كار تيمي در تيمهاي كاري
اثر قابل ملاحظه فرهنگ كار تيمي و كار گروهي، آنقدر اهميت دارد كه دانشمندان علم مديريت آن را لازمه دست يافتن به قابليتهاي محوري پايدار (مزيت رقابتي پايدار) در فضاي رقابتي دنياي امروز ميدانند (بارني و رايت 1998).
تغييرات دنياي پرتلاطم امروز و عرصه شديداً رقابتي و ناپايدار آن، شرايط را براي بقاي سازمانها به نحوي تعيين كرده كه تكيه بر مهارتهاي كاري كارمندان و كاركنان سازمانها را گريزناپذير كرده است و توانايي كار تيمي را جزء لاينفك آن مهارتهاي فردي ميداند (دراكر 1999).
نهادينه كردن تيمهاي كاري بوسيله ترويج فرهنگ كار تيمي، قابل انجام است. اين كار با آموزش و تقويت اصول كار تيمي حاصل خواهد شد. بنابراين دانستن اين اصول و معيارها و تبيين، تشريح و به كار بستن آن تا جايي كه در ذهن و جان كاركنان، كارمندان و مديران سازمانها ملكه شود، مهمترين راه دستيابي به تيمهاي كاري كارامد و اثربخش است.
اين مقاله به بيان برخي اصول اساسي كار تيمي و تشريح مختصري براي تقريب به ذهن شدن آنها ميپردازد.
. روحيه همكاري
در بيان معناي همافزايي (سينرژي)، مهمترين اصل در دستيابي به آن همكاري و مشاركت بيان ميشود. در تعاملات ميان گروهي كه بين اعضاي تيم كاري انجام ميشود، اولين اصل داشتن روحيه همكاري است به نحوي كه اگر اين باور در اعضاي گروه وجود نداشته باشد به زودي انسجام گروه از هم پاشيده خواهد شد.
حال اين سؤال مطرح است كه چگونه ميتوان روحيه همكاري را در اعضاي گروه پديد آورد؟
برخي از پژوهشگران معتقدند اگر اعضاي گروه چهار گزينه زير را باور داشته باشند تعاملات آنها بر پايه روحيه همكاري خواهد بود؛
الف- هر يك از اعضاي گروه، ديگر اعضاء را به عنوان شريك خود بدانند و از رقابت با آنها بپرهيزند، زيرا سود يا زيان گروه متوجه همه اعضاء ميشود. شريكها همواره تكيه بر مكمل بودن يكديگر دارند به نحوي كه هر شريك سعي ميكند ضعف و نقصان ديگري را پوشش دهد تا ضرري از جانب آن نقصان متوجه گروه نشود.
ب- هر يك از اعضاي گروه از ديگر اعضاء حمايت كند و سعي كند همه افكار و گمانههاي ناروا در مورد ديگر اعضاء را دور بريزد. اين رويكرد را ميتوان در اصاله الصحت جستجو كرد يعني همه خوب هستند و فعاليتي صحيح دارند، مگر آنكه خلاف آن ثابت شود. البته اين بيان هيچگاه مانع واقعبيني نيست، اما خوش گمان بودن اعضاي تيم كاري به يكديگر در تعاملات سازنده آنها غيرقابل انكار است.
پ- اگر هر يك از اعضاي گروه بر فعاليت گروه تمركز كند، مأموريت گروه را مد نظر قرار دهد و به حاشيههاي فردي فعاليتها توجه نكند، اين باور موجب پيشگيري از تشتت گروه و انسجام كاركردي آنها ميشود.
ت- هر يك از اعضاء بداند كه نتايج و موفقيتهاي حاصل از فعاليت گروه، متعلق به همه اعضاء است و اين پيروزي با كوشش و تلاش تكتك اعضاء پديد آمده است كه قطعاً در فرايند فردي آن نتيجه حاصل نميشد و يا با صرف زمان چند برابر پديد ميآمد كه باز هم عنصر گذشت زمان، امكان بيارزش شدن آن را تشديد ميكرد.
2. انعطافپذيري
هدف اصلي انعطافپذيري، دستيابي به سازگاري گروهي براي تعامل سازنده ميان گروهي است. در مطالعات رفتار سازماني نشان داده شده است كه افرادي موفق و دائم در حال پيشرفت هستند كه همگام با توسعه قابليتهاي انساني خود در سازگاري و انعطافپذيري، موفق و ماهر باشند، اين افراد در دوباره جهت دادن فعاليتهاي خود و ديگران در مسيرهاي ناآزموده كه باعث رسيدن به سطح بالاتري از پيشرفت شوند نيز كوشا هستند.
افراد منعطف داراي سه ويژگي زير هستند:
الف- آموزشپذيرند: يكي از عادات مردمان مؤثر كه استفان كاوي در كتاب هفت عادت مردمان مؤثر بيان ميدارد اين است كه موضوعات را ميفهمند، سپس به ديگران ميآموزند. كار تيمي، نيازمند تقويت اين عادت مردمان مؤثر است. بنابراين بايد آموزشپذير باشند و بتوانند خود را با تفكرات و ديدگاههاي جديد همگام كنند و از فناوري روز به نحو مقتضي بهره گيرند. سبك اين فرايند باعث ميشود تا گامي مؤثر در سازگاري تيمي بردارند زيرا پس از آموختن، نوبت آموزش ميآيد آنگاه در صورت منعطف بودن ديگر اعضاء تيم كاري منسجم و سازگاري خواهيم داشت كه كمترين اصطكاك را با فرايندهاي جديد دارند.
ب- از نظر روحي، ثبات دارند: ويژگي ديگر شخصيتي افراد انعطافپذير، امنيت رواني- عاطفي آنها است. افرادي كه از نظر روحي احساس امنيت ندارند، ذهني مشغول و ناراحت دارند كه با تمام اتفاقات نظير يك چالش يا يك تهديد برخورد ميكنند. بنابراين در رويارويي با موقعيتهاي جديد، به جاي انعطافپذيري و سعي در بهره جستن از فرصتها، در مقابل آن جبهه ميگيرند و موضعگيري ميكنند.
پ- خلاق هستند: خلاقيت، ويژگي ديگري است كه در افراد منعطف، وجود دارد. رويارويي با فضاهاي نو و ناشناخته، نيازمند تدبير در بهرهگيري از آن و خلاقيت در نحوه سازگاري است. خلاقيت باعث رشد و توسعه سازگاري ميشود زيرا اگر فردي معمولي راهي براي سازگاري با موقعيت جديد داشته باشد، فرد خلاق در مواجهه با همان موقعيت، راههاي متفاوتي كشف خواهد كرد.
3. تعهد
پايبندي به گروه، متعهد بودن به اهداف و التزام به شرايط تيم شايد معنايي دقيق از تعهد باشد. تعهد به كار و تيم كاري در شرايط سخت كاري مهمتر و سرنوشت سازتر است. شايد زمان مناسب براي آزمايش تعهد اعضاء، در مشكلات و سختيهاي كاري باشد. البته تعهد اعضاي گروه هنگامي استوارتر خواهد بود كه مبتنيبر ارزشهاي اخلاقي و فطري (انساني) بوده و همچنين در نتيجه انتخاب آگاهانه صورت گرفته باشد زيرا كه اجبار و تحميل در جهت عكس تعهد عمل ميكند.
آنچه كه قابل تأمل به نظر ميرسد اين نكته است كه تعهد به كار و تيم كاري، ارتباط با استعداد و هوش افراد ندارد، اگر چه سطح دانش و آگاهيهاي اعضا، سطح تعهد را بالا و بالاتر ميبرد.
4. شايستگي و فرهيختگي
تيمهاي كاري موفق، داراي اعضاي شايسته و فرهيخته هستند، افزايش سطح دانش و آگاهيها همراه با روحيه برتريطلبي كه پايبند به ارزشهاي اخلاقي است، موجب فرهيختگي و شايستگي ميشود. شايد بتوان گفت كه ويژگي اصلي افراد شايسته اين است كه هميشه مايلند ممتاز باشند و هيچگاه حد متوسط را قبول نميكنند. اين تعاليم در مكاتب ديني نيز وجود دارد كه رهروان خود را به فرهيختگي تشويق ميكنند. از اينرو به ايشان گوشزد ميكند كه پيشرفت آنها نسبت به ديگران، ملاك اصلي موفقيت نيست بلكه پيشرفت آنها نسبت به ظرفيت بالقوهاي كه دارند معيار اصلي موفقيت، محسوب ميشود.
شايستگي، اكتسابي است، اما بر مبناي استعدادها و قابليتهاي افراد، پايهريزي ميشود. شايد بتوان گفت بذر شايستگي و فرهيختگي در زمين مساعد با آبياري تلاش و كوشش بيوقفه به بار مينشيند.
5. هدفمندي
تيمهاي كاري به منظور انجام مأموريتهاي خاص تشكيل ميشوند كه ميتوان آن را هدف گروه ناميد. اهداف گروه بسته به نوع فعاليت آن ميتواند كوتاهمدت يا ميانمدت باشد. براي مثال يك تيم كاري ساخت تونل (مثل تونل كندوان)، اهدافي ميانمدت دارد و يك تيم بررسي و امكانسنجي ساخت تونل، اهدافي كوتاهمدت. البته تقسيمبندي اهداف با توجه به زمان دستيابي به اهداف، مهمترين راه تقسيمبندي آنها نيست بلكه عواملي نظيراولويتبندي، سطح مديريتي و حجم كار مورد نياز نيز بسيار مؤثر است.
آنچه حائز اهميت است درك كامل هدف و مأموريت گروه توسط تمامي اعضاي گروه و همچنين تسلط فني و مديريتي هر وظيفه كه برعهده هر يك از اعضاء در راستاي نيل به آن هدف گذاشته شده، ميباشد. اگر هر يك از اين دو مهم ناقص بماند، تيم كاري به هدف از پيش تعيين شده خود به راحتي دست نمييابد.
تشريح مأموريت گروه غالباً توسط مديران مافوق و ابلاغيهها، انجام ميشود كه در اين موضوع نيز اعضاي گروه بايد آن را خوب درك كنند و يكديگر را براي درك همه جوانب آن ياري دهند.
تخصص فني، مهارت و ويژگي منحصر بهفردي كه هر يك از اعضا داراي آن ميباشند بايد به نحوي در خدمت گروه قرار گيرد كه گروه را در دستيابي به مأموريت خود ياري دهد.
نكته آخر اينكه طولاني بودن زمان دستيابي به اهداف در برخي موارد نبايد باعث خستگي، ركود، رخوت و روزمره شدن اعضاي گروه شود، مديران گروههاي كاري بايد همواره سعي در تجديد نشاط اهداف كنند تا دراز مدت بودن آن باعث كاهش سطح انگيزش اعضاي گروه نشود.
6. نظم
پيروي طبيعت و نظام آفرينش از نظم ذاتي، الگويي مناسب براي زنجيرههاي انساني است تا خود را همگام با خلقت بزرگ و بيبديل، منظم كنند.
ضرورت وجود نظم در تمام فعاليتها، بالاخص فعاليتهاي تيمي بر كسي پوشيده نيست. واضح است كه در شرايط كار گروهي، وظيفه هر يك از اعضاء زمان اختصاصي انجام كار، زمان همكاريهاي چند وظيفهاي و ديگر جزئيات بايد دقيق و پيوسته تنظيم شده باشد. از سوي ديگر نظم درون گروهي باعث انسجام كاركردي گروه ميشود.
داشتن نظم گروه، مستلزم داشتن روحيه نظمپذيري و منظم بودن هر يك از اعضاي آن است. شايد بتوان گفت مهمترين ركن منظم بودن يك فرد، داشتن ذهن منظم و تفكري نظمدهنده است، چنانچه روانشناسان ثابت كردهاند انساني كه داراي ذهن آشفته است هيچگاه نميتواند كاري كاملاً منظم انجام دهد. زيرا براي منظم بودن، قوهاي لازم است تا امور را اولويتبندي و در اجراي آنها نظم را حاكم كند. حال اگر فرمانده قواي بدن (ذهن) خود آشفته باشد و نتواند اولويتها و نظم خود را حفظ كند چگونه ممكن است بتواند كارهاي ديگر را انجام دهد.
7. سختكوشي
به ثمر رسيدن تلاشها و آزمودن تجربيات، هنگامي با شيريني موفقيت، قرين ميشود كه سختكوشي همراه آن شود. اديسون معتقد است: «همه اختراعات و اكتشافات دنيا 99 درصد مبتنيبر تلاش و كوشش مداوم است و تنها يك درصد آن مرهون شانس است. بنابراين مطمئن باشيد هميشه از شما خوش شانستر در دنيا وجود دارد كه آن يك درصد سهم شما نميشود». درصد دستيابي به سختكوشي، تحت اختيار فرد است و ميتواند انتخاب كند كه آيا فردي تلاشگر و سختكوش باشد و يا منتظر بخت و اقبال.
جمله معروف شكست مقدمه پيروزي است بر همين معنا تكيه دارد، آنانكه از شكستها تجربه كسب كرده و با قوت بيشتري به تلاش ميپردازند به قله موفقيت نزديكترند.
پيشگامان عرصه علم، كوشاترين افراد بودهاند و هيچ بهره هوشي بدون زحمت، تلاش و رنج كوششي به ثمره پيروزي نميرسد. تيمهاي كاري كه به سوي مأموريتهاي دشوارتر حركت ميكنند، بيشتر از هر تيم ديگري نيازمند به روحيه تلاشگري و سختكوشي هستند. اگر تكتك اعضاي گروه اين روحيه را در خود پرورش نداده باشند به زودي موجب انزواي گروه ميشوند.
شكست حقيقي تيم در كسب موفقيت، زماني سايه بر تيم كاري مياندازد كه روحيه يأس و نااميدي در ميان گروه جريان يابد بنابراين مديران تيمهاي كاري بايد به نحوي فعاليتهاي تيم را تنظيم كنند كه اين حادثه شوم اتفاق نيافتد. البته روحيه فردي، شاكله شخصيتي، توان تحمل سختيها و صبر و استقامت هر يك از اعضاي گروه در عدم ايجاد يأس و نااميدي، اصلي گريزناپذير است كه هنگام تشكيل تيمهاي كاري بايد به آن توجهي شايسته داشت.
امروزه «كار تيمي» روز به روز اهميت بيشتري مييابد و تيمهاي كاري بيشتري تشكيل ميشود. در سازمانهاي مختلف هنگامي كه افراد با يكديگر بهتر كار ميكنند دستاوردها به لحاظ كمي و كيفي بهتر ميشود، اما تيم، مجموعهاي از افراد است كه هر يك پايهاي از اركان فعاليت تيمي را به دوش ميكشند. وظيفه هر عضو از تيم اين است كه سهم وظيفهاي خود را در تيم به نحو احسن و اكمل انجام دهد و آن را براي رسيدن به اهداف نهايي خود به پيش برند.
منابع:
1 . ماكسول، جان، 17 اصل كار تيمي، مرتضي ذوالانوار، 1385، نشر معيار انديشه.
2 . دراكر، پيتر، چالشهاي مديريت در سده 21، عبدالرضا رضايي نژاد، 1378، نشر فردا.
3 . نژاد ايراني، فرهاد، مديريت خلاقيت و نوآوري در سازمانها، 1381، نشر پيك سبحان.
4 . بيو، دياس، هيكس، ديجي، هينينگز، سيآر، نظريهپردازان علم سازمان، سيدمحمد ميركمالي، قاسم كبيري، 1380، نشر سيطرون.
منبع:http://www.sanatekhodro.com/Template3/News.aspx?NID=1108