سلام تهران که مجری کارشناس آن هستم با دکتر عماد الدین فیاضی به مرور تاریخی دلایل توان یا ناتوانی انجام کارتیمی در ایران پرداختیم که خلاصه این گفتگو را می خوانید .

 ما تا دوران صفویه ، از کشورهای پیشرفته چیزی کم نداشتیم و به ما به چشم همکار یا کشوری برابر نگاه می کردند . به قاجار که می رسیم می بینیم شکافی بین ما با کشورهای دنیا ایجاد می شود . فکر می کنم عدم کار گروهی یکی از همین مسایل است که عوامل مختلفی دارد :

۱- موانع اقتصادی :

۱۸۴۵ م.  تجار خارجی ۵٪ گمرکی می داند اما تجار داخلی ۲.۵٪ .  اما به هر شهر ایران که می رسیدند باید دوباره گمرکی می دادند و تاجر ایرانی تا تهران می رسید شاید تا ۱۲٪ مالیات و گمرگی پرداخته بود . این به معنی آن است که تاجر ایرانی برایش صرفه اقتصادی نداشته که با کسی شریک شود و کار تیمی انجام دهد . 

۲- مانع اجتماعی :

در این دسته از موانع ، فقدان امنیت را می توان یاد کرد . در دوره قاجار ، کامران میرزا به عنوان فرماندار تهران امنیت لازم را برای مردم شهر فراهم نمی کرد تا حدی که حتی به وراث خودشان از سرمایه هایشان نامی نمی بردند . مثلا از حاج صراف که یکی از تجار بزرگ تهران بود ، بیست هزار تومان آن زمان قرض می گیرد . حتی ناصرالدین شاه توصیه می کند که این پول را بر گردان اما کامران میرزا به توصیه شاه که پدرش هم بود ،‌وقعی نمی گذارد . در این شرایط ، تجار تمایلی به نشان دادن توان اقتصادیشان و همکاری با دیگران از خود نشان نمی دهند و ترجیح می دهند تنهایی و پنهانی به کار بپردازند تا در دام این نا امنی گرفتار نشوند .

باز از همین کامران میرزا می توان نمودنه ای دیگر را یاد کرد . او باندی از اشرار درست می کند و سرقت از خانواده های ثروتمند می پردازد.

یا

حاج امین الضرب که مایل به فعالیت کارآفرینانه در ایران است و اقداماتی هم انجام داده است مانند تاسیس کارخانه ابریشم بافی ، کارخانه چوب بری در شمال ایران ، ارائه طرح خط راه آهن در شمال . اما در همان موقع ناصر الدین شاه او را تحت فشار قرار می دهند و حتی او را متهم به ۰۰۰ر۸۰۰ تومان سوء استفاده مالی می کنند . سرانجام آنقدر از وی پول قرض می کنند که اعلام ورشکستگی می کند .

این نمونه نشان می دهد که این مشکلات موجب شده است تا کارآفرینان از جمع بریده اند و به پیله تنهایی خودشان فرو رفته اند .

۳- مانع اخلاقی

مطالعه سفرنامه و استاد تاریخی کمک می کند تا با این موانع بیشتر آشنا شویم . هرچند نکانی منفی یا مثبت اجتماعی و اخلاقی جوامع به مرور تغییر می یابد .

 مانع اخلاقی که می توان در منابع دید را باید احتیاط مورد مداقه قرار داد تا دچار افراط احتمالی آنها نسبت به برخوردهای فرهنگی با ایرانیان نشویم .

از آن میان می توان به کنت کومینو فرانسوی اشاره نمود که هم مسشترق است ، هم توریست است و هم دیپلمات که در دوره ناصر الدین شاه به ایران آمده است و خیلی مطالعه در مورد ایران دارد .

او در کتاب " سه سال در آسیا " ( حدود ۱۵۰ سال پیش ) اشاره می کند :

- ایرانی ها به وقت اهمیت نمی دهند .

- ایرانیان با وجود توصیه دین اسلام به ارزش زمان ، برای یک معامله جزئی ساعتها وقت طلف می کنند . تحلیل او از این اتفاق ، وجود روحیه خوش باشی یا باری به هرجهت بودن ایرانیان است .

در دوران پهلوی هم میل اسپو که کارشناس مالی است ، از دهقان ایرانی که ساعت ۹ -۱۰ به سر کار می روند یا کسبه ای که با وضعی بی حال مقابل حجره می نشینند و پا روی پا می اندازند ، گروه های بیکاری که در کنار جاده ها و خیابان ها یا در قهوه خانه ها می نشینند ، لم میدهند و صحبت می کنند یا قلیان می کشند یاد میکند . ظاهرا ایرانیان برای انجام کارشان عجله ای ندارند .

مستشرقی دیگر می گوید ایرانیان همیشه " آری " می گویند اما "نه "عمل می کنند .

 

 

فهرست آموزشهای کارآفرینی در برنامه سلام تهران شبکه 5 تلویزیون

+ نوشته شده توسط رامبد باران دوست در یکشنبه هفدهم بهمن 1389 و ساعت 18:7 |