نگاهي به كتاب 17 اصل كار تيمي
2- هم دست و هم داستانند : اول بايد با يكديگر كار كرد، بعد با يكديگر برنده شد. چالشهاي بزرگ، كار تيمي بزرگ ميطلبد، و ضروري ترين صفتي كه تيم را در كارهاي دشوار موفق ميسازد همكاري توأم با همدلي اعضاي آن است. همكاري توآم با همدلي يعني اينكه با دل و جان با يكديگر كار كنيم.
3- تعهدپذيرند : لحظهاي كه خود را به انجام كاري متعهد مي سازيد، خداوند هم به ياري ميآيد دستهايي به ياري ميآيند كه اگر تعهدي نداشتيد نميآمدند. بسياري از مرد تعهد را از دريچه احساس خود مينگرند.
احساس آنها راهنماي انجام تعهد است. اما تعهد راستين چيزي ديگر است. تعهد امري احساسي نيست بلكه ريشه آن در منش ماست. تعهد معمولاً درگير و دار سختي خود را نشان ميدهد. تعهد به استعداد و توانايي بستگي ندارد. تعهد بر اثر انتخاب ايجاد ميشود، نه بر اثر شرايط و تعهدي ميماند كه مبتني بر ارزشها باشد. زيرا پذيرش تعهد يك چيز است و پايبندي به آن چيز ديگر.
4- ارتباط برقرار ميكنند : تيم يعني يك جان در چندين بدن. مثل خردمندان فكر كنيد، اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد. جان كلام جان كلام اين است كه كار تيمي نميتوان كرد، مگر اينكه بازيكنان با يكديگر ارتباط برقرار كنند. اگر ارتباط نباشد تيمي در كار نيست، بلكه جمعي از افراد هستند كه پيوندي با يكديگر ندارند.ارتباط باز پايههاي اعتماد را محكم ميسازد. داشتن مقاصد پنهان، و ايجاد ارتباط از طريق شخص ثالث مناسبات تيم را تضعيف ميكند. مردم به كاري كه در آن به بازي گرفته شوند دل مي دهند.
5- لايق و باكفايت هستند : اعضاي باكفايت هر تيمي توانايي و صلاحيت انجام كار را در بهترين وجه ممكن آن دارند. آدمهاي لايق و با كفايت تعالي طلب هستند. تعالي، ارزش ما را بر پايه توانايي و ظرفيت خود ما ميسنجد. آدمهاي با كفايت به متوسط قانع نميشوند. نيروي خود را بر كار خويش متمركز ميسازند و در طبق اخلاص ميگذارند. آدمهاي با كفايت، كيفيت كار خود را پايين نميآورند.
6- قابل اعتماد هستند : از آنهايي كه بحث و استدلال ميكنند نترسيد، از كساني بترسيد كه در بحث و گفتگو طفره ميروند. .
7- انظباط دارند : در كوره انضباط است كه استعداد به توانايي تبديل ميشود. انضباط انجام كارهايي است كه نميخواهيد انجام دهيد، تا دست به انجام كاري بشويد كه مي خواهيد انجام دهيد.
8- ياران، تيم را بالا ميكشند : بر قدر و ارزش ياران افزودن كاري بزرگ است. بيشتر مردم وقتي كه به وضع موجود راضي ميشوند از صعود به قلههاي بالاتر باز ميمانند. اعضاي تيم، كسي را كه بتواند آنان را بالا ببرد، و بر توان و ظرفيت آنها بيفزايد دوست دارند و ميستايند.
9- مشتاقند : كاري بزرگ بدون اشتياق انجام نشده است. هيچ چيز جاي اشتياق را نميگيرد. تيمي كه محفل مشتاقان باشد نيرويي شگرف مييابد، و چنين نيرويي منشاء قدرت ميشود. آدمهاي موفق ميدانند كه نگرش انسان دست خود اوست و اشتياق بخشي از آن است. آنان كه دست روي دست ميگذارند تا نيرويي از خارج اشتياقشان را برانگيزد ريزهخوار ديگرانند.
10- قصدي و هدفي دارند : زندگي كردن با عقايد جهانيان آسان است، فرو رفتن در لاك عقايد و افكار خويش نيز آسان است. اما انسان بزرگ كسي است كه هم در ميان جمع باشد و هم استقلال رأي و فكر خود را حفظ كند.
11- احساس رسالت ميكنند : راز كاميابي، پايداري در راه است. كسي كه "چرا"يي دارد كه براي آن زندگي ميكند تقريباً "چگونه" اي را تحمل ميكند. ياران تيمي كه رسالتي را بر دوش خود احساس ميكنند و خود را نسبت به تيم متعهد ساخته باشند ميگذارند كه رهبر تيم وظيفه رهبري خود را انجام دهد.
12- آمادهاند : آمادگي، تفاوت بين برد و باخت است. دستاوردهاي چشمگير، حاصل آمادگي عادي و معمولي است . آمادگي از آنجا آغاز مي شود كه بدانيد براي چه چيزي آماده ميشويد. براي توفيق در هر كار و كوششي بايد خود را از نظر جسمي آماده كنيد. اما بايد به خود، به تيم خود و به شرايط موقعيتي كه در آن هستيد نيز نگرشي مثبت داشته باشيد. هنري فورد عقيده داشته است كه راز كاميابي بيش از هر چيز ديگر در آمادگي است. آمادگي ايجاب ميكند كه به سير حركت آينده بينديشيم به طوري كه اكنون در يابيم كه بعدها چه نيازي داريم.
13- با ياران تيم ميجوشند : آن كس كه عقايد خويش را بيشتر از ياران تيم دوست دارد و عقيدههاي خود را پيش ميبرد، تيم را از حركت باز مي دارد. وقتي كه پاي مناسبات به ميان ميآيد همه چيز با احترام و ارج نهادن ديگران آغاز ميشود.
14- در پي ارتقاء خويشند : ارتقاي شما، ارتقاي تيم است. چنان بياموزيد كه گويي عمري جاودانه داريد. چنان زندگي كنيد كه گويي همين فردا پايان عمر شماست. نويسنده از قول مديرعامل جوان نوكيا در ارتباط با ارتقاء مي نويسد كه استراتژي او دو خط را دنبال ميكرد. نخست تصميم گرفت كه تلاشهاي سازمان را در فناوري اطلاعات متمركز سازد. كار مهم ديگر اين بود كه به آدمها توجه كند. زيرا او تشخيص داد كه ارزش شركت به منابع انساني است و نه به منابع طبيعي. او ميگويد : آموزش مدام حق هر كسي است كه در آن شركت كار ميكند.
15- از خود گذشتهاند : جايي كه تيم باشد، مني در كار نيست. يك شاعر به شوخي گفته است : ما را خدا براي اين خلق كرده است كه به ديگران نيكي كنيم. ديگران اينجا چه ميكنند، نميدانم. هيچ تيمي توفيق نمييابد، مگر اينكه هر كس ديگري را بر خود مقدم بدارد. از خود گذشتگي آسان نيست. اما لازم است.
16- مشكل گشايند : دنبال درد نگرديد، درمان را پيدا كنيد. نويسنده از قول آلفرد مونتاپرت مينويسد اكثر مردم دشواريها را ميبينند، اما شما ر كساني كه هدفها را ميبينيد اندك است، تاريخ كاميابي را اينها رقم ميزنند.
17- پيگير و نستوهاند : هرگز ميدان را ترك نكنيد. دور را ديدن يك چيز است و رفتن به آنجا چيز ديگري. آدمهاي نستوه به بخت، سرنوشت يا قضا و قدر متكي نيستند و وقتي كه شرايط دشوار ميشود، از كار دست نميكشند.ميدانند كه روز جهد و كوشش، روز و ادادن نيست.
نويسنده : جان ماكسول
مترجم : مهندس عزيز كياوند
ناشر : نشر فرا