کتاب The Essentials of Teamworking

ترجمه : یوسف یعقوبی

همکاری ها و مناقشات

دیدگاه شخصی در مورد تاریخچه ازدیدگاه روانشناختی اجتماعی مطالعه حل مناقشه

 

معرفی شرکت مورتون

تضاد ازجنبه های اجتناب ناپذیر و فراگیر زندگی سازمانی به شمار می آیداین تضاد بین افراد ، در داخل و بین تیم ها و گروه های مختلف در داخل و بین سطوح سازمان ، در داخل و بین سازمانها رخ می دهد این تضاد ها به موجب ارتباطشان با علم اسیب شناسی روانی ، اختلال ، خشونت ، اختلال مدنی ، و جنگ بد نامی هایی را به همراه داشته است .

اینها برخی از پتانسیل های مضر مناقشات می باشند زمانی که این مناقشات یک دوره مخرب را در بر دارد. زمانی که این مناقشات یک دوره البته سازنده را طی می نمایند ، درگیری به طور بالقوه ای از ارزش شخصی و اجتماعی در خور توجهی برخوردار می گردد . این موضوع از رکود جلوگیری می نماید ، علاقه و کنجکاوی را تحریک می کند ، وسیله ای است که از طریق آن می توان مشکلات را با راه حل های خلاقانه توسعه یافته حل نمود و موتور تغییر شخصی و اجتماعی می باشد.گاهی اوقات به نظر می رسد که درگیری های داخل تیم ها باید در سازمان ها سرکوب شوند زیرا که این درگیری ها موجب تضعیف همکاری و بهره وری در میان اعضای تیم می گردد این امر ممکن است زمانی که درگیری یک دوره مخرب همانند نزاع تلخ را در بر دارد درست باشد. با این حال ، این احتمال وجود دارد که روابط میان اعضای تیم وارتقاء بهره وری زمانی که آن را به شکل چالش ها جالب توجه در بر می گیرد تقویت نمود . در این فصل ، من یک مرور کلی از سؤالات پژوهشی اصلی مربوط به ادبیات در خصوص حل مشکلات ، و نیز به لحاظ تاریخی به چه شکل پیشرفت کرده و در این زمینه انجام شده استرا ارایه می دهم . فرض من این است که هر کس که نسبت به کار گروهی و همکاری علاقه مند باید با زمینه حل مشکلات آشنا باشد. همانطورکه عنوان کردم ، مناقشات در کار گروهی اجتناب ناپذیر است ؛ چگونگی مدیریت تضاد می تواند منجر به افزایش و یا اختلال در همکاری و بهره وری تیم گردد.

برخی از تعاریف

در طول سالهای زیاد کار تجربی و نظری من در زمینه مطالعات مناقشات ، من نظراتی در چهار چوب رقابت و همکاری داشته ام من این مورد دوم را به عنوان فرآیندهای روان شناختی آرمانی که به ندرت در شکل "خالص" خود در طبیعت یافت می شود را بررسی کرده ام ، اما ، در عوض ، یافته ها به طور معمول بیشتر با هم ترکیب شده اند .من همچنین تصور می کرم که اکثر شکل های مناقشات می تواند به عنوان ترکیبی از فرآیندهای رقابتی و همکاری ها بررسی گردد ، و بیشتر در این باره که این دوره از مناقشات و عواقب آن به شدت بر ماهیت مرکب همکاری ها - رقابت ها وابسته است ، خواهد بود. این وجه از مناقشات منجربه تاکید ارتباط بین مطالعات روانشناسی اجتماعی در همکاری و رقابت و مناقشات در انجام مطالعات ارزیابی من از این منطقه گردید .

"مناقشه زمانی رخ می دهد فعالیت های ناسازگار رخ دهد ، اقدامی که با اقدام دیگری ناسازگار است مانع و موجب انسداد ، دخالت ، صدمه رساندن می گردد و یا به بعضی از انحا در برخی از روش ها باعث می شود کمتر موثر یا محتمل باشد. "تعارض ممکن است بین دو یا چند حزب از جانب مخالفان با منافع ، اهداف ، ارزشها ، باورها ، ترجیحات ، و یا سوء تفاهم آنها در مورد هر یک از موارد فوق پیش آید. اینها منابع بالقوه مناقشات می باشند که ممکن است به افزایش فعالیتهای این احزاب که با یکدیگر ناسازگار هستند منجر گردد ؛ اگر این کار اعمال منافی را افزایش ندهد ، تضاد وجود نخواهد داشت : این کار فقط بالقوه است.

عبارات"رقابت " و "مناقشه اغلب بطور مترادف و یا جابجا مورد استفاده قرارمی گیرد این موضوع یک اشفتگی اساسی را بازتاب می نماید اگرچه رقابت موجب بروز مناقشه می گردد ،اما همه موارد مناقشه بازتاب رقابت نمی باشد .رقابت اشاره دارد بر تناقض در اهداف وابسته به طرفین به طوری که احتمال حصول هدف به همان میزانی که برای یک طرف کاهش می یابد برای طرف دیگر افزایش می یابد.مناقشاتی که از رقابت مشتق شده است ،اقدامات ناهمگن بازتابی از اهداف ناهمگن می باشند . اگرچه ،احتمال دارد مناقشه حتی هنگامی که هیچ درک و یا ناسازگاری که دراهداف وجود ندارد رخ دهد.

بنابراین اگر دو تن از اعضای تیم فروش در مورد بهترین راه برای افزایش فروش با هم در تضادند و یا اگر یک زن و شوهر در حال کشمکش در مورد چگونگی درمان پسر نیش خورده خود هستند این موضوعات لزوما اهداف مانعه الجمع نیستند زیرا در اینجا ممکن است اهداف آنها هماهنگ باشد تشخیص من بین کشمکش و رقابت منحصر به نکته بینی نمی باشد می باشد ساخته شده نه تنها به تقسیم موها.

نکته مهم و اساسی دراین خصوص زمینه ساز بسیاری از کارهای من می باشد به این معنی که ، درگیری می توانند در یک شرکت تعاونی و یا چهار چوب رقابتی اتفاق افتد106 و فرآیندهای حل مشکلات که ممکن است نمایش داده شود به شدت از مفاهیمی که در آن درگیری رخ می دهد تأثیر خواهند پذیرفت .

درآغاز ،نوشته های سه غول فکری - داروین ، مارکس ، فروید تحت سلطه فضای فکری نخستین دوره رشد روانشناسی اجتماعی است هرکدام ازاین نظریه پردازان بزرگ نوشته های روانشناسان اجتماعی معاصردرمورد مناقشات را به شکل قابل توجهی تحت تأثیرقراردادهاند.

هر سه این نظریه پردازان با خواندن سطحی مطالب جنبه های رقابتی ومخرب درگیری ها را به ظاهر تایید کردند. داروین بر "مبارزه رقابتی برای وجود" و "بقاى انسب" تاکید فراوان داشت . او نوشت : (به نقل از در Hyman ، 1966 ، ص 29) تمام طبیعت در جنگ است ،یک ارگانیسم با ارگانیسم دیگر و یا با طبیعت خارجی. مشاهده چهره رضایتمند طبیعت در وهله اول منطقی به نظر می رسد اما به ناچار بازتاب طبیعت چیز دیگری نشان خواهد داد . مارکس بر " مبارزه طبقاتی " تاکید می کند و به محض وقوع مبارزه ، کل جامعه بیشتر و بیشتر میشکند تا به دو اردوگاه بزرگ متخاصم تقسیم می گردد

همکاری و کشمکش

"او مانیفست کمونیستی را با یک زنگ به مبارزه ی طبقاتی به پایان می رساند:" کارگران چیزی بجز زنجیرشان برای از دست دادن ندارند . آنها جهانی را دارند تا برنده شوند. مردان کارگر تمام کشورها ، متحد شوید. "نظریه فروید توسعه روانی - جنسی بود که تا حد زیادی از این مبارزه دائمی بین شناسه بیولوژیک ریشه دار اطفال و اجتماعی مشخص ، ذکر کرده است.

مفاهیم و زبان مورد استفاده توسط فروید برای توصیف دگردیسی بزرگ را از زندگی در رحم تا زندگی در جهان با تصاویری از جنگ ، تهدید و اجبار ، نیاز نا خواسته ، فداکاری ها تحمیلی ،توافقات بی میل دشوار، آتش بس تحت فشار، بسیار است .

بنابراین ، فضای فکری رایج در طول مدت زمانی که شروع روانشناسی اجتماعی به نمایش تضاد از منظر "مبارزه رقابتی کمک کرده ، پدیدارمی شود." همچنین شرایط اجتماعی ، رقابت تنگاتنگ میان شرکتها و در میان ملت ها ، خرابی های جنگ جهانی اول ، بحرانهای اقتصادی دهه 1920و 1930، ظهور نازیسم و سایر نظام های دیکتاتوری ، این دیدگاه را تقویت کرده است .

تعمیم ایده های داروین در قالب "داروینیسم اجتماعی" ارائه شده است که بنیاد و پایه عقلانی برای نژادپرستی ، تبعیض جنسی ، برتری طبقاتی ، و جنگ. چنین ایده های به عنوان "زنده ماندن"،" جبر موروثی "و" مراحل تکامل "بطورشکننده ای اشتباه بکار گرفته شد . 142
روابط بین گروه های مختلف اجتماعی انسان ها ،طبقات و ملت ها، همانند اقوام اجتماعی به عقلانی کردن سیاست های امپریالیستی می باشد

نفوذ تفکر تکاملی چندان قوی بود که یک منتقد پیشنهاد داده بود ، برای سربرآوردن سعادت جاودانی امپریالیستی جدید : "خوشبخت اقویا هستند به این دلیل که ضعفا را شکار می نمایند . غنی و قدرتمند از لحاظ بیولوژیک برتر بودند ، آنها به مواضع خود به عنوان نتیجه انتخاب طبیعی دست یافته بودنداین بر خلاف قانون طبیعت است که با نابرابری ها و درد و رنج ها ی فقرا و ضعیفان مداخله کند. داروینیسم اجتماعی و نحوه توضیح رفتار در شرایط ذاتی ، سیر تکاملی مشتق شده غریزی در اواسط دهه 1920 در حال عقب نشینی بودند.قدر و منزلت روش های تجربی درعلوم فیزیکی ، از نقطه نظر اجتماعی از جبر پیشرفته توسط کارل مارکس و نظریه پردازان مختلف جامعه شناختی ، و یافته های فرهنگی همه انسان شناسان کمک کرده،رو به زوال هستند. 1 از آنجا که کاهش حالت غریزی از توضیح چنین مناقشه ای به عنوان پدیده هایی از قبیل جنگ ، خصومت میان گروهی ، و حقوق بهره کشی انسانها ، دو مورد دیگر غالب شده اند"روان شناختی" و "سیاسی ، اقتصادی ". حالت "روان شناختی"برای توضیح چنین پدیده هایی بر حسب " در ذهن مردان چه می گذرد " و یا "تنشهایی که باعث جنگ می شود " تلاش می کند؛

به عبارت دیگر ، بر حسب ادراکات ، اعتقادات ، ارزش ها ، ایدئولوژی ، انگیزه ، و دیگر حالات روانی وخصوصیات فردی است که مردان و زنان در نتیجه تلاش هایشان تجربه به دست آوردند و از آنجا که این خصوصیات به واسطه نقش و شرایط خاصشان که مردم در آن قرار دارند، فعال شده اند .در مقابل ، حالت"سیاسی اقتصادی" به دنبال توضیح برحسب عواملی از قبیل اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی به عنوان سطح تسلیحات ، در درگیری های هدف منافع اقتصادی و سیاسی و مانند آن قراردارند. گرچه این حالت ها ی توضیح داده شده از توضیح این حالتها مانعه الجمع نیستند ، برای طرفداران از روش روانشناختی تمایل وجود دارد که نقاط سببی از شرایط روانی اجتماعی سیاسی اقتصادی برخوردار است .این کاهش است ، نه ناپدید شدن است. توضیح پدیده های اجتماعی در شرایط از عوامل ذاتی توجیه وضع موجود عناوینی را برای تغییر ناپذیری آن ؛ توجیه مانند همیشه توسط کسانی که از ترس تغییر دنبال می شود.

برای مورد دوم طرفدارن معتقدند شیوه معکوس صحیح است.در هر صورت ، بسیاری ازنوشته های روانشناختی اجتماعی دردهه های 1930،1940و اوایل دهه 1950 در مباحث جنگ ، منازعات بین گروهی و کشمکش های صنعتی عمدتا غیر عملی بوده بود ،آموزش دیدگان روانشناسی اجتماعی و روان شناختی تمایل به طرفداری از سبک روانشناختی دارند ؛ مارکسیست گرایان و یا روانشناسان اجتماعی ، جامعه شناسی آموزش دیده اغلب طرفدارسبک دیگری می باشند.

تزلزل تفکر داروینیسم اجتماعی و آموزه های غریزی توسط توسعه وبکارگیری شیوه های تجربی در روانشناسی توسعه تسریع شد این گرایش تجربی اخیر به روانشناسی اجتماعی بر اجتماعی بودن افراد یک جامعه تاکید دارد ؛ این تاکید تاحدی ، واکنش به آموزه های غریزی بود. این منجر به مطالعات متنوع زیادی گردید از جمله ، تحقیق در موضوع همکاری و رقابت. به نظر من تحقیقات اخیر وابسته به مطالعات تجربی و روانشناختی اجتماعی منازعات می باشد .

مطالعات اخیر همکاری و رقابت

دو خلاصه برجسته پژوهش های در مورد همکاری و رقابت در سال 1937 منتشر شده است. یکی در مجلد مورفی ، مورفی ، ونیوکامب روانشناسی اجتماعی کاربردی ؛ و دیگری در موضوع رقابت و همکاری توسط می و دوب می باشد . قصد من در اینجا تکرار این خلاصه ها نیست بلکه برای بیان احساسم از وضعیت تحقیقات و نظریه پردازی در خصوص همکاری و رقابت در دهه های 1920 و 1930 می باشد تصور من این است که عملا هیچ یک از تحقیقات قبلی در مورد همکاری و رقابت در نشریات روانشناسی اجتماعی به دلیل معایب روش در مطالعات قابل قبول نمی باشد. تقریبا همه آنها از کمبود های جدی در طرح های پژوهشی خود رنج می برند. علاوه بر این ، فقدان وضوح مفاهیم در مورد برخی از مفاهیم اساسی از قبیل"رقابت" ، "همکاری" ، "خودمحوری" - که در مطالعات استفاده می شود وجود دارد.به همین دلیل ، تعاریف عملیاتی که در ایجاد شرایط متفاوت آزمایشی بکارگرفته می شوند از یک تحقیق تا تحقیق دیگر و یا حتی درهمان تحقیق ارایه شده سازگاری ندارند.علاوه براین، در مطالعات اخیرمربوط به همکاری و رقابت دچار نقص دامنه مطالعاتی می باشد .

آنها تقریبا به طور انحصاری بر تاثیر "رقابت" در مقابل "همکاری" در خروجی کار افراد تمرکز کرده اند. هیچ تحقیقاتی از تعامل اجتماعی ، فرآیند ارتباط ، شیوه های حل مشکلات ، نگرش فردی ، نگرش به خود ، طرز نگرش نسبت به کار ، نگرش نسبت به گروه ، و یا شبیه این تحقیقات در اوایل همکاری رقابت وجود ندارد. این تمرکز به شدت به خروجی محدود بود. فرض ساده بر این استوار شده بود که خروجی یک تابع ساده در مقایسه با همکاری ،از درجه ای از انگیزه که ناشی از رقابت می باشد ساخته شده است. هدف از بسیاری از این تحقیقات در اوایل برای حمایت از پایان نامه و یا رد ایدئولوژی ذاتی در آمریکا پدیدارشد ؛ به این معنی که ، رقابت موجب رشد بیشتر انگیزش مولد و پربار تر از دیگر اشکال سازمان اجتماعی باشد.

نظریه میدانی ، تضاد ، و همکاری رقابت

در طول دهه ها19920 ،1930 و 1940، کاملا مستقل از نوع کار انجام شده درایالات متحده برروی همکاری رقابت ، آقای کورت لووین و دانشجویان وی خود شد نظریه پردازی کردند و تحقیقاتی را هدایت کردند که عمیقا کارهای انجام شده پیشین در بسیاری از مسایل روانشناسی اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده بود .نظریه میدانی لووین با مفاهیم پویای سیستم کشمکش خود ازقبیل نیروهای ،" محرک "و" مهارکننده " ،" خود "و" تههیج کننده " ، ارزیابی ، سطح آرمان ، زمینه های قدرت ، وابستگی متقابل ، شرایط همپوشان ، و مانند آن واژگان جدیدی را برای تفکر در مورد مناقشه و همکاری ، رقابت ساخته اند. در اوایل 1931 ، به کارگیری تجزیه و تحلیل او در میدان های نیرو ، لووین بحث نظری نافذی در سه نوع اساسی از جنگ روانی ارایه داد : رویکردی رویکرد - مخفف فردی است که بین دو ارزیابی مثبت تقریبا برابراست قدرت ؛ اجتناب از برخورد اجتناب از برخورد - مخفف فردی است که بین دو ارزیابی منفی - برابر قدرت قراردارد و رویکرد اجتناب از برخورد - فردی است که در معرض نیروهای دارای اشتقاق از ظرفیت مثبت و منفی است. هال (1938) تجزیه و تحلیل لووین را به اصطلاحات از شیب هدف ترجمه کرده است و میلر (1937 ، 1944) و شفافی پژوهش هایی بر آن انجام داد.تعداد زیادی از مطالعات تجربی تجزیه و تحلیل نظریرا پشتیبانی نموده است .

نظریه پردازی اولیه من در مورد همکاری رقابت (Deutsch ، 1949a) بود تحت تاثیر تفکرات لووین بر موضوع سیستم تنش قرارداشت که در یک سری از آزمایشات فراخوان فعالیت های جایگزینی و نقش خود در کارهای تعاونی منعکس شده بود (لوئیس و فرانکلین ، 1944). اما حتی بیشتر فکر من مرهون ایده هایی بود که در مرکز تحقیقات در دانشگاه فنی ماساچوست برای گروه دینامیک به عبارت "جاری" معروف بود . شیوه های توصیفی و به توضیحی فرایند گروه و عملکرد گروه ، زبان نظریه پردازانه لووین را بکار گرفت که بحث ثابت در میان دانشجویان و استادان در مرکز دانشگاه فنی ماساچوست بودند بنابراین ، کاملا طبیعی است که وقتی من در مورد همکاری رقابت به عنوان موضوع تز دکترا تحقیق می کنم ، باید از اهداف پویای لووین و اهداف و چگونگی ارتباط آنها به عنوان کلید نظری وابسته به این موضوع استفاده نمایم حتی مهمتراز این ، اشتغال ذهنی اینان با درک فرآیندهای گروه در مرکزمرا به تدوین و فرموله کردن ایده های من در مورد همکاری و رقابت به طوری که آنها به فرآیند های روانشناختی و فردی که در داخل و بین گروه ها رخ می دهد مجبورکرد.این فشار نظریه و پژوهش من را (Deutsch ، 1949a ، ب) ، مجبور کرد که بطور قابل توجهی فراتر از کار اجتماعی و روانی رقابت در مورد همکاری رود . نظریه پردازی و پژوهش من، نه تنها با نتایج همکاری ها و رقابت های فردی و گروهی مرتبط می باشند ، بلکه با فرایندهای اجتماعی و روانی که می تواند این نتایج را افزایش دهد مرتبط می باشند.نظریه پردازی و پژوهش های من منتشر شده است و به طور گسترده ای به آن مراجعه شده است ، بنابراین نیاز کمی در اینجا برای بیشتر خلاصه ای از برخی از پیش بینی های نظریه را که به واسطه پژوهش گسترده دارای اعتبار شده اند وجود دارد لازم است . فرض بر اینکه اقدامات فردی در یک گروه اغلب موثر تر از سرهم بندی کردن ، در میان پیش بینی های که پیروی تئوری هستند می باشد که همکاری مشارکتی (آنهایی که اهداف طرف های درگیر که عمدتا بطورمثبتی به هم وابسته هستند)، در مقایسه با آنهایی که رقابتی هستند، نشاندهنده مشخصات مثبت بیشتری از این نوع میباشد :

1-ارتباط موثر به نمایش گذاشته شده است.ایده ها بیان شده اند ، و اعضای گروه مواظب یکدیگرهستند، پذیرش این ایده از اعضای دیگر و متاثرشده است آنها مشکلات کمتری در ارتباط با درک و فهم دیگران دارند.

2. دوستی ، مفید بودن ، و کمتراشکال تراشی در بحث ها ابراز می شود.اعضا بیشتر با این گروه و راه حل های آن راضی هستند وبه طور مطلوبی تحت تاثیر کمک سایر اعضای گروه می باشند . علاوه بر این ، اعضای گروه های تعاونی خود را در درجات بالای تمایل به برنده شدن در بین همکاران محترم خود و در تعهد به سایر اعضاء رتبه بندی می نمایند.

3-هماهنگی تلاش ، بخش های کارگری ، جهت گیری موفقیت های کاری ، نظم در مباحث ، و بهره وری بالا در گروه های تعاونی بروز می یابند (در صورتیکه وظیفه گروه نیاز به برقراری ارتباط مؤثر ، تلاش های هماهنگی ، تقسیم کار ، و یا به اشتراک گذاری منابع داشته باشد ).

4- احساس توافق با ایده های دیگران و احساس شباهت اساسی در باورها و ارزش ها ، و همچنین اعتماد به نفس درایده های یک فرد و در ارزش هایی که اعضای دیگربه آن ایده ها وصل باشند ، در گروه های همکاری بدست می آیند.

5-تمایل به تسهیل افزایش قدرت دیگران(به عنوان مثال ، دانش دیگران ، مهارت ها ، منابع) برای به انجام رساندن اهداف دیگران را افزایش می دهد. نظر به اینکه شما و سایر قابلیت ها تقویت شده اید ، آنها به همان اندازه شما، با ارزش می باشند. به همین ترتیب ، موارد دیگر ازارتقا و منافع رو به رشد توانایی ها و اقتدار شما منتفع می گردند

6-تعریف منافع متضاد به عنوان یک مشکل متقابل که باید توسط تلاش های مشترک به واسطه به رسمیت شناختن مشروعیت منافع و نیاز های یکدیگرحل شوداین امر منجر به ایجاد محدودیت دامنه منافع متضاد می گردد تا به توسعه این دامنه . تلاش های صورت گرفته برای تحت تاثیر قراردادن دیگران منجر به ایجاد فرآیندهای تشویقی می گردد. در مقابل ، یک فرایند رقابتی اثرات متضاد دارد :

  1. ارتباطات به عنوان طرفین مخالف به دنبال به دست آوردن مزیت هایی از طریق گمراه کردن سایرین با استفاده ازوعده های دروغین ، شیوه های چاپلوسانه و اطلاع رسانی غلط به دنبال تخریب می باشند. این موضوع به همان اندازه بیهوده و کم در نظر گرفته می شود که آنها قادر به تشخیص صحت و مفید بودن ارتباطات یکدیگر نمی باشند.
  1. اشکال تراشی و عدم سودمندی منجر به نگرش منفی و سوء ظن متقابل نیات یکدیگر می باشد برداشت یک فرد از فرد دیگر تمایل به تمرکز برخصوصیات منفی فرد و چشم پوشی از خصوصیات مثبت است.
  2. طرفین فرآیند قادر به تقسیم کار خود ، تکثیر تلاش های یکدیگرتلاش به طوری که تبدیل به تصویر آینه گردند نمی باشند ؛ اگرآنها کار را تقسیم کنند ، آنها نیاز به بررسی آنچه که دیگر به طور مداوم انجام می گیرد دارند .

    4- تجربه های مکرر مخالفت و نفی انتقادی هر ایده ای اعتماد به نفس افراد را کاهش
    می دهد .

    5. طرفین متضاد به دنبال افزایش قدرت خود و کاهش قدرت دیگران می باشند هر گونه افزایش در قدرت دیگرانبه عنوان تهدید به خود شخص دیده می شود. فرآیند رقابتی این دیدگاه را برمی انگیزند که راه حل یک مناقشه فقط می تواند توسط اعمال نفوذ یک طرف درطرف دیگرصورت پذیرد ، که در عوض به استفاده از تاکتیک های اجباری روانی مثل تهدید و خشونت فیزیکی تحمیل میشود. این امر منجر به گسترش دامنه درگیری به عنوان مسائل مطرح در هر طرف که به دنبال برتری در قدرت و مشروعیت می باشند
    می گردد این مناقشه به جنگ قدرت یا یک اصل مهم اخلاقی تبدیل می شود و دیگر در یک زمان و مکان خاص داده شده محدود نمی شود.
    افزایش درگیری موجب افزایش اهمیت انگیزه شرکت کنندگان می گردد و ممکن است باعث شکست محدود غیرقابل قبول و تحقیر آمیز نسبت به فاجعه ای متقابل گردد. همانطور که جانسون و جانسون (1989) به تفصیل بیان کرده است ، این ایده ها مطالعات تحقیقاتی را افزایش داده که نشانگر تمایل فرایند تعاونی به بهره وری بیشتر ، روابط بهتر فردی و میان گروهی ، بهداشت روانی بهتر و عزت نفس بالاتر می باشد .

     

نظریه بازی ها

در سال 1944 ، فون نویمان و مورگنسترن اثر کلاسیک خود، تئوری بازی ها ورفتار اقتصادی ، را منتشر کردند نظریه بازی ها به واسطه قانونمند کردن ظوابط ریاضی مشکلات تضاد منافع سهم مهمی به دانشمندان اجتماعی اختصاص داده است .به هر حال آن نه ریاضیات بوده و نه نسخه اصلی آن که برای به حداقل رساندن زیان ها بوده است زمانی که با یک رقیب هوشمند که تئوری بازی ها را ازارزش قابل توجه روانشناسانی اجتماعی مواجه کرده است برعکس ، این هسته اصلی است که طرفین در درگیری دارای منافع وابسته می باشند و سرنوشت آنها به یکدیگر پیوند خورده است . اگر چه توسعه هنجاری و محاسباتی تئوری بازی ها در ارتباط با مناقشات رقابتی خالص ( بازی مجموع صفر ) موفق ترین بوده است ، درگیری های رقابتی ( "مجموع صفر" بازی ها) ، تئوری بازی ها نیز همانند منافع رقابتی به رسمیت شناخته شده است که همکاری همانند منافع رقابتی و ممکن است در درگیری ها در هم تنیده شوند (همانند بازی "اتحادی و گروهی" و یا بازی های "غیر مجموع صفر" تشخیص به هم تنیده بودن نظریه بازی ها با منافع رقابتی و همکاری در شرایط جنگ (یا به تعبیر ترم های کاربردی شلینگ (1960) ، طبیعت جنگ با انگیزه مرکب ) تاثیر سازنده ای بر مطالعه روانشناختی اجتماعی مناقشات داشته است حداقل برای من ، از لحاظ تئوری ، کمک کرد تا نقطه نظرخود را که قبل از آشنایی با تئوری بازی بدست آمده بود را محکم نمایم به این معنی که درگیری ها که به طور معمول از فرآیندهای مرکب تعاونی و رقابتی بودند ، مسیر درگیری های که توسط طبیعت این ترکیب مشخص می شود. این موضوع تاکیدی بر عناصرهمکاری ها ی درگیر در مناقشه که در مقابله بانظرغالب جنگ به عنوان یک مبارزه رقابتی است می باشد .از نظر روانشناختی ، تئوری بازی ها حتی بر گروه بزرگتری از روانشناسان تاثیردارد . فرمول بندی ریاضی نظریه بازی بودنتیجه غیر مستقیم اما بسیار ارزشمند ابراز احساسات برخی ازتناقض های جذاب شرایط به گونه ای که آنها به شدت کاربردی پیشنهاد می شوند . ماتریس بازی ها به عنوان وسیله کاربردی شناخته شده هستند زیرا آنها یک تعریف دقیق ازساختار پاداش که توسط افراد مواجه شده اند ارایه می دهد و از این رو آنها به یکدیگر وابسته می باشند تا حدودی به وسیله و تا حدودی دیگر در واکنش به تحقیقاتی که از ماتریس بازی ها استفاده شده است تحریک شده است . با استفاده از ماتریس های بازی ، بازی های تحقیقاتی دیگر برای مطالعه جنگ توسعه یافته اند. سیگل و فوراکر انحصار دو جانبه ، "خریدار ، فروشنده" بازی مذاکره را توسعه دادند ویناک و آرکوف یک بازی سه نفره جمعی را اختراع کردند ؛ کرائوس و دوئچ یک نوع بازی به نام "بازی کامیونداری" ساختند ؛ دوئچ یک بازی تخصیصی به کار گرفت ، و بسیاری از پژوهشگران موفق به گسترش انواع مختلفی از این بازی ها و یا ساخت انواع جدیدی از آن شدند .Pruitt و Kimmel در سال 1977 تخمین زدند که به خوبی بیش از 1000 مطالعه بر اساس بازی های تجربی منتشر شده بود . بخش عمده ای از این پژوهش ، به نحوی که در نواحی دیگری از علوم صادق است ، بیفکرانه بود.و به دلیل در دسترس بودن یک فرمت مناسب آزمایشی آماده انجام گرفته است . برخی از آن ، با این حال ، به باور من ، به توسعه بیشتر درک سیستماتیک فرایند کشمکش و حل مشکلات کمک کرد. خوشبختانه ، در سال های اخیر ، بازی تجربی توسط روش تجربی تکمیل شده و توسط سایر روش های تجربی و مطالعات میدانی بر برخی از که محدودیت های ذاتی بازی تجربی غلبه کرده است .مقاله های روانشناختی اجتماعی معاصر درپژوهشهای مربوط به مناقشه تحقیقات اجتماعی و روانی درمناقشه ، درطول 35سال گذشته یا بیشتر، دردرجه اول خطاب به سؤالات زیرورشته ی تحصیلی بوده است:

(1) چه شرایطی وجود دارد که نتیجه روند سازنده یا مخرب در حل مشکلات را افزایش
می دهد ؟از لحاظ چانه زنی و مذاکره ، در اینجا تاکید بر شرایط تعیین کننده است که
می تواند طرفین درگیر را به یک موافقت متقابل رضایت بخش که نتیجه مشترک را افزایش دهد برساند . به یک معنا ، این سوال ناشی از تمرکز بر پتانسیل ذاتی تعاونی در مناقشه می باشد.

(2) چه شرایط ، استراتژی ها و تاکتیک هایی وجود دارد که در شرایط درگیری یک طرف را قادر به بهتر عمل کردن نسبت به طرف دیگرمی سازد .در اینجا تاکید بر چگونگی مدیریت و یا قدرت چانه زنی درمناقشه میباشد به نحوی که یک طرف به عنوان برنده یا حداقل بهتر از حریف کار کند . این سوال دوم از تمرکز بر ویژگی های رقابتی وضعیت درگیری پدیدار می گردد .

(3) چه چیزی تعیین کننده ماهیت توافق میان دو طرف درگیری، اگر که آنها قادر به رسیدن به توافق باشند ، می باشد ؟ در اینجا نگرانی ها در خصوص عوامل شناختی و هنجاری که مردم را به توافق نامه ممکن متقاعد می نماید می باشد و تصور و ادراک آن را به عنوان امکان برجسته برای رسیدن به توافق پایدار می باشد :یک توافق نامه ای که هر یک از طرفین درگیری تحت شرایط موجود به عنوان "حق " در نظر می گیرند سوال سوم یکی از موارد اخیر است و تحت عنوان تحقیق در روانشناسی اجتماعی انصاف و عدالت مطرح شده است.

(4) چگونه شخص ثالث می تواند مورد استفاده قرار گیرد برای جلوگیری از تبدیل مناقشات به درگیری های مخرب و یا برای کمک به خروج از بن بست درگیری ها و یا حرکت مذاکره کنندگان ناکام به سمت مدیریت سازنده تر استفاده نمود ؟ این سوال چهارم : در مطالعات میانجی گری و استراتژیهای تنش زدایی در درگیری ها منعکس شده است .

(5) چگونه می توان افراد برای مدیریت درگیری های خود ا بیشتر به شکل سازنده آموزش دیده باشند ؟ این امر یکی از نگرانی های مشاوران شاغل در صنعت و دولت و همچنین کسانی که مسئولیت آموزش کودکان در مدارس را برعهده دارند می باشد

(6) چگونه و چه زمانی دردرگیری های طولانی مدت و لجوجانه دخالت نماییم بخش عمده ای از ادبیات در قطعنامه جنگ پیشگیرانه بوده است تا اینکه چاره سازی برای آن باشد این موضوع بستگی به درک شرایط دارد که مولد وسازنده باشد تا اینکه درگیری مخرب (همانطور که در سوال (1) مطرح شد) و یا در توسعه دانش در مورد شرایطی که منجر به درگیری سرسختانه و مخرب می شود ، به امید جلوگیری از چنین درگیری هایی اخیرا ، این واقعیت که بسیاری از درگیری های طولانی و مخرب موجود در جهان ناشی از تمرکز برخی محققان بر این مسئله بوده است .

(7) چگونه ما باید درک کنیم که چرا مناقشات قومی ، مذهبی و هویتی مکرراَ شیوه های لجوجانه و مخرب را در بر میگیرند ؟ با پایان جنگ سرد ، به نظر می رسد چنین درگیری ها یی گسترش یافته اند . در 10 سال گذشته ، علاقه به این نوع درگیری ها تجدید شده است .توجهات به مسائلی منعطف شد که موجب بروز درگیری ها شده بود ، اما آنچه که می توان بعد از شقاوت نوعی از چنین درگیری هایی انجام داد ،آشتی و بازسازی است .

(8) چگونه تئوری های مربوط به درگیری هایی که تا حد زیادی در ایالات متحده و غرب اروپا گسترش یافته قابل اجرا در بستر فرهنگی سایر کشورها هستند؟ در سال های اخیر بحث های فراوانی در ادبیات تفاوتهایی که در چگونگی تنوع پیشینه های فرهنگی مردم با مذاکرات و به طور کلی تر ، مدیریت تعارضات وجود دارد، بوده است . در بخش بعد ، تلاش من برای توصیف پاسخ مقدماتی به تحقیقات اجتماعی روانشناسی که به سوالات مذکورداده شده است می باشد.

ادامه در

1- همکاری ها و مناقشات -2

 1- همکاری ها و مناقشات -3

 

کتاب The Essentials of Teamworking