در مقايسه با افرادي كه به تنهايي عمل مي‌كنند، انديشه‌هاي ‌بيشتر و اطلاعاتي افزون‌تر ايجاد مي‌كنند. بنابراين، در تصميم‌گيري و مشكل‌گشايي از اطلاعات بيشتري بهره  مي‌برند و از كيفيت بالاتري برخوردارند.

·        تفاهم و پذيرش را در ميان افرادي كه در مشكل‌گشايي و تصميم‌گيري دخالت دارند، به سبب مشاركت اعضاي تيم در فرايند، بهبود مي‌بخشند.

·        به واسطه تأثيرِ «تسهيلات اجتماعي» از افرادي كه به تنهايي عمل مي‌كنند، انگيزش و سطوح عملكرد بالاتري دارند. افراد هنگامي كه گرداگرد افراد ديگر هستند، نيروي  بيشتري پيدا مي‌كنند و فعال‌تر هستند.

·        سوگيري‌هاي شخصي و نقاط كوري را از ميان بر مي‌دارند كه مانع تجزيه و تحليلِ مسائل و عملكرد مؤثر مي‌شوند اما افرادِ تنها آنها را مورد توجه قرار
نمي دهند.

·        احتمال بيشتري دارد كه در يك تغيير مخاطره آميز درگير شوند ـ‌ يعني در مقايسه با افرادي كه به تنهايي عمل مي‌كنند، به بديل‌هاي خطرناك و كارهاي ابتكاري روي آورند.

منبع :http://shahverdeli.blogfa.com/post-495.aspx