زمانی که تیمها از رسیدن به نتیجه در میمانند!
زمانی که تیمها از رسیدن به نتیجه در میمانند!
زمانی که تیمها از رسیدن به نتیجه در میمانند!
اگر شما يك تيم كاري داريد كه اكنون فعال است، ابتدا بايد مشخص كنيد سازمان شما به چه فعاليتهاي تيمي احتياج دارد و از كداميك از آنها مي تواند پشتيباني كند. تيم ها به منابع و به خصوص زمان نياز دارند. راندمان تيم شما زماني در اوج است كه:
ــ يك گروه از كارمندان مختلف در آن بتوانند با يكديگر مشاركت كنند.
ــ تعداد تيم ها را محدود كنيد تا ميزان مشاركت كاركنان را افزايش دهيد.
ــ تيم ها زماني را براي شركت در جلسات منظم قرار دهند.
ــ شما احتياج به اهداف دوره اي داريد، كه بايد براي هر تيم تعريف شود.
ــ از هر جلسه خلاصه و نتايج يادداشت شده و اجرا شوند.
ــ تيم ها با اضافه كردن كارمندان جديد جاودانه مي شوند.
هر سازمان به پنج تيم كاري نياز دارد. البته مي توان تيم ها را به گونه اي ديگر هم سازماندهي كرد ولي توصيه بنده اين پنج تيم كاري است.
تيم رهبري
معمولاً رئيس، مدير يا سرپرست قسمت هستند. تيم رهبري گروهي كه بايد با همكاري يكديگر سازمان شما را رهبري كنند. تيم رهبري مسئول اهداف استراتژيك سازمان شماست. تيم رهبري نقشه مي ريزد، اهداف را تعيين مي كند، رهنمودها را فراهم مي كند و سازمان را مديريت مي كند.
تيم محرك
اين تيم در سازمان هاي مختلف نام هاي مختلفي دارد. اين تيم طرح هايي را ارائه مي كند و فعاليتهايي را انجام مي دهد تا در كارمندان رمق و انگيزه مثبت ايجاد كند. وظايف اين تيم مي تواند شامل تهيه ناهار، برنامه ريزي براي سفرهاي تفريحي، ايجاد صندوق هاي حمايتي براي مشكلات كارمندان و غيره باشد. اين تيم مي تواند وقايع مهم و مثبت سازمان را جشن بگيرد، يا براي روز تولد افراد يا نوزاد تازه بدنيا آمده آنها تبريكاتي در نظر بگيرد يا براي آنها جشن بگيرد. اين تيم مي تواند اسپانسر يك تيم ورزشي شود. اين تيم مي تواند بساط سرگرمي و دلگرمي پرسنل را فراهم مي كند و تنها محدوديت آن تخيل افراد اين تيم است.
تيم ايمني و بهداشت
اين تيم مراقب ايمني افراد در محل كار است. اين تيم آموزش هاي لازم بهداشت و ايمني را برگزار مي كند. جلسات ماهيانه ايمني بسيار مهم و ضروري است حتي آموزشهايي براي خانواده كارمندان مي تواند ارائه شود. رعايت بهداشت و پاكيزگي محيط با همكاري كارمندان بسيار اهميت دارد و بايد توسط اين تيم پي گيري شود.
تيم رفاه كارمندان
تيم رفاه بر روي سلامتي و تناسب اندام كاركنان كار مي كند. از آن جمله مي توان به ارائه برنامه هاي پياده روي، دو و همچنين انجام آزمايشات دوره اي مانند آزمايش خون و فشار خون از جمله فعاليت هاي اين تيم هاست.
تيم ارتباط و فرهنگ
اين تيم كار مي كند تا فرهنگ لازم براي رسيدن به موفقيت سازمان را تعريف و ايجاد كند. اين تيم همچنين ارتباط دو طرفه را آموزش مي دهد تا مطمئن شود در سازمان شما كارمندان زنجيره دستورات را رعايت مي كنند. اين تيم مي تواند به صورت هفتگي روزنامه تهيه كند، آخرين رخدادهاي سازمان را بيان كند. و هر سه ماه در زمينه ميزان رضايت كارمندان تحقيق كند. و مشكلات را پيدا كرده و براي رفع آنها با تيم رهبري مشورت كند و در صورت نياز پيشنهاد استخدام نيروي جديد كند. نكته اينجاست كه اين تيم زماني به اوج موفقيت مي رسد، كه دو تيم قبلي كار خود را بدرستي انجام دهند.
شايد اگر شما به عنوان مدير يك سازمان اين مقاله را بخوانيد بگوييد خوب اينكه مي شود افزايش هزينه؟! ولي بدانيد كه شما اگر اكنون اين تيم ها را نداريد و اين اقدامات را براي پرسنل خود انجام نمي دهيد. هزينه زيادي براي پرسنل خود مي كنيد ولي اين هزينه آنقدر نيست كه به آنها اجازه دهيد با فراغ خاطر و عشق به كار معجزه دروني خود را بروز دهند. اين كار اخيراً در چند سازمان انجام شده است. و با وجود مخالفت و مقاومت بعضي از مديران نتيجه آن افزايش رغبت پرسنل براي شركت در اين تيم ها و همينطور افزايش تعهد و ميزان مشاركت آنها در رسيدن به اهداف سازمان بوده است. كه همه اينها در نهايت منجر به يك سازمان قوي و رو به رشد است كه پرسنل با تعصب آن را به سوي موفقيت سوق مي دهند
بهترين راه براي شناخت تيم بررسي رفتار داخلي آن است. داستان شكل گيري هر تيم نحوه رسيدن آن تيم به هدف كمالات، مهارت ها، محرك ها، تعهد و در نتيجه نحوه عمل آن را آشكار مي سازد. يعني براي افزايش كارايي تيم بايد تجارب گذشته را مورد بازبيني قرار داد. اگر چه براي رسيدن به اين مهم بايد مرتباً كارايي و قابليتهاي تيم را بررسي و تعقيب كرد. هر تيم يك واحد پايه كارايي براي بيشتر سازمانهاست. تجربيات موفق تيم ها به خاطر كارهايي كه انجام شده (موفقيتي كه كسب شده) و چيزهايي كه اعضاي تيم ها آموخته اند حايز اهميت است. تيم ها بايد مسئول و انعطاف پذير باشند تا بتوانند رويدادها را رقم بزنند و جوابگوي تقاضا باشند.
بنابراين يك تيم شامل تعداد كمي از افراد با مهارت هاي مكمل است كه براي رسيدن به يك هدف مشترك در كارها مشاركت مي كنند. بطوريكه در اين راه تمامي اعضاي گروه خود را در مقابل يكديگر و هدف نهايي مسئول مي دانند.
تيم هاي موفق مي توانند از 2 تا 22 نفر يا حتي بيشتر تشكيل شوند. اما آنچه از تعداد نفرات تيم مهمتر است شكل تيم، الگو و روح تيم است كه همه اينها نتيجه چگونگي تعيين وظايف اعضاي تيم است. وظايفي كه بايد بوسيله تيم ها انجام شود اساساً به سه دسته تقسيم بندي مي شود:
وظايف تكراري: كه احتياج به افرادي از تيم دارد كه تمايل دارند نقش ثابتي را در تيم بازي كنند. اين وظايف معمولاً راحتتر انجام مي شوند و مي توانند به طور مستقل و به نحو احسن انجام شوند.
پروژه ها: كه احتياج به افراد خلاق دارد. اصلي ترين مشخصه آن همكاري افراد براي توليد يك محصول جديد است.
شركاء و سهام داران: اين افراد يك سري خواسته هاي مشخص و خلاق و همچنين طرح هايي براي انجام كارهاي جديد ارائه مي كنند. اين نوع كار در سطح سرپرستان و مديران است.
شناختن تيم
1ــ تيم ها زماني به وجود مي آيند كه احتياج به انجام يك كار برجسته باشد. رسيدن به اين هدف انگيزه را مي سازد.
2ــ داشتن يك ديدگاه مشخص حياتي است. كه شامل اندازه، مقصد، اهداف، مهارت ها، راه و روش و پاسخگويي براي كارايي موفق است.
3ــ سازمانها به تيم ها و زير تيم ها تقسيم مي شوند. كه نحوه ارتباط و سلسله مراتب بين آنها منجر به برآورده شدن هدف نهايي مي شود.
4ــ در اين سلسله مراتب بالاترين تيم (تيم رهبري) پيچيده ترين و مشكل ترين ساختار را دارد. بنابراين بايد لايق ترين افراد در اين تيم قرار گيرند.
5ــ تعهد گروهي به تعهد فردي در تيم اولويت دارد. كه در نهايت منجر به موفقيت گروهي و فردي مي شود.
6ــ سازمانهايي كه كارايي بالايي دارند به احتمال قريب به يقين «تيم هاي واقعي» را ساخته اند و از آن استفاده مي كنند.
7ــ نحوه ارتباط تيم ها با يكديگر در كارايي آنها ارتباط مستقيم دارد.
8ــ كارايي و آموزش دو بخش جدايي ناپذير از هم هستند و بر يكديگر تأثيرگذارند. بدون آموزش صحيح و مستمر رسيدن به بهترين سطح كارايي و ماندن در بازار رقابت غير دست نيافتني است.
9ــ رهبران سازمان مي توانند كارايي تيم را با ايجاد فرهنگ افزايش بهره بري به بهترين سطح برسانند به طوريكه همه اعضاي تيم سعي در بهبود راندمان تيم داشته و روي آن كار كنند. بهترين راه ارتقا فرهنگ كار آموزش است.
10ــ در يك تيم تعصب گروهي وجود دارد.
مقاله بر این پیش فرض است که عملکرد سازمانی مناسب بدون تحول مداوم سازمانی و تحول دائم کارمندان میسر نیست. این مقاله از این ایده گرفته شده است که: در یک شرکت یا هر سازمان، ایجاد شرایط تحول دانش دارای حداکثر اهمیت است. این شرایط باید فرایند نوآوری را که به وسیله ی کارمندان ترویج می شود؛ زیاد کند. هدف این مقاله تحقیق درباره ی این مقدمه است.
یکی از مهمترین عوامل افزایش انگیزه در اعضای تیم ، این است که به آنها نشان دهیم که به آنها توجه و علاقه صادقانه داریم . همه انسان ها نیاز دارند بدانند که مورد توجه و علاقه دیگران هستند .
بیایید از خودمان شروع کنیم ؛ به طور حتم ، هر کدام از ما دوست نداریم با ما ارتباط ابزاری برقرار کنند ، یعنی تنها زمانی که دیگران مشکل یا کاری دارند و توسط ما می توانند نسبت به حل مسائل یا انجام کارشان اقدام کنند ، با ما ارتباط برقرار کنند !! چنین برخوردی به شدت آزار دهنده است و هر انسانی از اینکه به شخصیت او ، اهمیّت داده نمی شود بلکه به خدمات ، فایده و سودی که از او حاصل می شود ، اهمیت داده می شود ، به شدت می رنجد و آزرده خاطر می شود ؛ و بالطبع باعث می شود که شخص از همفکری و همکاری با تیم امتناع کند .
در این راستا ما باید در ارتباط با دیگران خودمان باشیم و برای دیگران نقش بازی نکنیم ؛ چرا؟ چون به هر حال هر انسان فرهیخته و روشنفکری با توجه به عقل و شعور انسانی خود ، متوجه این ریاکاری و دورویی ما می شود و این بیشتر از هر چیز از نظر روحی او را می رنجاند و بیش از قبل ، او را از همفکری و همکاری با تیم منصرف می کند .
خودم در اوایل دوران دانشجویی با یک تشکل علمی دانشجویی ، همکاری می کردم ؛ از آنجایی که همواره خواسته ام که برای هر تشکل ، نهاد یا سازمانی که در آن فعالیت می کنم ، مؤثر و کارآمد باشم ، خیلی با انگیزه و شور و هیجان خاصی با تیم همکاری می کردم . در مدت زمان کوتاهی متوجه شدم که بر خلاف خلوص نیت و حسن عملکرد بنده ، دوستان در صدد بیگاری کشیدن و استفاده ابزاری از بنده برای رسیدن به منافع شخصی خود هستند !! لذا با تیم مزبور ، ارتباط و همکاری ام را قطع کردم . در مقابل با تشکل علمی معتبر دیگری هم همکاری می کردم که انقدر با بنده ارتباط صمیمانه و دوستانه توأم با همدلی ، صداقت ، همدردی و تعاون داشتند ، که تاکنون نیز ارتباطم را با آنها حفظ کرده ام .
به طور کلی ، همه ی ما دوست داریم که ابتدا ، به شخصیت انسانی مان ارزش و اهمیّت خاص قائل شوند و در مرحله ی بعد ، موضوعات دیگر ، مثل جلسات کاری یا محول نمودن مسئولیت ها و تقاضای همکاری با ما مطرح شود. می پرسید چگونه ؟ در پاسخ باید بگویم که فرهنگ و ارزش های اجتماعی از هر فرد با فرد دیگر متفاوت است . لذا این بستگی به اقتضای زمانی و مکانی و شخصیت افرادی که در تیم با ما همکاری خواهند کرد ،دارد .
لازم است که بگویم هر انسانی ، در هر جایگاه اجتماعی ، اقتصادی ، علمی و با هر درجه ای از زیبایی و استعداد هم که باشند ، ارزشمند هستند ؛هر انسانی ، به صرف آنکه انسان است از ارزش انسانی والایی برخوردار است .
منبع :
آيا من واقعاً مي توانم افرادم را نسبت به اجراي پروژه متعهد سازم...؟
مشكل اينجاست كه به نظر مي رسد افراد به اين موضوع اهميت زيادي نمي دهند كه اگر در كارها مسئولانه شركت كنند نتيجه بهتري مي گيرند يا خير...؟
شما نمي توانيد افراد را مجبور كنيد براي مدت زيادي سخت كار كنند...؟
اينها صحبت هايي است كه در وهله اول به ذهن خطور مي كند ولي هميشه براي هر كسي راهي وجود دارد.
رهبر هر تيمي مي خواهد تيمش نسبت به كار و وظايف فعال و متعهد باشد. چرا؟ واضح است چون در اين صورت است كه معجزه رخ مي دهد. پروژه شما جلوتر از برنامه پيش مي رود. مشتريان شما راضي هستند و دچار كمبود بودجه نمي شويد دلگرمي افزايش مي يابد و حجم كارها كاهش مي يابد. و خلاقيت و بالندگي افزايش مي يابد. اين به راستي يك معجزه است اين طور نيست؟
شايد فكر كنيد اين صحبت ها رويايي است ولي مي دانيد كليد موفقيت تعهد افراد تيم است بنابراين مي توانيد از همه ابزارها، فنون و عقايد براي افزايش ميزان تعهد استفاده كنيد. در حقيقت هيچ ابزار، فن و فرآيند مشخصي براي اين منظور وجود ندارد و اصلاً شما نمي توانيد تعهد تيم را به ميزان 100% برسانيد اما مي توانيد به افراد كمك كنيد تعهد خود را بالا ببرند.
معناي اين سخن اين است كه شما مي توانيد تعهد و شركت پذيري هر فرد را به طور شخصي بالا ببريد ولي نمي توانيد تعهد كل تيم را به همان ميزان بالا ببريد پس اگر ميزان تعهد هر فرد تيم را بالا ببريد در حقيقت تعهد به كار كل تيم را افزايش داده ايد.
نكته: بر روي تعهد تيم كار نكنيد بلكه بر روي تعهد اشخاص كار كنيد.
افزايش تعهد افراد
خبر خوب اينست كه شما هم يك فرد هستيد بنابراين هر چيزي كه سبب افزايش تعهد شما مي شود مي تواند سبب افزايش تعهد ديگران هم بشود.
اجازه دهيد كمي بيشتر روي موضوع بحث كنيم. براي ايجاد تعهد و مشاركت سه پيش نياز مهم وجود دارد:
ــ فهميدن
ــ مال خود دانستن
ــ اعتقاد پيدا كردن
فهميدن
چگونه مي توانيد ميزان مشاركت افرادي را كه از كار خود اطلاعات درستي ندارند افزايش دهيد. چند نفر از افراد تيم شما از وظايف و نقش خود در تيم و از همه مهمتر هدف كار خود به خوبي مطلع هستند. ارتباط شما با آنها براي بيان اين موضوع چقدر موفق بوده است.
امروزه نقش اين ارتباط در سازمانها ناديده گرفته مي شود. بدون ايجاد شفافيت در نقش افراد در تيم رسيدن به روياهاي گفته شده غير ممكن است.
نكته: ارتباط برقرار كنيد، ارتباط برقرار كنيد، ارتباط برقرار كنيد. به افراد كمك كنيد وظايف و اهداف كار خود را درك كنند.
مال خود دانستن
زمانيكه چيزي مال شما مي شود چه احساسي در مورد آن داريد؟ از داشتن آن راضي و خشنود هستيد و تمايل به نگه داشتن و مراقبت از آن را داريد. وقتي احساس مالكيت نسبت به چيزي داريد سطح تعهد شما نسبت به آن چقدر تغيير مي كند.
براي اينكه افراد در كار و حرفه خود تعهد بيشتري داشته باشند. بايد به آنها اين اجازه را بدهيد تا احساس كنند اين كار متعلق به آنهاست.
براي ايجاد تعهد در بين كاركنان بايد به آنها اجازه دهيد در كار و وظيفه خود احساس مالكيت كنند.
نكته: براي ايجاد تعهد اجازه دهيد افراد صاحب آن كار شوند.
اعتقاد داشتن
آيا شما نسبت به كاري كه اعتقادي به انجام آن نداريد احساس تعلق مي كنيد. آيا اعضاي تيم شما در كاري كه به آن اعتقادي ندارند مشاركت فعال دارند.
غير ممكن است كه افراد با تمام جزئيات طرح و كاري كه بايد انجام شوند موافق باشند. مردم مي توانند روشها مختلف را قبول كنند، اگر به دلايل و اهداف كاري كه انجام مي دهند معتقد باشند.
با كمك به افراد تيم به ديدن يك تصوير كلان از كاري كه انجام مي دهند در آنها احساس تعهد را افزايش مي دهيد. چگونه مي توان به انسانها خدمت كرد؟ چگونه مي توان دنياي بهتري ساخت؟ و چگونه كار افراد تيم در چنين فرايندي مؤثر است؟ به آنها كمك كنيد پاسخ اين سؤال را بدهند. اين سبب مي شود به كار خود اعتقاد بيشتري پيدا كنند.
نكته: به افراد كمك كنيد به كار خود اعتقاد پيدا كنند. به آنها كمك كنيد نقش مهمي كه در مقياس كلان براي سازمان و جامعه خود دارند را ببينند و با عزم بيشتري ايفاي نقش كنند.
چگونه بفهميد آيا تعهد كامل داريد يا خير.
چندي پيش يكي از دوستان به من گفت اگر نسبت كار كاملاً متعهد باشي ديگر جايي براي تصميم گرفتن باقي نمي ماند كه اين كار را بكني يا نه و بدون درننگ آن را انجام مي دهي ولي اگر هر بار از خود مي پرسي كه اين كار انجام دهم يا خير؟ پس هنوز كاملاً متعهد به سازمان نيستي.
يك تيم كاملاً متعهد ممكن است براي چيزهاي مختلف با يكديگر بحث هاي طولاني داشته باشند ولي براي رسيدن به هدف هرگز با يكديگر بحث نمي كنند، بلكه آنها درباره بهترين راه رسيدن به هدف بحث مي كنند.
اين سه مرحله منجر به مشاركت و تعهد فردي مي شود. به هر عضو تيم خود كمك كنيد وظيفه خود را درك كند، نسبت به كار خود احساس مالكيت داشته باشد. و به كار خود اعتقاد داشته باشد. اين كار ساده به نظر مي رسد ولي به همين سادگي ها هم نيست. انسانها پيچيده هستند و تيمها به مراتب پيچيده تر. بكار بردن اين سه مرحله به شما كمك مي كند هدايت اين پيچيدگي ها را در دست بگيريد. و تيم را به سمت مشاركت فعال و در نتيجه راندمان بيشتر رهبري كنيد.
منبع :