سه ویژگی یک رهبر برای موفقیت در یک تیم

سال‌ها پیش، جان، مدیرعامل جدید یکی از شرکت‌های فناوری اطلاعات، (با ارزشی معادل 350 میلیون دلار) به من گفت: «من به کمک شما برای قوی‌تر کردن رهبران سازمان که به صورت مستقیم به من گزارش می‌دهند، نیازدارم». به شیوه معمول همه مشاوران، من هم ابتدا سعی کردم مساله را بهتر درک کنم.
در ابتدا، از جان دلیل احساس نیازش به کمک را پرسیدم. او به من گفت به‌رغم اینکه شیوه کاری آنها نسبت به سالیان قبل تغییر نکرده، اما شرکتش با رکود مواجه شده است و رقیبان شرکت سهم بازار را در دست خود گرفته اند؛ او با بررسی شرایط، به این نتیجه رسیده که موفقیت شرکت در گرو قوی‌تر شدن رهبران سازمان و گزارش‌دهندگان مستقیم به وی است. بنابراین من و جان فهرستی از ویژگی‌های یک رهبر بزرگ، مانند تخصص در رشته خود، توانایی تفکر استراتژیک، عقل سلیم، مهارت‌های ارتباطی قوی، قابلیت حل مساله و ویژگی‌هایی از این دست را تعریف کردیم. سپس من زمانی را به مصاحبه با او و کسانی که به طور مستقیم به او گزارش می‌دادند، اختصاص دادم تا بتوانم درک بهتری از نقاط قوت و ضعف آنان نسبت به ویژگی‌های تعریف شده، داشته باشم.

در کتاب‌های مشاوره، راه ساده مشاوره به این صورت تعریف شده است؛ شناسایی هدف، ارزیابی وضعیت کنونی، درک فاصله بین وضعیت موجود و هدف و سپس از بین بردن این فاصله.
 ولی در این مورد خاص، نمی‌توان از این راه‌حل استفاده کرد؛ چون هیچ فاصله‌ای بین هدف و وضعیت موجود دیده نمی‌شود. 
به طور کلی، رهبران شرکت Fasseni افرادی هوشمند، توانمند، خوش‌برخورد و با تفکر استراتژیک بودند؛ حتی چند نفر از آنان ویژگی مدیران کاریزماتیک را داشته و به طور کلی، رهبران خوبی بودند. شاید ما می‌توانستیم بهبودهایی ایجاد کنیم، ولی من به جان گفتم که به نظرم این روش مناسبی برای رسیدن به هدف وی در استفاده بهینه‌تر از منابعش نیست و نمی‌تواند به اندازه کافی مثمر ثمر باشد.
من از جان خواستم ترتیبی فراهم آورد تا بتوانم جلسه‌ای مشترک با حضور همه افرادی که به طور مستقیم به او گزارش می‌دهند، داشته باشم، او ابتدا کمی تردید داشت، ولی نهایتا خواسته مرا پذیرفت.  یکی از موارد دستور کار جلسه، کم کردن سرعت فروش بود. وقتی این موضوع مطرح شد، رییس فروش شروع به دفاع از واحد خود کرد. او گفت، به دلیل اینکه مدیران عالی شرکت به شدت بر حاشیه فروش تمرکز دارند، قیمت‌ها خیلی بالاست، برای اینکه سرعت فروش کم و درعین حال حاشیه فروش حفظ شود، باید هزینه‌ها کاهش یابد. اگر تولید بتواند هزینه‌ها را کاهش دهد، وضعیت فروش بهبود می‌یابد. در مقابل، رییس واحد تولید استدلال آورد که ما نمی‌توانیم هزینه‌ها را کاهش دهیم، چون روش تولید محصولات، مهندسی شده است. اگر واحد مهندسی، کارها را بیش از اندازه پیچیده نکند، محصولات با قیمت ارزانتری تولید خواهند شد. رییس واحد مهندسی فورا گفت چند دقیقه صبر کنید. ما تنها نسبت به آنچه واحد بازاریابی جهت پاسخگویی به نیاز مشتریان، به ما اعلام می‌کند، پاسخ می‌دهیم. اگر لازم نباشد به ازای هر مشتری منحصر به فرد، محصولی خاص وی طراحی کنیم، محصولات را با کارآیی بیشتری مهندسی خواهیم کرد.
این مکالمه و بحث همچنان ادامه داشت و همه سعی می‌کردند تقصیر را به گردن دیگری بیندازند. من آن روز به جان گفتم ما مساله را به اشتباه شناسایی کردیم. تو از من خواسته بودی که مدیرانی که به طور مستقیم به تو پاسخ می‌دهند را تبدیل به رهبرانی قوی کنم. درحالی که آنها رهبرانی قوی هستند، اما به صورت فردی، قوی هستند نه به طور جمعی و در کنارهم. هر یک از آنان، واحد تحت نظارت خود را با موفقیت تمام اداره می‌کنند و حتی به شدت به دنبال منافع بخش خود هستند. اگر بخواهیم به بخش‌های سازمان به طور جداگانه بنگریم، با توجه به اینکه هرکس تنها در مقابل عملکرد واحد خود مسوول است، هر یک از آنان به تنهایی عملکرد بهتری از بودجه خود داشته‌اند. اما آنها فقط مراقب بخش خود هستند. آنها به عنوان یک رهبر، تاثیرگذار هستند ولی به صورت یک تیم رهبری ویرانگر
هستند. 
گاهی اوقات یک تیم رهبری به معنی یک رابطه بلندمدت است و اگر می‌خواهید به صورت فردی و حرفه‌ای عضو خوبی برای تیم باشید باید ویژگی‌های زیر را داشته باشید:
• خوش‌قریحه باشید: به عبارت ساده، رهبران باید کاری را که به عهده دارند، به خوبی انجام دهند. آنها باید زیرک، مستعد و آگاه باشند و با کنجکاوی و انگیزه در بحث‌ها مشارکت کنند. ولی برای بودن در یک تیم، اینها کافی نیست. آنها باید بتوانند ارتباط برقرار کنند و به صورت پویا در حال آموختن باشند، بدون توهین به افراد بر آنان مدیریت کرده و همراستا با رشد سازمان بتوانند نقش خود را به همان تناسب، تطبیق دهند.
• سرحال و سرزنده باشید: رهبران باید شجاعت ریسک‌پذیری داشته باشند. برای اینکه آمادگی سختی‌ها را داشته و پذیرای چالش‌ها و انتقادها باشند، باید نسبت به همه مسائل آگاه باشند. این امر مستلزم اعتماد به نفس بالایی است.  نوعی اعتماد به نفس که به آنها اجازه می‌دهد مورد سوال قرار گیرند، سرزنش شوند یا حتی تهدید شوند بدون آنکه جبهه بگیرند.
• بخشنده باشید: رهبران باید پیشرفت شرکت را فراتر از پیشرفت بخش یا گروه خود بدانند. آنها باید خوش قلب، مورد احترام، بخشنده باشند و در برابر جاه‌طلبی، دست بالا گرفتن خود و پیشرفت به بهای تخریب دیگران مقاوم باشند. بخشی از رفتار سخاوتمندانه با دیگران به معنی درنظر گرفتن منافع آنان است.
این ویژگی‌ها، فوق‌العاده سخت است؛ چرا که باعث می‌شود تا ما احساس آسیب‌پذیری کنیم. به همین دلیل تدریس احساس شجاعت در دوره‌های آموزش رهبری بسیار مهم است. رهبران برای برقراری ارتباط با دیگران به این شجاعت نیاز دارند.
من و جان دوره‌های پرورش افراد را شروع کردیم؛ شرط بقا در این دوره‌ها سه ویژگی ذکر شده بود. به مرور زمان، فروش شرکت از 350 میلیون دلار به یك میلیارد دلار و قیمت سهام  از 10 دلار به 80 دلار رسید.
بدون شک، چنین رشدی حاصل عوامل زیادی بود، اما از بین همه این عوامل آنچه در هر شرایطی ایستا بوده و در مقایسه با سایر شاخص‌های رقیب، مزایای غیرقابل انکاری داشته، فقط و فقط خوش ذوقی، سرحالی و سخاوتمندی بود. 
منبع :‌http://mba-farda.mihanblog.com/post/773

کارکردن در تیم‌های بین‌المللی

نکات مدیریتی -
مدیریت گروه‌ها و تیم‌ها

مترجم: فرهاد امیری

گوناگونی فرهنگی را چنین تعریف می‌کنند: تنوع قومی، جنسیتی، نژادی و اقتصادی‌ ـ ‌اجتماعی در موقعیت‌ها، نهاد‌ها و گروه‌ها. نخستین توصیه این مقاله نیز چنین است: به تفاوت‌ها احترام بگذارید و قدر آنها را بدانید. زیرا گوناگونی فرهنگی همه جا هست و این مقاله نیز بر تاثیر گوناگونی فرهنگی بر جهان کسب‌وکار متمرکز است.



چرا گوناگونی فرهنگی چالشی جدی پیش می‌نهد؟ مشکل اصلی وقتی با مردم فرهنگ‌های متفاوت روبه‌رو می‌شویم، همان اثر اجماع کاذب است. اثر اجماع کاذب؛ یعنی اینکه باور داشته باشیم مردم متفاوت، جهان را همچون ما می‌بینند و به چشم‌انداز متفاوت خود آنها وقعی ننهیم.
آدم‌های فرهنگ‌های متفاوت، جهان را بسیار متفاوت نسبت به عادت‌های ما می‌بینند، اما اثر اجماع کاذب ما را وا می‌دارد تا باور کنیم مردم با فرهنگ‌های متفاوت با ما هم‌نظر هستند. این پدیده به آشفتگی، سوءتفسیر، تصمیم‌گیری‌های ضعیف، ناکارآمدی و... می‌انجامد و برای کسب‌وکار ها بد است.
اما شرکت‌های امروزی اهمیت گوناگونی فرهنگی را به رسمیت می‌شناسند
بسیاری از شرکت‌ها، گوناگونی را آنچنان ارزشمند می‌دانند که اطلاعات بخش‌های زیادی از وب‌سایت‌های خویش را به این گوناگونی‌ها تخصیص می‌دهند. شرکت‌ها آمار پرسنل خود را به شراکت می‌گذارند تا پیشرفت کارکنان اقلیتی خود را در سطوح پایین مدیریتی، بالای مدیریتی و هیات مدیره به رخ بکشند. این شرکت‌ها می‌خواهند نشان دهند که شایسته‌مدار هستند و اقلیت‌ها در آنها با دیگر افراد برابر هستند و این امر به گوناگونی بیشتر می‌انجامد. برای مثال می‌توان به این شرکت‌ها اشاره کرد:
General Motors، IBM، Lucent Technologies، Nissan، Price Waterhouse Coppers و Toyota.
اما شرکت‌ها هنگام کار با یک تیم بین‌المللی با مشکلات متعددی روبه‌رو می شوند که در اینجا به راه‌های برای غلبه بر برخی از این دشواری‌ها اشاره شده است:
زبان
ارتباط آزادانه و موثر درهر تیمی، خواه بین‌المللی و خواه غیر آن، بسیار مهم است. بنابراین، عدم توانایی در ارتباط را باید پیش از هر چیز بهبود داد و برطرف کرد، زیرا این عامل در یک شرکت بین‌المللی بیش از هر چیز دیگر به موفقیت آن کمک خواهد کرد. «از همان ابتدا قواعد مکالمه‌ای وضع کنید. به لهجه‌ها و گویش‌ها احترام بگذارید و به هیچ وجه استهزاء نکنید. به اعضای تیم تذکر دهید که از کلمات مبهم، چندمعنا یا دشوار تا حد ممکن استفاده نکنند.»
ارتباط غیرکلامی
• حتی اگر به زبان فرهنگ بیگانه‌ای که در آن قرار دارید، سخن نمی‌گویید، باز هم تمام سعی‌تان را بکنید تا زبان اشاره‌ای یا راه ارتباط غیرکلامی آن فرهنگ را دریابید؛ چیزهایی مثل دست دادن، تعظیم‌کردن، ژست‌های شخصی، شیوه‌های بروز احساسات و... .
• به خاطر داشته باشید هیچ نشانه‌ای از زبان بدن در هیچ کجای دنیا معنایی یکسان ندارد. ممکن است نشانه‌ دوستی در یک فرهنگ به نشانه‌ انزجار در فرهنگی دیگری بدل شود.
• حرکت‌های دستتان را تا جایی که می‌توانید محدودتر کنید و بیشتر به حرکت‌ها و ژست‌های بدنی بپردازید.
• سکوت هم می‌تواند به معنای رضایت باشد، هم مخالفت و هم تفکر. هرگز نسبت به چنین نشانه‌هایی پیش‌داوری نکنید.
• هرگز عدم اختلاف را معادل موافقت ندانید.
• ارتباط غیرکلامی از قدرت و تاثیر زیادی برخوردار است. بفهمید که چگونه اعضای تیم بین‌المللی شما، هر یک به نوبه‌ خود، علامت منفی را بروز می‌دهد. معنای سکوت را در هر یک از آنها بدانید.
فرهنگ
بنا به نظر برخی از مولفان و پژوهشگران، همه‌ انسان‌ها یک گرایش ذهنی جهانی دارند. یک گرایش ذهنی جهانی «توانایی تشخیص علائم فرهنگی و تطبیق‌یافتن با آنها است و بر همین اساس شما به طور مستقیم فرصت‌های جهانی را خواهید دید و در ارتباط با مردم دیگر کشورها موفق خواهید بود.»
همچنین می‌توان به سه راه زیر برای حل مسائل فرهنگی پیش از بدل شدن به مشکل فرهنگی نیز اشاره کرد:
• باید دانش هر یک از اعضای تیم درباره راجع به ارزش‌های فرهنگ خویش افزایش داد. این کار می‌تواند از خلال کتاب خواندن و مطالعه‌ منابع اینترنتی صورت پذیرد.
• دانش جمعی اعضای تیم از گستره‌ تفاوت‌های فرهنگی در گروه را افزایش دهید. مهم است که اعضای گروه بدانند در چه نقاطی ممکن است بین آنها چالشی دربگیرد.
• آدم‌ها را تشویق کنید تا سبک‌های فرهنگی شخصی خود را ارزیابی کنند و میزان تاثیرگذاری آنها بر دیگر اعضای گروه را در نظر بگیرند.
دیگر پیشنهادها چنین هستند:
• در مورد یک گروه یا فرد خاص هیچ چیزی را مسلم نپندارید.
• برای شناختن دیگران زمان صرف کنید.
• در مورد فرهنگ و رسوم دیگران بیاموزید و روابط مستحکمی با اعضای تیم بین‌المللی برقرار کنید.
• از نقاط قوت و ضعف خود و اعضای تیم به طور متقابل آگاه شوید.
• فکر نکنید فرهنگ شما و سبک شما در انجام دادن کارها از فرهنگ و سبک دیگران برتر است.
کلیشه‌ها و پیش‌فرض‌ها
به پیش‌فرض‌ها و کلیشه‌های خود تن ندهید. بدانید چنین پیش‌فرض‌ها و کلیشه‌هایی وجود دارند و در نظر بگیرید که همیشه راه‌هایی برای رفع آنها یا جلوگیری از بروزشان وجود دارد. به روابط متقابل و ارتباطات چهره‌به‌چهره بها بدهید و با این کار پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌های خود در قبال دیگران را بزدایید. اغلب اوقات زمانی اعتماد و اطمینان به وجود می‌آید که اعضای تیم قابلیت‌ها و توانایی‌های خود را به منصه‌ ظهور برسانند. پس به اعضای تیم فرصت بدهید تا در وظایفی شرکت جویند که قابلیت‌ها و توانایی‌های آنها را آشکار می‌سازد( منبع )

کار تیمی

کار تیمی

همه ما احتمالاً در مورد این مطلب چیزهایی شینده ایم ، که توی ایران نمی شود کار گروهی انجام داد و یا

فرهنگ کار گروهی وجود ندارد ، ولی هیچوقت کسی نگفت ، راه حلش چیه ؟ همه می فرمایند به این دلیل

و آن دلیل مشکل داریم . ولی هیچ توضیحی نمی دهند که چه چیزی کم داریم که کار انجام نمی شود.

مهمترین نکته در بحث کار گروهی این است که همه افراد داوطلبانه و از روی علاقه کمک می کنند ، پس

بخش بزرگی از مشکلات ما بخصوص در امر ورزش ، ایجاد انگیزه و علاقه است. عملا کسی مجبور به کمک

نبوده و همه مطمئناً از روی علاقه حاضر به همکاری هستند .


ویژگی های مهم کار گروهی:

تفکیک کارها

در هر فعالیتی بخش های مختلفی وجود دارند، که هر کدام به طور مجزا عمل می کنند و برخورد ها را به

حداقل می رسد .

بطور مثال میتوان از گروهها و تیم های زیر نام برد :

۱- گروه هماهنگی و برنامه ریزی

۲- گروه اجرا یی و فنی

۳- تیم هدایا و گرافیک

۴- تیم عکاس و فیلمبردار

۵- تیم پذیرایی و تشریفات

۶- تیم مدیریت سالن ورزشی

۷- تیم ثبت نام و نرم افزار

علاوه برآن در داخل همین بخش‌ها بسیاری از مسؤولیت ها کاملا مستقل انجام می شود و نحوه انجام آنها

کاملا واگذار شده است.

تجربه اعضاء

یکی از مهترین گزینه ها تجربه افراد است. وقتی اعضای گروه از افراد با تجربه تشکیل شده باشد . پس عملا

نیاز به توجیه یا پیگری کارها یا تذکر دادن نکات به آنها نیست. این یکی از ویژگی هایی هست که در محیط های

ورزشی باعث بالارفتن کیفیت کار می شود ، اغلب کارهای گروهی که پس از مدت زمان کوتاهی به جدایی

کلی یا بخش مرکزی آنها کشیده می شوند دچار همین مشکل هستند . گروه بزرگ شده ، ولی تیم اجرایی

هر چند ماه عوض می شود . عملا گروه توانایی انجام کارهای بزرگ با نیروهای جدید را ندارد.


مقایسه نکردن حجم کار

در یک تیم همیشه یک عده وقت بیشتری صرف می کنند و بیشتر نگران کار هستند. اگه این عده بجای

استفاده از این انرزی برای تشویق بقیه به کار ، از آن برای بازخواست و قرولند کردن به بقیه تیم استفاده کنند،

مشکلات زیادی به وجود می یاد.

این موضوع یکی از موضوعاتی است که در کارهای گروهی باید برآورده شود. البته باید نسبت به آن آگاه بود تا

از درصد مطلوب پایین تر نیاید و مشکل ایجاد نکند.

این موضوع جزو آن دسته از موضوع هایی است که در کار دوطلبانه خیلی راحت می توان آن را مدیریت کرد،

ولی در کار تجاری کمی سخت می شود ، چون آدمها نسبت به میزان کارشان بازخورد می خواهند و خوب

اشراف داشتن به میزان کار همه کار سختی است و زکاوت خاص مسؤول مربوطه را می طلبد.


سخت کوشی اعضای گروه

این یکی از ویژگی هایی که حتی برای انتخاب اعضای گروه باید در نظر گرفت ، خستگی ناپذیر بودن و سخت

کوشی آنهاست .


نتیجه گیری

اولین نکته ، توانایی نشان دادن بازخورد به کسانی که فعالیت بیشتری نشان می دهند.

دومین مورد جمع کردن افراد علاقه مند یا علاقه مند کردن آنهاست .

یک مشکل عمده در اکثر گروه ها ، حضور تعداد زیاد از در آنهاست که فقط از بیکاری آنجا هستند و معمولاً

رقبت خاصی یه کار ندارند، برای همین خلاقیت و دقت زیاد در کار ندارند.

سومین مورد حضور کوتاه مدت افراد در مجموعه یا درحقیقت تجره کم آنها در کارهای گروهی است.

و آخرین مورد، واگذاری کار است . در کار داوطلبانه هر کس کاری که در توانش هست و یا علاقه دارد را به

عهده می گیرد، ولی در محیط فرهنگی ، ورزشی ممکن است انگیزه های دیگری برای تقبل مسؤولیت دخیل

باشند . مثل وجهه آن مسؤولیت، کسب تجربه، در کنار دوستان به خصوص بودن و … . خوب در این وضعیت

هست که مسؤولین گروه یا برنامه مجبور می شوند که دخالت کنند و نتیجه کار بسیار به توانایی یک یا چند نفر

وابسته می شود.

با تشکر از آقای دکتر باراندوست ، کارشناس منابع مدیریت انسانی

(تخصص ایشان در کار گروهی و تیم هاست)

مصاحبه با آقای دکتر باراندوست

دکتر باراندوست:

در کل باید گفت که اصطلاح تیم و گروه با هم فرق دارند.

برای مثال عده ای از آدم ها که دور هم جمع می شوند به انها جمع دوستان، جمع همکاران و جمع آدمها

می گویند ولی در واقع ماهیت آنها با هم تفاوت زیادی دارد و لازم است آنها را از هم تفکیک کنیم.

اگر تفکیک نکنیم هم اعضای انها کارهایشان را با هم اشتباه میکنند و هم چون احساس می کنند که تیم

است، توقع کار تیمی دارند. و برعکس در اگر احساس کنند که در یک گروه هستند توقع یک کار گروهی را

دارند.

ما گاهی می گوییم گروه گاهی تیم. ولی در واقع این ها با هم متفاوتند یعنی گروه ترجمۀ تیم نیست.

گروه جمع شدن افراد در راستای یک هدفی است که در آن هر کس تخصص خود را دارد و با هدف شخصی

خودش در آن گروه حضور دارد. هر وقت دلش بخواهد برود این کار را می کند و پایبند نیست و وابسته به شرایط

است و مهم این است که خودش باید به یک نتیجه برسد. از احساس در ان تیم بودن لذت ببرد .

مثلاً می گوید دیدید من گل زدم دیدی من .. و .... و به دنبال منافع شخصی خودش است ولی در یک تیم به

این صورت نیست.

در یک تیم دلبستگی و وابستگی وجود دارد و همه برایشان مهم است که اگر کسی نتوانست کار را جمع کند

دیگران او را پوشش دهند این دلبستگی و وابستگی نه تنها در محیط کاری است بلکه در فراقشان هم وجود

دارد و بعد از محل کار هم به هم تلفن می زنند، حال و احوال می کنند و دغدغه مریض شدن فرزند

دوستشان را دارند.

یعنی هم هدف مشترک و هم دلبستگی.

ما یک خطایی داریم که می گوییم "تیم ها ی ورزشی".

ورزشی را انجام می دادم که انفرادی بود.

شنا. این ورزش انفرادی است.

تیم ورزش نیست گروه ورزشی است و حتی کشتی و .. اگر تکی باشد که انفرادی است و اگر بیش از آن

باشد گروه آن رشته ورزشی است.

رشته ای از ورزش شنا هم که چهار نفری در گروه شنا می کنند (یعنی شنای امدادی) هم یک کار انفرادی

است و هر کس کار خود را انجام می دهد.

یعنی اگر نفر اول اشتباه می کند، دومی نمی تواند کار او را جبران کند و نمی تواند پوشش بدهد.

- از این به بعد باید بگوییم تیم فوتبال ، هندبال ولی گروه کشتی، گروه شنا، ...

- گروه فوتبال هم در داخل زمین در حالت اولیه گروه اند زمانی تیم است که بهترین رفتار را از آنها ببینیم و

همه از بازی لذت ببرند، حتی اگر ببازند.

مثال: بازی ایران – استرالیا.که این بازی عالی بود چون هم اهمیت داشت و هم با هم کار کردند.

توپ را به دیگری پاس می دادند و نتیجه کار تیمی بالا تر می بود.

مثلاً در موقعیت گل و تک به تک قرار می گرفتند ولی ترجیح می داند که در موقعیت خوب پاس بدهند.

- به نظر شما آقای دکتر مهمترین عامل موفقیت در کار گروهی چیست؟

· سازگاری و انعطاف پذیری ، مسئولیت پذیری ، فرمانبرداری از مسئول و لیدر گروه

- باید بگویم که در حوزه کار تیمی در واقع ما به صورت تخصصی 17، 18 اصل داریم که دو سه تا از این ها

را پوشش می دهند.

در ابتدا باید گروه شکل بگیرد و بعد یکسری اتفاقات در ان بیافتد تا تیم تشکیل بدهد.

گروه در زمان تشکیل باید از لیدر گروه حرف شنوی داشته باشد.

در گروه ها همیشه تعارض ایجاد می شود .

امروز آنهایی که می گویند ما داریم کار تیمی انجام می دهیم در واقع تجربه خطاهای گذشته را دارند.

ما ایرانی ها در کارتیمی اصلاً خوب نیستیم و من می خواستم بگویم که آن درصد هایی که در اول برنامه اعلام

کردید اصلاً درست نیستند.

وضع کار تیمی اصلاً خوب نیست. کار ما جمعی است نه تیمی. شما در۱۶ سال تحصیلتان در کدام درس

آموخته اید که کار گروهی را چگونه انجام دهید؟

- هیج جا.

- پس ما نباید انتظار داشته باشیم یک فارق التحصیل دانشگاه یا دبیرستان کار گروهی را بلد باشد.

- شاید بطور غریزی کار گروهی را یاد بگیریم؟

- نخیر. آیا شما بطور غریزی یاد گرفتید که قاشق به دست بگیرید؟

- خیر

- پس باید یاد داد. به همه باید یاد داد که چگونه کار تیمی انجام دهند.

- بله حرف شما درست است. ولی این که ما در مدرسه به هر حال عضو گروهی بوده ایم.

مثل گروه سرود یا کارهای پرورشی و ... ولی گویا ما مهارت ها ی آن را کشف نکرده ایم. درست است؟

- با کمال احترام اول باید بگویم تمام ان کسانی که کار آموزشی انجام می دهند، در اول باید به خود

مدرسین کار تیمی را یاد داد که گروه چگونه شکل می گیرد و ... و بعد مابقی.

وجود تعارض و رقابت طبیعی است حتی بین دو خواهر و برادر و حتی در انها یی که دو قلو اند.

وجود اختلاف طبیعی است. ولی در کار گروهی باید بیاموزیم چطور تعارضاتمان را مطرح کنیم که روحیه گروه

را تضعیف نکنیم و این مسائل تنش ایجاد نکند و حتی باعث شود که به سمت تعالی تیم قوی تر پیش برویم.

ما باید در تیم از منافع شخصی خود بگذریم.

حتی اگر اینکه این ادم ها کنار هم باشند انها گروه هستند اما اگر تنوانستیم از خودمان بگذریم و حس خود

خواهی را فراموش کنیم و به دغدغه گروه بپردازیم، ان موقع گروه را به تیم تبدیل می کنیم.

نکته اخر اینکه:

ما افق 1404 را در کشورما ن داریم. درسازمانها و شرکت ها و در همه جا. چه بخواهیم و چه نخواهیم همه ما

با هم باید تلاش کینم که به سمت این افق و به سمت تیم شدن پیش برویم. ( منبع )

 

کار تیمی

همت و تلاش مضاعف و برنامه ریزی دلسوزانه ی دبیران ریاضی ؛ از خصوصیات های مشترک همه ی معلمان ریاضی است و برگزاری آزمون های متعدد ، در راستای ارتقای کیفیت آموزشی ازجمله ی نمود این برنامه ریزی هاست.

در اینجا و بنا به تجربه ، کار تیمی را ( طبق شرحی که خواهد آمد و از اینجا می توانید دانلود کنید ) به همکاران ارجمندم پیشنهاد می کنم و اصرار دارم حداقل در یک کلاس آن را تجربه کنند. و بازخورد دانش آموزان را ببینند.

به خصوص که کار تیمی برای همه ی کلاس ها "پر جمعیت ، کم جمعیت""ضعیف ، قوی""خاص ، عادی" قابل طراحی و اجرا می باشد.

کار تیمی

الف)دانش آموزان کلاس را به چند گروه تقسیم کنیم"گروه ها را شماره گذاری کنیم.

و در هر گروه دانش آموزان را نیز شماره گذاری کنیم.

به این ترتیب در گروه یک ، شماره های 1 و 2 و 3 و . . و در گروه دو و سه و . . نیز ؛ شماره های 1 و 2 و 3 و . . خواهیم داشت.

ب)به تعداد گروه ها سؤال انتخاب کنیم

پ)هم زمان هر گروه یک سؤال را پاسخ دهند."گروه 1 سؤال1 ، گروه 2 سؤال 2 و . . . "

هر دانش آموز میبایست سؤال مربوط به گروه خود را یاد بگیرد.

بسته به نوع سؤالات می توانیم زمان این مرحله را در نظر بگیریم"مثلا 6 دقیقه"

ت)پس از مرحله ی فوق از دانش آموزانی که در گروه شان شماره ی 1 بودند می خواهیم یک گروه تشکیل دهند و دانش آموزانی که درگروه شان شماره ی 2 بودند با هم یک گروه جداگانه ای تشکیل دهند و همچنین شماره های 3 و . .

ث)اینک در گروه های جدید ایجاد شده ، دانش آموزی که از گروه یک آمده باید سؤال یک را برای دیگر دانش آموزان توضیح دهد. و بعد دانش آموزی که قبلا گروه دو بوده است ، سؤال 2 را برای دوستانش توضیح می دهد و . . .

برای این مرحله باید زمان متناسب با تعداد سؤالات در نظر بگیریم "مثلا 30 دقیقه"

ج)(آزمون) پس از اتمام دومین کار گروهی ، سؤالات آزمون را بین دانش آموزان توزیع می کنیم تا به صورت انفرادی پاسخ دهند.

سؤالات آزمون میتواند همان سؤالات کار شده در گروه ها یاشد و یا با تغییرات بسیار کمی ، به نحوی که سطح و نوع سؤال تغییر نکند.

چ)نمرات به صورت انفرادی ثبت می شود

ح)می توان با احتساب میانگین نمرات گروه های اولیه ، برترین گروه ها را مورد تشویق قرار داد.

چند نکته:در مرحله ی الف) بهتر است ، تعداد گروه را ؛ جزء صحیح جذر تعداد دانش آموزان کلاس قرار داد.

"مثلا کلاس30 نفر را به 5 گروه تقسیم کنیم"و سعی کنیم دانش آموزان برتر ، در همه ی گروه ها توزیع شوند.

ب)سؤالات طرح شده شبیه هم نباشند"هر گروه سؤال مربوط به مبحث جداگانه را کار کنند.(مانند:جذر ، زاویه محاطی ، رابطه فیثاغورس ، رسم خط ، حل دستگاه معادلات خطی ، رابطه تالس ، تشابه و .. )

پ)بهتر است محل اجرای کار تیمی ، نمازخانه آموزشگاه یا فضای باز و محلی بزرگ تر از کلاس درس باشد.

سعی شود تمام مراحل کار تیمی اجرا شود.

( منبع )

چرا در جامعه ما، فرهنگ کار تیمی و گروهی نهادینه نشده است؟

با نگاهی حتی کوتاه می توان بدین نکته پی برد که در جامعه ما، کارهای جمعی و تیمی (TeamWork) در اکثر موارد، نتایج چندان موفقیت آمیزی نداشته است و بیشتر در کارهای انفرادی و فعالیت هایی که مستلزم تلاش فردی بوده است، موفق ظاهر می شویم.

به طور مثال، چرا در ورزش های تیمی و گروهی مثل فوتبال، هندبال و ... نتایج نامناسب و در برخی موارد شکست های بدی کسب می کنیم ولی در ورزش های انفرادی نظیر کشتی، کاراته، تکواندو و... به نتایج و دستاوردهای مناسب و درخور توجهی نائل می شویم؟ چرا در کارهای تیمی پژوهشی و تحقیقاتی در اکثر موارد – البته نه در همه موارد به نتایج قابل ملاحظه و ملموسی نمی رسیم ولی در عوض در المپیادهای مختلف دانش آموزی و دانشجویی که متکی بر تلاش فردی است در اکثر رشته ها به نتایج درخشانی دست می یابیم؟ یا چرا در نمایشگاه های اختراعات و اکتشافات که هر ساله در کشورهای مختلف دنیا برگزار می شود بیشترین موفقیت ها و افتخارات ما به طور غالب و مطلق در بخش انفرادی بدست می آید؟

به عبارت دیگر چرا جامعه ما فردگرا و تک ستاره پرور است؟ چرا در جامعه ما، فرهنگ کار تیمی و گروهی نهادینه نشده است و حتی در کارهای جمعی و گروهی هر یک از اعضای گروه به مثابه جزایر جدا از هم مشغول فعالیت اند و هر کس ساز خود را می نوازد؟ چرا تیم ها و گروه ها و... در جامعه ما این مقدار دچار تشتت، تفرق و پراکندگی است؟ چرا در جامعه ما در شراکت های اقتصادی و تجاری، در فعالیت های حزبی و سیاسی، در فعالیت های ورزشی، در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی و... موازی کاری و مشابه کاری آن هم به صورت افراطی وجود دارد؟ به طور مثال به قول آقای دکتر کواکبیان که در یکی از نطق های واپسین خود در مجلس هشتم بیان کردند که ۲۵۰ حزب! در ایران وجود دارد. آیا جای این سوال نیست که بپرسیم که در جامعه کنونی ما آیا ۲۵۰ نحله فکری، سیاسی، فرهنگی و اقتصای مختلف و متفاوت از یکدیگر داریم که بخواهیم ۲۵۰ حزبی را که حتی اسامی ده درصد از آنها را نمی دانیم یا نشنیده ایم، در جامعه مان داشته باشیم؟

چرا هر یک از ما به دنبال انشقاق، جدایی و انفکاک راه خود از دیگران است؟ چرا اکثر ما چه در فعالیت های اقتصادی و تجاری، چه در فعالیت های حزبی و سیاسی، چه در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی و به خصوص در فعالیت های ورزشی، تک روی می کنیم و حاضر به انجام کار گروهی نیستیم و در اولین فرصت سعی می کنیم کار و فعالیت مشابهی را به تنهایی و جدا از گروه قبلی تاسیس کنیم. اگر در حزبی فعالیت می کنیم با کوچکترین اختلاف نظری انشعاب می کنیم و خودمان حزب تاسیس می کنیم. اگر با عده ای شریک تجاری باشیم با اختلافی جزئی، شراکت را بر هم زده و خودمان شرکتی مشابه تاسیس می کنیم و... این حرص و ولع و علاقه به انشعاب، جدایی و دوری و حتی فرار از کار تیمی و گروهی از چه ناشی می شود و دلایل آن چیست و تا به حال چه تبعات و مضراتی را برای ما به دنبال داشته است؟

طوری پراکنده و متفرق هستیم که حتی اگر امکانش می بود از خودمان نیز انشعاب می کردیم و خود دیگری می ساختیم! و اگر دو عامل وحدت بخش و انسجام دهنده ما یعنی ملیت و دین و مذهب نبود مشخص نمی بود ایران ما اکنون چند پاره و چند تکه می بود؟ جای شکرش باقی است که ملیت و دین و مذهب در کنار کارکردهایی که هر کدام دارند این فایده عظیم را دارند تا ما مردم متفرق و پراکنده این جامعه را وحدت و انسجام ببخشند و در کنار یکدیگر و یکپارچه نگه دارند.

شاید یکی از عمده ترین دلایل این پراکندگی و تشتت، ناشی از سیستم آموزشی غلط و نگاه نادرست آموزش و پرورش حاکم بر جامعه ما بوده که اساسش بر فردمحوری استوار است و از همان اوان کودکی هم در مدرسه و هم در بازی ها و ورزش های خارج از محیط مدرسه، تفکر غالب فردمحوری و تشویق تلاش فردی به جای تیم محوری و کار و مشارکت گروهی و جمعی بوده است.

حتی بازی های کودکانه ما متکی بر تلاش و مهارتهای فردی بوده است تا وابسته به همکاری و تعاون در گروه و تیم. به طور مثال در کودکی بازی ای داشتیم که من اسمش را نمی دانم و فقط یادم هست که تعدادی صندلی می گذاشتند که تعدادش دقیقا یکی کمتر از تعداد کودکان بود سپس آهنگی پخش می شد و کودکان می بایست به محض اتمام پخش آهنگ هر کدام بر روی یک صندلی می نشستند و فردی که نتوانسته بر روی صندلی بنشیند بازنده بود.

بله ما از همان کودکی با چنین بازی هایی حس رقابت شدید و افراطی نسبت به همسن و سالان خود را در کودکانمان پروراندیم و به آنها آموختیم به جای کار تیمی فقط و فقط با در نظر گرفتن منافع و اهداف خود متکی بر تلاش خود بوده و فقط به پیروزی و برد فکر کنند حتی به قیمت کنار زدن دیگران!

و تنها ملاک موفقیتشان را کسب نتیجه مطلوب فارغ از شیوه انجام آن کار قرار دادیم و نادانسته فرهنگی غلط را آموختیم و آموزاندیم و ترویج کردیم که تبعاتش را در زندگی روزمره خود به طور مستمر مشاهده می کنیم. این همه حسادت ها و کینه ورزی ها نسبت به پیشرفت و موفقیت یکدیگر، عقده حقارت ها، نداشتن آرامش، چشم و هم چشمی ها، تنها شدن های ما و ... از تبعات ناگوار چنین فرهنگ و آموزشی است که گریبانگیر ما شده است.

این فرهنگ موجب شده است آستانه تحمل ما پایین آمده در نتیجه نمی توانیم نظر، فکر، عقیده و راه و روش یکدیگر را قبول که نه بلکه حتی تحمل کنیم و سریع راهمان را از دیگران جدا می کنیم و بر طبل جدایی می کوبیم. این فرهنگ حتی در زندگی مشترک و زناشویی هم رسوخ کرده و زن و شوهر با کوچکترین اختلاف نظری، ساز جدایی و طلاق کوک می کنند.

در ادارات و سازمان ها و کارخانجات دولتی و خصوصی به خصوص در ادارات دولتی با عوض شدن مدیر و آمدن مدیریت جدید، تا آبدارچی و نگهبان دم در آن اداره عوض می شود چون مدیر جدید روش و شیوه و نحوه اداره مدیر قبلی را قبول ندارد بنابراین به دنبال محو و حذف کوچکترین اثر و نشانه از مدیریت قبلی است تا آن گونه که مطابق میل و طبع شخصی اش است به مدیریت بپردازد.

تک روی و فردگرایی و فرار از کار تیمی و گروهی اگر چه در ما نهادینه شده و به یک عادت تبدیل شده است ولی موجب آن شده است که ما فقط به اهداف و منافع خود فکر کنیم که این خود سبب خودخواهی و تنهایی ما شده است چون ما همه را رقیب می بینیم حتی هم تیمی ها و هم گروهی هایمان را، دوستانمان را، همکارانمان را و حتی اطرافیان و عزیزانمان اعم از پدر، مادر، برادر، خواهر و همسر و فرزندانمان را! و شوربختانه با علم به اینکه این فرهنگ مخرب چه بلایی بر سر ما و زندگی ما و جامعه و کشور ما آورده است حاضر به ترک آن نیستیم و همچنان بر مسیر و روال غلط خود پای می فشاریم! که اگر این چنین نبود حداقل در رفتار و کردار ما نمود و ظهور می یافت.

ناگفته پیداست که چنین فرهنگی تا کنون چه تبعات و نتایج زیانباری را ثمر داده است. باشد که...

نویسنده : مصطفی حسین زاده ( منبع )

تشکیل یک تیم کاری درخشان

مترجم: عاطفه عبادی

تحقیقات نشان می‌دهند که وقتی کارمندان با افرادی که دوست دارند کار می‌کنند، می‌توانند پرتوان‌تر و موثر‌تر باشند.نتیجه مطالعه‌ای در این زمینه نشان داد که درکشمکش و انتخاب بین افراد خوشایند و سازگار و افراد با کفایت و ماهر، گرایش بیشتری نسبت به کسانی که گروه از همکاری با آنها لذت می‌برد،وجود دارد و سازمان‌هایی که احساسات مثبت را در میان کارکنان پرورش می‌دهند، به نتایج قابل توجهی دست می‌یابند.

اما چرا «علاقه» اینقدر در روابط کاری اهمیت دارد؟ آیا می‌توان بدون فدا کردن تنوع آن را مدیریت و کنترل کرد؟ و آیا «جسورهای با کفایت» واقعا می‌توانند دوست‌داشتنی‌تر شوند؟
ایجاد توازن بین صمیمیت و تنوع
میگل لوبو دانشیار مطالعات استراتژیک در دانشکده جهانی کسب‌وکار و یکی از نویسندگان این گزارش می‌گوید: انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند، بنابراین عجیب نیست که بخش عاطفی روابط ما، بر روابط حرفه‌ای مان، اهمیت ویژه‌ای دارد. عواطف و احساسات ما از بعضی جهات باعث تسهیل روابط می‌شوند.
از طرفی این می‌تواند به این معنا باشد که ما صلاحیت‌هایی را که برای کسب موفقیت در کارها و وظایف ضروری و مهم هستند، نادیده می‌گیریم. این خطر نیز وجود دارد که گزینش و چینش کارکنان بر مبنای سازگاری وصمیمیت آنها، می‌تواند منجر به ایجاد یک گروه یکدست و همگن شود که به آسانی اداره می‌شود، اما فاقد پتانسیل و الهام است. عموم بر این باورند که یک تیم متنوع بیشتر احتمال دارد که متفاوت و خلاقانه بیندیشد، ایده‌های کهنه را به چالش بکشد و نتایج و اثرات خلاقانه‌تری ایجاد کند.
از طرف دیگر تنوع بیش از حد- وقتی افراد نتوانند با آن کنار آیند وخود را با آن هماهنگ کنند- باعث ایجاد سرخوردگی، ارتباطات ضعیف وتنش می‌شود. لوبو می‌گوید مدیران برای اینکه از یک تیم نهایت بهره را ببرند، نیاز به ایجاد محیطی دارند که در آن تنوع و صمیمیت با هم رشد کنند.
علاقه مساله بسیار پیچیده‌ای است

مقاله اخیر این دانشکده تحت عنوان «اولویت عاطفی در شبکه‌های درون سازمانی» علاقه و عاطفه را از دو بعد مورد بررسی قرار می‌دهد. لحن و فضای رابطه که از منفی (وقتی نفرت شدیدی نسبت به یک شخص وجود دارد) تا مثبت ارزیابی می‌شود و انرژی که ازسطوح پایین تا بالا مورد سنجش قرار می‌گیرد. فضای منفی و سطح انرژی پایین باعث از دست رفتن اعتماد به نفس و امید در فرد می‌شود در حالی که سطح بالایی از انرژی با لحنی منفی خشم و اضطراب به وجود می‌آورد. فضای مثبت همراه با انرژی کم یک رابطه قانع و بی‌دردسر ایجاد می‌کند که لزوما رو به جلو نیست، گو اینکه فضایی مثبت با سطح بالایی از انرژی باعث به وجود آمدن هیجان و احساس توانمندی در افراد می‌شود.
ارتباطات پر انرژی در محیط کار
لوبو می‌گوید: این حالت مربوط به وقتی است که عواطف لحن مثبت و انرژی بالایی دارند، شور و هیجان ایجاد شده و کارهای قابل توجهی به انجام رسیده است.
لذت منفعل قناعت و رضایت یعنی تنها احساس اینکه من از کار کردن با کسی لذت می‌برم، باعث نمی‌شود که به طور مشخص(اختصاصا) در پی یافتن او به عنوان یک شریک کاری برای مدیریت و کنترل چالش‌ها باشم.آنچه مرا به عمل و حرکت وا می‌دارد یک احساس مثبت و سطح انرژی بالا است. این هیجان از ویژگی‌های مشترک (تمایل افراد به دوست داشتن اشخاصی که شبیه به آنها هستند)، نشات نمی‌گیرد ، بلکه این امر وابسته به خصایص فردی است که البته اغلب می‌توان آن را مدیریت وکنترل کرد.
نمی‌توان کسی را مجبور کرد که همکارش را دوست داشته باشد، اما تشابه تجربیات مشترک می‌تواند ایجاد اعتماد کند. این را می‌توان با روش‌های بسیاری چون تمرینات تیم‌سازی یا طراحی مجدد فضای اداری- از طریق گزینش افرادی که احتمال می‌رود همکاری نزدیک‌تری با هم داشته باشند و ایجاد فضاهایی مختص کارفرمایان که بتوانند در آن گرد هم آیند، با مهارت سازماندهی و کنترل کرد.
البته همیشه اشخاصی وجود دارند که هر چند از مهارت هایشان قدردانی می‌شود، اما دائما در تیم اصطکاک و ناهماهنگی ایجاد می‌کنند. لوبو می‌گوید در این موارد باید وظایفی که به آنها محول می‌شود با دقت انتخاب شوند و از راه مستقیم‌تری به آنها نزدیک شد.
اغلب اینها افرادی هستند که به محرک‌ها بیشترین واکنش را نشان می‌دهند.به آنها بگویید: توجه کنید، من از شما نمی‌خواهم که فرد خوب و دقیقی باشید، اما داشتن روابط کاری خوب یک مهارت و یک دارایی حرفه‌ای است.باید آنها را وادارید که آن را به مثابه یک هدف در نظر بگیرند و برای رسیدن به آن برایشان پاداشی در نظر بگیرید. هنگامی که ایجاد روابط خوشایند و بی‌دردسر با افراد به عنوان یک مهارت به رسمیت شناخته شود، آنها به عنوان کسانی که قادر به حل‌وفصل اختلاف‌نظرها و ناسازگاری‌ها هستند و می‌توانند به کارکرد بهتر و روان‌تر (رونق) کانال‌های ارتباطی کمک کنند- به دارایی‌های ارزشمند‌تری تبدیل می‌شوند.
باید توجه داشته باشید که مبادا محیطی ایجاد کنید که در آن شایستگی‌های قابل توجه و چشمگیر اهمیتی نداشته باشند، اما می‌توانید به بخش دوست‌داشتنی شخصیت آنها نیز به عنوان یک شایستگی بیندیشید. این افراد تمایل دارند که روابطی قوی داشته باشند، بنابراین محول کردن نقشی به آنها که در آن از این ویژگی به درستی استفاده شود، می‌تواند مفید و موثر باشد.
لوبو می‌گوید وقتی مدیران با طراحی ساختاری رسمی، زندگی احساسی موجود در پس زمینه شبکه‌های یک سازمان – مثل (بررسی رفتار) کسی که با آنها به خوبی همکاری می‌کند، کسی که دردرون سازمان هیجان به وجود می‌آورد یا کسی که با دارا بودن هوش عاطفی، به عنوان یک پل ارتباطی عمل می‌کند- مورد بررسی و بازبینی قرار دهند،به بیشترین نتایج دست می‌یابند.
در حالی که مدیران خوب ممکن است این کار را به طور غریزی انجام دهند، اما اینکه مدیران تشخیص دهند که توانایی مدیریت احساسات یک مهارت است که می‌توان روی آن کارکرد و مانند هر مهارت و شایستگی دیگری، با تمرین و ممارست آن را بهبود داد، اهمیت بسزایی دارد. ( منبع )

متحول کردن تیم کار مشکلی است!!!

تیمی کار کردن را همه در شعار مد نظر داریم و در عمل هم بعضا تلاش برای انجامش داریم ولی طبیعی است که یک تفکر کار انفرادی را بدون تلاش و زحمت نمی توان تغییر داد . ما کلا میل به کار فردی داریم و اگر بحال خود رها شویم به اصل خود بر می گردیم . کار تیمی یک فر ایندی است که می بایست در همه حال عارضه یابی شود و مشکلات آن بر طرف گردد . این مشکلات می تواند به نحوه ارتباط افراد با هم و یا چگونگی تقسیم کار و نوع ساختار تیم مربوط باشد یا به خصلت افراد تیم که شاید رفع ان بسیار سخت تر از مشکلات ساختاری و ارتباطی باشد . در این مقوله هم ما مشکلات فرهنگی خاص خود را داریم . ما خیلی گرفتار تعارف و رو د روایسی هستیم و حرف خود را راحت بر زبان نمی اوریم . هزار بیراهه می رویم تا سخن از راه اصلی نزنیم! گاهی برای زدن حرف خود دنبال یک واسطه می گردیم یا با گوشه و کنایه منظور خود را بیان می کنیم و یکراست نمی رویم سر اصل مطلب! با این روشها نمی توان در خصوصیات افراد تیم تحول ایجاد کرد و اصلاحات لازم را انجام داد . در این مقوله باید روراست بود و شاید بهتر است بگویم که باید بیرحم بود و زخم را هر چند سوزش شدید هم داشته باشد ضد عفونی کرد . عملکرد باید واضح بیان شود و اشکالات کار هم بطور مشخص توضیح داده شود و اینکه این اشکالات چه مضراتی را برای خود شخص و تیم دارد و در صورت تکرار خطا باید دوباره تکرار کرد و گفتن را ادامه داد! حقیقت تلخ است ولی باعث ناراحتی طرف مقابل هم می شود ولی بگذارید که بشود بالاخره اشکال باید اشکار و حل شود و تنها راه تغییر افراد اینستکه صریح صریح صریح اشکالاتشان را بگویید و اینکه اگر خود را اصلاح نکنند در تیم جایی ندارند و این بنفع همه است ! ( منبع )

برخی آفات در باب کار تیمی

عدم تشکیل جلسه

عدم توجه به هدف

عدم بیان دیدگاهها

عدم تعیین رفتار اخلاقی

آسیب پذیری (ترس از خطا)

بی کفایتی بعضی از همکاران

مصونیت (پنهان کردن ضعف ها) ( منبع )

سئوال رهبری در مورد کار تیمی و کار گروهی

مقام معظم رهبری به عنوان عالی ترین مقام در سلسله مراتب رسمی جمهوری اسلامی ایران در سفر به خراسان شمالی و در دیدار با جوانان استان خراسان شمالی که در مصلی امام خمینی بجنورد به تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۱ موضوع سبک زندگی را مطرح نمودند.

موضوعی که شاید تازگی نداشته اما طرح سئوالاتی شفاف و بی پرده با ذکر مثالهایی مشخص ، که با عنوان سوالاتی اساسی مورد تاکید قرار گرفتند ، جای تامل دارد .

از همه مهمتر اینکه اولین سئوال " چرا فرهنگ کار جمعی در ایران ضعیف است؟ " بود .

مطالعه  کامل متن سخرانی

دریافت فایل صوتی سخنرانی با کیفیت مورد نظرتان

چاپ و انتشار کتاب "کار تیمی اثربخش"

گرایش به عضویت و فعالیت انسان در قالب گروههای مختلف اجتماعی از جمله نیازهایی است که بلافاصله پس از نیازهای اولیه وی مطرح می‌شود. در واقع، می‌توان آن را آستانه رشد و تعالی انسان قلمداد کرد که شاید در بسیاری از موارد، خارج از اراده و اختیار وی تلقی می‌شود. با این‌حال، چنین وضعیتی کافی نمی‌نماید و هدفمندی و بهره‌گیری بهینه از صلاحیتهای افراد به‌ویژه در امور سازمانی و فعالیتهای کلیدی مستلزم بلوغ بیشتر انسان در مناسبات اجتماعی و به‌ویژه، فعالیت در چارچوب تیم است. ایجاد، تحقق و پایدار کردن کار تیمی و تاثیرات ناشی از آن مستلزم کنار آمدن با چالشهای گوناگون، حل مسایل مختلف و ایفای نقش مطلوب توسط تمامی اعضای آن است.

در کتابی که تحت عنوان "کار تیمی اثربخش" توسط اینجانب به رشته تحریر درآمده و توسط "شرکت فراآزما پردازش" انتشار یافته، ضمن بررسی فرایند حاکم بر شکل‌گیری و تحقق کار تیمی، راهکارهای مناسب برای درک بهتر وضعیت و انجام اقدامات لازم هنگام برخورد با پدیده‌های مزبور ارایه شده است.

مطالب کتاب در پنج فصل و به صورت زیر تدوین شده است:

- کلیات کار تیمی

- موثرسازی کار تیمی

- فرهنگ‌سازی کار تیمی

- برگزاری جلسات موثر تیمی

- آفات کار تیمی

 

منبع