6- ارتباطات
کتاب The Emotionally Intelligent Team ...
ترجمه : امیر رحیمی قشلاق
مهارت چهارم ارتباطات
تکرار قسمت IT در تولید متوسط شرکت از غیر قابل توجه به غیرقابل تکرار منجرب می شود و کارمندان احساس غیر مسئولیتی و خواب آلودگی می کنند خبر خوب این بود که تلاش های فنی آنها مورد سوال قرار نگرفت . پائولو مدیریت شرکت می گوید پرسش از ما در مورد چگونه بالا آوردن کیفیت مانند یک گروه تکراری گسترش پیدا می کند. بیان اولین تلاش راحت است جلوه عمومی IT متعلق به متخصصانی است که روابط کاری کارمندان را بررسی می کنند که این گروه خیلی باهوش هستند آنها فهمیدند چه زمانی تعمیرات را انجام بدهند که کارمندان مایل نیستند پشت میز بنشینند روش آنها اینگونه بود که نیاز نداشتند با کارمندان صحبت کنند که نمی دانستند آنها در زمان نهار به برنامه ساختاری توجه کردندو منتظر بودند که گروه ایمل هایش را در جلسه نشان دهند کارمندان فکر می کردند که آنها دارند برنامه ریزی می کنند وقتی که آنجا هستند اما در حقیقت بر عکس آن درست بود این سیستم برای متخصصان خوب بود اما کارمندان را خسته کرد تحقیقات همیشه در زمانی انجام می شد که کارمندان نظری نداشتندکه متخصصان رفته اید یا آمده اند. بنابراین آنهادلیلی نداشتند که باور کنند که مشکلاتشان ثابت است . این قضیه به راحتی با ساختن کارتهایی که متخصصان علامت گذاری کرده اند و زمانی که تحقیقات تمام شد بررسی می شد.
کارت خوانده می شد سلام . من بر روی کامپیوتر شما کار کرده ام و مشکلش را برطرف کرده ام اگر مشکل بیشتری بود تماس بگیرید این تعمیر راحت کمک کرد اما کافی نبود ما پس از آن کار کردیم با اعضای تیم IT که بهبود ببخشیم ارتباطاتمان را در راحت بودن در صحبتشان به کندی انجام می گرفت پروسه ای که بهتر می کرد اخلاقشان را که تاثیری بر روی تکرار و موفقیت آنها نداشت ما مجبور کردیم آنها را احوالپرسی کنند با مردمی که در کافه تریا می دیدند تمرین بسیار زیادی بود اما به تیم کمک کرد وقتی راحت تر شدند احساس احترام بیشتری کردند و همچنین به عنوان اعضای تیم احساس رضایت بیشتری داشتند ما همچنین به عنوان اعضای تیم احساس رضایت بیشتری داشتند . ما همچنین به آنها کمک کردیم تا مهارتهای ارتباطی داخلی را افزایش دهند. به مرور زمان آنها توانستند بحث های فعال را به عنوان یک قسمت از ملاقاتهای روزانه داشته باشند نتیجه قابل مشاهده بود تکرار اعضای ITنه تنها حفظ شد بکله بهتر شد و تمام تیم در یک سطح جدیدی فعالیت می کرد.
ارتباطات برای هر تیمی حیاتی است. ضرورت آن شامل جنبه های فنی می شود مانند ارسال و دریافت پیامها – فیلترها و علامت ها . اما تعریف ساده ما از ارتباطات به عنوان یک هدف واقعی معنا می دهد ارتباطات چیزی است که مردم برای برقرار کردن ارتباط با هم استفاده می کنند تا بتوانند نیازهایشان را بر طرف کنند و زندگی بهتری داشته باشند.
عناصر شش گانه ارتباطات تیمی
-
ارسال کننده ها: ارسال کننده شخصی است که نیاز به ارتباط دارد . اطلاعات بدهد و کمک بخواهد. شناخت دریافت کند یا درخواستی کند به طور خلاصه ارسال کننده احتیاج دارد. که شخصی چیزی را بدهد.
-
دریافت کننده : شخصی است که توسط ارسال کننده تحت تاثیر قرار می گیرد اگر ارسال کننده در تلاشش موفق باشد رفتار دریافت کننده را تغییر می دهد.
-
پیام : پیام حاوی اطلاعات است که بین ارسال کننده و دریافت کننده منتقل می شود اطلاعات گسترش می دهد اطلاعات دریافت کننده را در مورد محیط با تمرکز کردن روی یک موقعیت بخصوص .
-
مفهوم : زمانی که معنای کامل ارتباطات هرگز به لغات محدود نمی شود این قسمت معمولا به محتوای ارتباطات ارجاء می شود که شامل حروف عددهایی می شود که زبان را تشکیل می دهند برای اشخاص و فعالیت هایی در دنیای واقعی نشان داده می شوند این علامت ها حاوی مفهوم پیام است معنای کامل پیام شامل محتوا های غیر کلامی که می توانند یک بار انجام شوند در زمان واقعی می باشند. در حالی که اظهارات شناختی می تواند به تعداد تکرار می شوند.
-
احساس: احساس ارتباطات در محتواهای غیر سمبلی منتقل می شود این بعد شامل حرکات دست و صورت و پسترها می باشد . مفهوم احساس انرژی ای است که در متن وجود دارد و اجازه می دهد که دریافت کننده بفهمد که آیا ارسال کننده به دنبال حمایت یا دریافت پاسخ می باشد.
-
روش : تکنیک ارتباطات شامل روش ها و مهارتهایی است مانند احترام – گوش کردن – نتیجه دادن – توجه و تاثیر و هدایت . این مهمترین و پیچیده ترین قسمت ارتباط موفق می باشد.
کاربرد مهارتهای 6 گانه قادر می سازد که دریافت کننده مفهوم پیام را بفهمد .
چرا تیم به ارتباطات خوب نیاز دارد.
خانوم ها و آقایان توجه کنید پرواز 484 به خاطر نقص فنی کنسل می باشد لطفا به باجه های بلیط مراجعه کنید تا همکاران پرواز را برای شما رزرو کنند.
تمام 186 مسافر پرواز فونیکس به نوارکلی باید در هواپیمای دیگری جایگزین می شدند. ساعت 15/6 بعدازظهر یکشنبه بود و سازمان هواپیمایی فقط یک پرواز دیگر به نوارک داشت. یک هواپیمای کوچکتر که تقریبا بیشتر از نصفه پر بود.
عالی که مسئول بلیط بود گفت همگی باید اینجا کمی صبور باشیم و همگی امشب از اینجا خواهیم رفت این شیفت بیشترین مشتری را در این فصل دارد یک نفس عمیق بکشید و نفس عمیق دیگری بکشید چون شب طولانی را داریم اولین گروه 30 نفره در هواپیمای بعدی رفتند و گروه 40 نفره دیگری به سرویس دیروقت شب رسیدند اما هواپیمای دیگری برای ترک فونیکس در آن شب نبود 5-6 تا از مسافران اعتراض کردند مشکل چیست؟ شما چرا در یک شرکتی کار می کنید که مشکلات زیادی داردمن امشب به یک هتل در نوارک خواهم رفت. من فردا صبح باید با مسئول سیستمی بانک ملاقات کنم این قابل قبول نیست که به خاطر مهندسین شما من جا بمانم پس به من دروغ نگویید . من می دانم صندلی هایی که قرار است به آنجا بروند پر شده اند مسئولین بلیط که محدودیت در تعداد نظرات دارند مجبور بودند خودشان را کنترل کنند متئوکه در کنار او ایستاده بود گفت امشب جمعیت زیادی وجود داردآنها به ما گفتند که ما دروغ گو هستیم ما باید خیلی آزرده شده باشیم او گفت که مرا تنها بگذار متئوبه قسمت خودش برگشت شارون که مسافر بعدی بود و نمی توانست خوب بشنود او به داد و فریاد خاتمه داد مسافر بعدی دیگری گفت : شما چه انتظاری ازربات ها دارید در بین مسافران جنی به سمت عالی رفت که در کامپیوتر او جاهای بیشتری را پیدا کند اما عالی گفت که باید او را از آنجا خارج کنند عالی گفت که ما نمی توانیم چون می دانیم که مسافرت طولانی است .
جنی نزدیک تر شد به میز و به چشمان عالی نگاه کرد عالی گفت: باید از اینجا همین الان بیرون بروی حداقل برای مدت کمی . داری مسافران را آشفته می کنی تو دانی من و متئو و مسافران دیگر را آشفته می کنی عالی از میز فاصله گرفت و همه حواسش به جانی بود او گفت که خیلی جدی تر از آن است که من فکر می کردم مسافر دیگری گفت : که باید پرواز به هیوستون را چک کنم .
جنی به موقعیت سابتش برگشت و به شارون اطلاع داد شارون رفت که عالی را ببیند و گفت که ارضاء چطور است شارون فریاد زد افتضاح آنها احمق و غیر صبور هستند او گفت که آنها درست است که افتضاح آنها احمق غیر صبور هستند اما مسئولیتشان با مااست شارون شروع به گریه کردن کرد عالی به او دستمال کاغذی داد و منتظر ماند تا اشکهایش را پاک کنند او گفت که تاکنون هزاران بار مسافران را کنترل نموده ای و اینچنین آشفته نبودی موضوع چیه . او گفت که مادرم فراموشی دارد او گفت که من متاسفام او در کنارش روی صندلی نشست من از آن می ترسیدم و امیدوار بودمم که او فقط فراموش کرده باشد اما بیشتر صحبت های او قابل فهم نبود و شارون دوباره گریه کرد عالی گفت من متاسفام پس از چند لحظه ادامه داد که من نمی خواهم تو امشب کار کنی. شارون گفت : این پروازی از جهنم است او گفت : ما به کمک تو نیاز داریم چرا چمدان ها را نمی شناسی . آنجا کاملا ساکت است شارون گفت متشکرم و ایستاد.
ما واقعا به کمک تو نیاز داریم اگر برات سخت نباشه بعد از آن ما تو را به خانه می فرستیم چگونه تیم از 6 روش استفاه کرد.
اعضای این تیم به واضعی احساساتشان را در کی تیم نشان دادند آنها می توانند دست پیدا کنند به احساس تیم های دیگر که احساس آنها چقدر اهمیت دارد.
احساسات اونها برای ارتباط برقرار کردن با یکدیگر باعث شد که موقعیت مسالمت آمیز به پایان برسد تلاش اولیه ماتئو برای منعکس کردن احساس شارون تلاش خوبی بود . اما استفاده از کلمه آزرده درست نبود اگر چه آنها احساس خو بی نداشتند شاید او قادر به پاسخ دادن نبود ارتباط جانی با عالی مهم بود اما بهبود بود که ارتباط در اماتیک تری برقرار کند رفتن به سمت میز عالی و صدا کردن اسم او و نگاه مستقیم به چشمانش در این متن هر حد کنی معنایی داشت به این معنی که من به توجه تو نیاز دارم عالی به خوبی پاسخ داد و توجه کاملی به شارون و جانی داشت او به خوبی بحران را می دانست و می دانستند که رفتارشان موثر است حرکت دادن صندلی به این معنا بود که در آن لحظه چیز مهمتر دیگری برای او وجود نداشت تکنیک های او حرفه ای بود . از شاورن خواست که بماند او باعث شد که فکر کند بیشتر از هر زمانی به گروه نیاز دارد. اگر اعضای گروه موقعیت او رانشناخته بودند وضع بدتر می شد و ممکن بود صحبت هایی شود که نتیجه برتری در شغلشان داشته باشد.
4- وضعیت برای ارتباط موثر
ارتباطات حرکتی است که برای ایجاد ارتباط بین خودت و دیگران انجام می دهی مانند اعضای تیم و اعضای خانواده و دنیا . چیز ی که ارتباط را موثر می سازد و موضوع آن است.
جنگ ها و افسانه ها و سقوط و اوج رهبران سیاسی که باعث سقوط و موفقیت می شود که زندگی روزانه ما را در ارتباط با دیگران تشکیل می دهد تعریف رسمی تر ما از ارتباط تیمی این است : فر آیندی از سهیم شدن اطلاعات برای برآورد کردن نیازهای دیگران که اعضای گروه پیامی را ارسال می کنند که توسط دیگران دریافت می شود همه این مراحل اتفاق می افتد که ارتباط برقرار شود. نظریه اینکه اطلاعات در ارتباط سهیم می شود معمولا برای برآورد کردن نیازها می باشد اما ما تاکید می کنیم که ارتباط ها اساسا موثر می باشد واضح است که نتایج همیشه مثبت نیستند اما همیشه شخصی تلاش می کند که نیازهایش برآورده شود 6 عنصر از ارتباط تشکیل می دهند 4 موقعیت را برای ارتباط ها ی موثر .
هدف – فرم – محتوا – نقش
هدف : اولین مرحله در ارتباط تیمی این است که بفهمیم چرا مردم در ابتدا ارتباط برقرار می کنند هر کس نیاز دارد اطلاعاتی را برای حل یک مشکل .
گاهی اوقات اعضای تیم اطلاعات نادرستی را ارسال می کنند برای استفاده از مزیت های شخصی دیگر – کیفیت اطلاعات که یک فرستنده بیان می کند به طور عمده تاثیر می پذیرد از احساس او . احساس بالای او از بودن . آزارها را کاهش می دهد و افزایش می دهد احساس همکاری و بهبودمی بخشد کیفیت . اطلاعات ارسالی را . با توجه به لحظه ای که الگوهای متنوع ارتباطی در اعضای تیم شما. مهم نیست که احساس آنها در ابتدا خسته کننده به نظر برسد آزمایش آنها نشان می دهد که روش عصبانیت آنها چقدر است اگر آن نشان دهد که اعضای تیم شما تلاش می کند که نیازهایشان را برطرف سازند در میان اعضای تیم که این احساس امنیت و مقدار ارزشی را که در گروه به آن تعلق دارند را نشان می دهد نگاه کوتاهی به رفتار تیم می تواند برطرف کند مشکلی را که اعضای گروه فکر می کنند که رفتار بدن با آنها شده . برای مثال یک گروه رهبری در یک شرکت متوسط یک طراح استراتژی دارند برای اطمینان از کار آمدی آن ( جوز ) اصرار می کند که همه چی جزئیات خاص دارد.که شامل این می شود که چه کسی مسئول انجام آن است چگونه و کی ؟ او سوالاتی را می پرسد که این جزئیات را پاسخ می دهد.
ارنی می داند که چیزهای خاص دیگری شامل آن می شوند اما او دوست ندارد که بر روی جزئیات تمرکز کند او به دنبال ارتباط خوب توسط ارتباط اولیه می باشد و نگرانی جوز برای گسترش اسناد که باعث گیج شدن می شود ارنی موفق است که آنها نباید گیچ شوند او از جوزی خواهد که به او ملحق شوند برای ابتکارات بیشتر.
ارنی پیشنهاد می کند که آنها استفاده کنند از بخش هایی برای فصل های خلاق و گسترش بدهند اسناد مجزایی را برای نشان دادن جزئیات.
فرم: مرحله بعدی برای گسترش ارتباطات در یک تیم این است که بفهمیم فرمهای ابتدایی ارتباطات که 2 گونه است. کلامی و غیر کلامی . اگر چه ما انسانها از زبان کلامی استفاده می کنیم لغت های واقعی در پیام ما تنها 7 ٪ مفهوم را شامل می شوند این در صد کم تعجب آبور است و مهم است که لحاظ بشود
سیگال بارساد کسی که تحقیقاتش را بر روی احساسات در فصل پنجم صحبت کردیم تحقیقاتش را با آلبرت محربیان اینگونه عنوان میکند. در مشاهده ارتباطات احساس محرابیان فهمید زمانی که با دیگران تماس برقرار می کنیم فقط 7 ٪ از فهمیدن های طرف مقابل از روی صحبت هایش است در حالی که 38 و 55 درصد از نحوه صحبت و حرکات صورت می باشد این اشتباه بیشتر در ایمل ها اتفاق می افتد به خاطر اینکه فقط 7 ٪ مفهوم از لغات فهمیده می شود بنابراین ارتباط موثر برقرار کردن با اعضای یک تیم جغرافیایی خیلی سخت تر از اعضای تیم فیزیک است به نظر می رسد ایمل یک ارتباط فعال باشد اما آگاه باشید سهم غیر کلامی 93٪ از پیام است که در ایمل وجود ندارد.
تا جایی که امکان دارد با یکدیگر با تلفن صحبت کنید که 35 ٪ مفهوم بیشتر به پیام شما می دهد ایمل برای ارتباط برقرار کردن زمانی بسیار است اما اگر شما بخواهید کسی نقش شما را در مهمترین پروژه امسال بداند ممکن است ایمیل کارایی نداشته باشد حتی اگر اعضای تیم محلی نیازداشته باشند پیامهای غیر کلامی شما را بخوانند تا بفهمند و به احساس شما پاسخ دهند ارتباط های غیر کلامی تا حدودی قدرتمند هستند به خاطر اینکه برای دریافت کننده و ارسال کننده ناآگاهی دارند بارون می گوید. تفاوت عمده ای بین شناخت و فهمیدن های احساسی و اجتماعی و جود دارد که فهم شناختی استراتژی تر در ماهیت است اما فهم احسای و اجتماعی برای یک موقعیت فوری و خا0.ص کاربرد دارد سمبل های کلامی بهتر نیاز های شناختی ما را ارضا می کننداما ارتباطات غیر کلامی نیازهای اجتماعی و احساسی ما را بیان می کنند.
تیم گسترش زیادی یافته است برای جمع آوری اطلاعاتی بر روی کره زمین اینترنت توانایی ما را برای ارتباط تغییر داده است اما جالب است بدانید اضافه کردن صدا و تصویر به ایمیل محافظت خواهد کرد از محتوایات غیر کلامی ما در ارتباطات ارزش این راه مردمی که با همدیگر در تیم های غیر محلی کار می کنند غیر قابل تاکید است اگر چه ارتباطات کلامی فقط 7٪ مفهوم را منتقل می کند اما آن ارزشمند است محتوای کلامی شامل موضوع می باشد که تمام احساس و توجه ما روی آن متمرکز است.
در کلیه قوانین و سمبل ها در این مفهوم موجود می باشد این قسمت از ارتباطات که قدرتمندترین ابزار ساخته شده توسط انسان می باشد زبان است واژه LANGUAGE از لغت لاتینی LANGUA منشات می گیرد که به معنی زبان است و این عضو فوق العاده مزیت های فراوانی برای انسانها دارد اما صحبت کردن یک شمشیر 2 لبه است زبان مشخص می کند که ما می توانیم چگونه ببینیم و بفهمیم وقتی والدین انگلسی تلاش می کنند چیزی را به فرزندانشان یاد بدهند آن را در مرکز می گذارند مثل (
این یک توپ است ) جانی بگو ( توپ ) یک سخنرانی آمریکایی می گوید که یادگیری زبان چقدر متفاوت است ترجمه انگلیسی چیزی که والدین گفتند تحت این شرایط برای او اینگونهاست ما این را توپ می نامیم . جانی بگو : توپ . این یک تفاوت مهم است در ابتدا والیدن انگلیسی قوانینی را در مورد بودن وضع می کنند اما در مرحله بعد والدین آمریکایی لغات بچه را گسترش می دهند ما مایلیم مذاکره کنیم روابطمان را با دنیای خارجی بوسیله زبان و ما نمی فهمیم که زبان فقط یک وسیله برای توصیف تجاربمان است و خودش تجربه ای نیست برای گفتن تیمها نا امید است به خاطر اینکه شرکت امسال حقوقی پرداخت نکرده است فقط یک روش صحبت است راهی وجود ندارد که زبان مشکلات احساسات و موقعیت های زندگی را در جمله توصیف کند اغلب ما از توصیف برای دنیای واقعی استفاده می کنیم گونت کورزیپس رئیس موسسه GENERAL SEMANTICS می گوید نقشه قلمرو نیست زبان هرگز شآمل جزئیات مشخص نیست بیسبال عنوانی است که ارجاء می شود به موضوعی اشاره می کند که در این ورزش 8 مایل در یک ساعت وجود دارد اما هیچ کدام از آنها در واقعیت چیز مشخصی نیست اشتباه کردن نقشه با قلمرو مانند رفتن به یک رستوران خوب و خوردن منو به جای غذا می باشد.
محتوا: سومین جزء برای توسعه ارتباطات تیمی برای فهمیدن محتوایی که فرمها دارند معنی و احساسات می باشد لازم است که از لغت ها به درستی استفاده کنیم تا مفهوم را به درستی بفهمیم اما چگونه کلمات معنی را منتقل می کنند کلمات معنایشان در دیکشنتری ها توضیح داده شده است.
اما لیست کردن کلمه هایی که در گذشته استفاده می شود مانند دیکشنری ها مفید است .
معنای واقعی همیشه به شخص خاصی بر می گردد صحبت می کندوقتی که شما شک داریددرباره یک لغت یا مفهوم شخص گویند بهتره از او توضیح بخواهیدبه عنوان مثال اگر یک عضو تیم شما از کلمه اطمینان چندین بار استفاده می کند و تو می فهمی که این کلمه اهمیت دارد تو بهتر است بپرسی که چگونه یک شخص با اطمینان می شود این یک فرصت مجزایی برای واضح کردن مفهوم اطمینان می باشد گفته های زیادی در مورد آموزش ارتباط وجود دارند. کلمات معنایی ندارند مردم معنی دارند شما باید این را باورکنید مشخص کردن مفهوم همیشه در مذاکرات می باشد تا در یک دیکشنری آن نیاز دارد به انعکاس و توجه انعکاس قسمتی از فرآیند زمانی دنیا نیست کارهایی که ما انجام می دهیم در آن دقیق تره و لازمه که برای حرف هایمان یک مفهوم علامتی داشته باشیم هرچه زندگی پیچیده تری می شود نشانه های کلامی ما قابلیت های لازم را به زبان می دهد علارغم مفهومی که منتقل می کند . بعلاوه مفهوم شناختی ارتباطات مفهوم احساساتی را نیز منتقل می کند که به عنوان احساس نامیده می شود ما می توانیم آن را به عنوان رنگ – متن – تون و شدت انرژی احساساتی شخص ارسال کننده عنوان کنیم ضرورت ارتباط های ما درباره احساسات می باشد فشار این انرژی است اینجا یک بعد دیگری از غیر کلامی وجود داردکه خیلی اهمیت دارد ما می توانیم سخنان را اینگونه بگوییم ( وای چه لباس قشنگی ) به یک همکار و او نیز ممکن است اینگونه پاسخ بدهد متشکرم. انعکاس دیکر ممکنه در مورد جنسیت باشد نحوه ای که شما از تون صدایتان استفاده می کنید و از حرکات دست . نحوه صورت شما قبل و بعد از گفتن حرف هایتان همه آنها انرژی احساساتی را منتقل می کند.که اضافه می کند احساس را به ارتباطات و کمک می کنند به یافتن تاثیری که شما بر روی دریافت کننده دارید پاسخی که میگیرید. برای داشتن ارتباطات موثر تیمی شما برای احساس و معنای محتویات پیام را منتقل کنید و لازمه این رفتار کلامی و غیر کلامی می باشد که توسط ساختار متفاوتی از مغز انجام می شود سیستمی که گاهی اوقات به عنوان ارتباط مغزی باشد که نشان می دهد ارتباط بین دنیای خارج و داخل ما را آن نشان می دهد چهره فوری برای قبول یا رد کردن زمانی که ما تصمیم می گیریم پیشنهادی را قبول کنیم مرکز مغز مسئول شکل دهی و نگهداری و فرآیند خاطرات ما از حوادث احساساتی است و نقش مهمی را در طبقه بندی تجربیات ایفا می کندکه می تواند به یادماندنی باشد ساختار عصبی که مانند یک بانک بزرگ عمل می کند قسمتی از مغز است که مسئول انجام نقش می باشد مانند مقایسه وضعیت های پیچیده د رتصمیم گیری یا تصور کاملی از کی رمان برای حل یک مشکل مهم آن در یک قسمت از مغز می باشد نیم کره چپ که فرآینده های زمانی در آن اتفاق می افتد وقتی تمام آنها اتفاق افتاد پیام شما کامل و خاص می باشدکه درجه بندی می کند انرژی احساساتی شما را که دریافت کننده بفهمد این موضوع چقدر برای شما اهمیت دارد و چه عکس العملی نشان می دهد وقتی اعضای تیم شما بفهمد راه حل پیشنهادی شما را و احساسات شما را بدانند آنها بهتری می توانند برای انجام آن کمک کنند.
نقش : جنبه چهارم ارتباطات نقش است برای تیمهایی که تلاش می کنند ارتباطاتشان را قوی کنند 2 نقش وجود دارد ارسال کننده ارتباط را آغاز می کند که مسئولیت های خاصی را می دهد اما به تنهایی برای یک ارتباط موفق کافی نیست دریافت کننده ها نیز مسئولیت های بزرگی دارند ارتباطات به تنهایی اتفاق نمی افتد ارسال کننده ها و دریافت کننده ها مسئولیت های خاصی دارند که باید به آنها عمل کنند.
مسئولیت های شخص ارسال کننده:
تمایل شما برای ارتباط با هم تیمی هایتان یک درخواست می باشد تا از آنها می خواهی که وقت و توجه شان را به تو بدهند که مزیت هایی را برای آنها دارد وضح است که یک ارتباط خوب با دادن اطلاعات ارزشمند طول می کشد بنابراین باید به منابع تیمی احترام بگذاریم آن برای افراد آسانتر است که وقتی اخلاق شما شبیه آنها است تشابه شما باعث اطمینان می شود و این باعث بوجود آمدن یک محیط امن می شود. اعضای یک تیم امن احساس موثر بودن و ابتکار بیشتری دارند تلاش برای راه حل های جدید برای حل مشکلاتی که ریسک دارند وقتی که افراد احساس امن داتشه باشند این کارها را بیشتر انجام می دهند ارسال کننده این امنیت را با صدا حرکات و نحوه صحبت با دریافت کننده ایجاد می کندکه یک هماهنگی دارد و این یک احساس با هم بودناست یک راه برای بدست آوردن آن این است که به اعتقادات و ارزش های دریافت کننده توجه کنیم و سپس پیامت را آماده کنید نشان دادن احترام کامل به طرف مقابل نیازمند این است که پیام شما کامل و ممکن است قوانین جامعی وجود دارد که تو می توانی پیامت را کامل کنی که باید به تمام سوالات پاسخ داده شود چه کسی چه کاری را چه زمانی برای کی انجام می دهد و به چه نحوی برای مثال آویس : من می خواهم که آنها را تا ظهر جمعه تحویل دهی . آنها را در یک گزارش 2ستونی نشان دهی . اولی نشان می دهد آخرین تعداد ماه ها را و دومی نشان می دهد ما کجا هستیم ارتباط برقرار کردن با این تکامل و جزئیات باعث کاهش جدی اشتباهات در هر رابطه ای می شود وقتی که شما کیفیت پیامتان را با استانداردها تست می کنید شما باعث می شوید که ارتباط شما موثر تر باشد توجه داشته باشید که زبان تمام جزئیات را در تجربه شما نشان دهد برای اثبات این قضیه با صدای بلند توضیح بدهید هر چیزی را که نسبت به آن آگاهی دارید ببینید که چقدر را می توانید در یک دقیقه توضیح بدهید تجربه مستقیم ما بسیار پیچیده است که ارتباط برقرار بشود برای صحبت کردن در مورد تجربه ما باید مقداری زیادی از موارد را حذف کنیم و موارد زیادی را خلاصه کنیم هنوز اگر شما تست کنید پیامتان را با هم تیمی هایتان تلاش کنند تا اینکه دقیقا چه کاری انجام شود آن باعث می شود که تمام پیامهای شما آسانتر شود برای گیرنده.
مسئولیت های گیرنده :
ممکن است شخصی اطلاعاتی داشته باشد که بتواند به شما کمک کند تا به اهداف تیمی تان برسید توجه کردن به چنین شخصی با ارزش است این طبیعی است که اکثر مردمی که می خواند با شما ارتباط برقرار کنند زمانی برای شناختن فیلتریهای شما برای ارتباط کامل ندارند اگر چه این عناصر ممکن است نباشد توجه همکارانت احترام کردن را بدهکاری این احترام بوسیله توجه کامل نشان داده می شود زمان برای تمرکز بر روی پیام روش خوبی است که زمانتان را موثر کنید با دقت گوش کردن می توانند کمک کند که چقدر شما به موضوعی اهمیت می دهید این موضوع وقتی اهمیت زیادی پیدا می کند که شما با شخصی رابطه برقرار می کنید که شناخت کمی داریدبا توجه زیاد شما نشان می دهید که به آن وقت صرف می کنیدیا نه . همچنین اگر کی از اعضای تیم شما باشد یا کسی که با او ارتباط بیشتری دارید مهم است که پیام را کاملا دریافت کنید گاهی اوقات یک نفر 2 طرف ارتباط را انجام می دهد اماهرگز این کار می تواند به او کمک کند اگر نسبت به آن آگاهی داشته باشد یا نداشته باشد کار دریافت کننده گوش کردن است واضح است که او گاهی اوقات باید صحبت کند اما یک دریافت کننده خوب گوش می کند و منتظر می ماند تا تمام اطلاعات را کسب کند اگر این کار را انجام دهید شما به اندازه کافی شنیده اید که بتوانید در مورد چیز مهمی صحبت کنید چیزی را که خیلی ها از دست می دهند با توجه و گوش دادن با دقت می توانید اطلاعات بیشتری را کسب کنید اما بدانید که این امر آسان نیست بسیاری از مردم موقع گوش کردن به خودشان توجه می کنند این صدا مربوط به شخص ارسال کننده با شخصی است که منتظر جواب است که به آن گوش کردن نمی گویند . ( دیپاک چوپرا ) می گوید: تقریبا به طور میانگین 000/60 فکر در روز وجود دارد این عجب نیست این به خاطر آن است 990٪ فکری که امروز داری همان افکار دیروز شما می باشد که به آن گوش کردن نمی گویند گوش کردن یک تمرین رومی است که نیاز به تمرکز دارد. که نشان می دهد شما بر روی شخص دیگری تمرکز کرده اید.
شما نه تنها باید به کلماتی که دیگران می گویند گوش کنید بلکه باید به نفس کشیدن آنها نیز دقت کنید شما باید آرنجتان را و چشمهایتان را با آنها تنظیم کنید اگر شما نصف این را نیز انجام بدهید شما آن را ضمانت کرده اید اطلاعات قدرت است و گوش کردن سریعترین راه برای قدرتمند کردن.
اطلاعات از محیط شماست ارجاء کردن اطلاعاتی که شما با گوش کردن بدست می آورید با آنچه که می دانید باعث می شود که شما اطلاعات جدیدی بدست آورید اما مسئولیت شما به عنوان دریافت کننده به اینجا ختم نمی شود بعد از گوش کردن شما باید یک ارسال کننده باشید و باید بدانید پاسخی به ارسال کننده می دهید و نشان بدهید آیا منظور او را متوجه شده اید یا نه؟این تمام چیزی است که دریافت کننده فکر می کند اما شما باید نشان بدهید که درست است یا نه بنابراین اینگونه پاسخ دهید آیا راه دیگری نیز وجود دارد و پاسخی که می شنوید اینگونه است بله وجود وجود دارد. شما متن رابیشتر دریافت می کنید و آن را پاسخ می دهید و این اجازه می دهد به ارسال کننده که متن را اصلاح کند.
چرا اینها اهمیت دارند؟
ارتباط اهمیت پیدا می کند زمانی که شما عضو یک تیم هستید و نیاز دارید که فعالتر باشید وقتی اهمیت پیدا می کند که شما با انجام آن پاداشی پیدا می کنید زمانی اهمیت پیدا می کند که شما دقیقا نمی توانید بگویید که چه چیزی فهمیده اید و نیاز به مرور کردن دارید زمانی اهمیت پیدا م یکند که شما می فهمید چیزی اشتباه است ولی نمی توانید بفهمید آن چیست؟ زمانی اهمیت پیدا می کند که شما نگران اوضاء هستید و می توانید از تغییرات استفاده کنید زمانی اهمیت پیدا می کند که استرس بیش از حد توان شما باشد به خاطر اینکه ارتباط اولین مرحله برای تلاشی است که شما را باز می دارد از آنچه که باید باشید زمانی که شما زمان دارید که فکر کنید چقدر شجاع هستید که با آینده روبرو شوید از کودکی فاصله بگیرید خواهید فهمید که ارتباط چقدر اهمیت دارد.
نکاتی برای رشد مهارتهای ارتباطی تیمی
گوش کردن فعال مهارتی است که می توانید آن را گسترش دهید بسیاری از شما ممکن است آموزش گوش کردن را داشته باشید اگر تمام تیم شما آموزش ندیده است به آن توجه کنید اول از خودتان بپرسید که تمام تیم چگونه از استراتژی های گوش کردن استفاده می کنند.
وقتی که اعضای تیم در مورد یک چیز با ارزش صحبت می کنند با دل و جان گوش بده توجه کاملی را به ارتباط کلامی و غیر کلامی داشته باش و سپس پاسخ بده این وقتی اهمیت دارد که شما پیامی را از یکی از اعضای تیمتان که رابطه خوبی با آن ندارید دریافت می کنید فهمیدن می تواند به ارتباط شما کمک کند.
اجازه بده که دیگران بدانند تو داری خوب گوش می کنی توسط فهمیدن معنی و احساس آنها و اینگونه پاسخ بده من فکر می کنم به این خاطر اهمیت این قسمت برای این است که احساس ارسال کننده را با معنی متن هماهنگ می کند تو راحت می شوی به خاطر اینکه رئیستان در هر جلسه ای دیگر حاضر می شود یا تو خسته می شوی از اینکه اطلاعات کارمندان حاضر نیست تا بتوانی به موقع پروژه ای را کامل کنی گوش کننده با دقت گوش می کند و اگر لازم باشد شما را تصحیح می کند. فرصت این را بدهید که پیام را از شخص دیگری بشنوید تا به تیمتان کمک کند که شناخت بهتری داشته باشند.
توجه داشته باشید که ابزار رسمی را برای ارزیابی فهم تیمتان در ارتباطات استفاده کنید این فرآیند مهمی است که ما استفاده می کنیم بر ای حفظ مشتری هایمان ابزاری شبیه به این کمک می کند که بفهمید چقدر تیمتان خوش بین است و انگیزه برای موفقیت دارند و چگونه می توانند مشکلات را حل کنند این کمک می کند که به نتایج خوبی برسید که اطمینان یکی از آنها است هر چقدر تیمتان این مراحل را به دقت انجام بدهد اطمینان بیشتری بدست می آورد واز با هم بودن لذت بیشتری ببرند.
کتاب The Emotionally Intelligent Team ...