کارتيمي – کار گروهي
استفاده نا مناسب از واژگان و عبارات تخصصي ، در پاره اي از موارد موجب مي گردد تا اينگونه مفاهيم نه تنها به صورتي غلط روايج يابند بلکه موجب دور شدن از مفاهيم اصلي آنان نيز مي گردد . از آن جمله استفاده نامعقول و نامناسب از اصطلاحات " کار تيمي " و " کار گروهي" است . اگرچه هردو اين اصطلاحات معطوف به انجام کار توسط افرادي بيش از دو نفر است که در کنار يکديگر گرد آمده اند و حصول به هدفي مشترک را مرکز تلاشهاي خود قرار داده اند، مي باشد [1] . اما ظرافتي خاص در تفاوت بين آنها نهفته است . کار تيمي ، حاصل کار گروهي متشکل از افرادي با مهارتها و تجربيات مکمل يکديگر است که براي رسيدن به هدف و منظوري مشترک ، با يکديگر کار مي کنند و براي رسيدن به رسالت و ماموريت اصلي تيم ، به يکديگر تکيه
مي کنند. [2] چنانکه مشخص است ، تيم علاوه برگردآمدن افراد در کنار هم ، تکميل نقاط ضعف و افزايش قابليتهاي اعضاء را نيز در خود دارد ، به نحوي که نتيجه حاصل از تلاش اعضاء تيم بيش از نتيجه کار همان تعداد افراد در يک گروه کاري خواهد بود .
ساده ترين مثالي که در بيان اين تفاوت مي توان به آن اشاره نمود ،نتايج يک تيم ورزشي نظير تيم ملي فوتبال است . اگرچه تمامي اعضاء تيم ملي فوتبال جزء نخبگان و برترينهاي فوتبال کشور مي باشند ، اما در پاره اي از مواقع شاهد کسب نتايج ضعيف از آنان هستيم . اين شرايط دقيقا شرايطي است که شاهد بروز نشانه هاي انجام کار گروهي در بين اعضاءتيم فوتبال هستيم . اما در مقابل در شرايطي که حتي يکي دو تن از بازيکنان اصلي آسيب ديده اند و در مقابل تيمي قدر هم قرار دارند ، شاهد نتايجي بسيار راضي کننده از تيم هستيم . دقت به اين شرايط نشان مي دهد که علاوه بر وجود همه عوامل موفقيت تيم ،بين اعضاء نيز رابطه اي تکميل کننده وجود دارد و بدون توجه به فرديتها ، اعضاء به پوشش نقاط ضعف يکديگر پرداخته اند . در واقع ، هنگامي که اعضاء از خود ويژگيهاي رفتاري تيم را نشان مي دهند شاهد نتايجي خوب هستيم . حتي اگر نتيجه مطلوب هم کسب نشود ، بازي رضايت بخشي را شاهديم . اما هنگامي که اعضاء با وجود گرد هم آمدن ، ويژگيهاي گروه را نشان مي دهند نه تنها نتيجه ضعيفي را بدست مي آورند بلکه بازي را به شکلي نا مطلوب انجام مي دهند و گاه حتي در مقابل حريفاني ضعيف تر از خود بازي را واگذار مي کنند .