همگي بخوبي مي دانيم که روش ،  ابزار ، شيوه ، تکنيک ، دارو و هر چيز ديگري را بايد در 
جاي خودش استفاده نمود تا مثمر ثمر واقع شود .  در غير اين صورت نه تنها موثر نخواهد 
بود بلکه گاه مي توان انتظار داشت که تاثير منفي نيز داشته باشد. يعني استفاده از روش و
 ابزار نا مناسب مي تواند موجب تحميل هزينه ، انرژي ، وقت و منابعي گردند که از نظر 
اقتصاددانان ارزشمنداند و به سادگي نبايد آنها را اتلاف نمود.  از اين منظر ، متخصص 
کسي است که بتواند مساله را دريابد و راه حل آن را نيز پيش روي گذارد. در واقع در يابد
 که چه سخني در کجا و هر نکته چگونه مناسبت مي يابد.
پزشک کسي است که بتواند بيماري را تشخيص دهد و درمان مناسب را نيز براي آن
 انتخاب نمايد و استفاده .  مهندس کسي است که بتواند مساله را بفهمد و راه حل منطقي 
آن را نيز بکار بندد. مدير کسي است که بتواند مشکل را تشخيص دهد و راه برون رفت 
از مشکل را نيز  انتخاب نمايد. 
کار تيمي ( Team working  ) ابزاري است که در جوامع پيچيده شده کنوني
 با تعاملات خاص انسانيشان بيش از پيش به عنوان يک روش مورد توجه مديران و مهندسان
 و پزشکان و ساير متخصصين قرار گرفته است[1] و آموزشهاي گسترده اي برايش برگزار
 مي شود. با اين حال بايد بخاطر داشت که کار تيمي ( Team working  ) نيز 
همانند ساير ابزارهاي مديريتي کاربرد خود را دارد و قرار نيست در همه جا از آن استفاده
 نمود و پاسخ مناسب نيز گرفت. 
اميدوارم در فرصتي مناسب از طريق تحليل و توضيح « مدل مديريت دانش رَنَف » که
 توسط گروه علمي شامل نگارنده و همکاران براي ايران تدوين شده است به بسط علمي 
اين موضوع بپردازم و در آنجا به خوبي باز کنم که کار تيمي ( Team working  )
 در کجاها قابليت اجرا ندارد لذا هميشه نبايد به اشتباه از آن توقع معجزه داشت. 
اما در اين مختصر قصد دارد به بهره گيري از دو ساختار که در ايران شناخت نسبي
 از آنها وجود دارد ، ضمن اشاره به تفاوت کار گروهي ( group working ) و
 کار تيمي ( Team working  ) نيم نگاهي هم به عدم ضرورت استفاده از آنها 
اشاره نمايد. 
در کشور ايران پس از پيروزي انقلاب 1357 نيروي نظامي شکل تغيير يافته اي به خود
 گرفت[2].  بخشي از نيروي نظامي ، نيروهايي بودند که پيشتر آموزش آکادميک ديده 
بودند و امور نظاميگري را در چارچوب فرامين فرماندهي خود مي ديدند. اين نيروها در 
همه اعصار با نام « ارتش» شناخته مي شدند. اين نيروها در تمامي سطح دنيا با مشخصاتي
 نسبتا مشترک شکل مي گيرند. 
اما از ديگر سو، تحولات انقلابي موجب شد تا گروهي از مردم بصورت خود جوش و بدون
 برنامه ريزي قبلي به انجام امور نظاميگري بپردازند تا بتوانند از انقلابي که به انجام رسيده
 بود دفاع کنند . پس از مدت کوتاهي از انقلاب ، اين نيروها با نام « سپاه پاسداران انقلاب 
اسلامي » ساختار گرفتند و در زمان جنگ تحميلي عراق بر ضد ايران نيز بر حسب شرايط
 ، حضور مجدد مردم در امور نظامي و دفاعي کشور تقويت شد که به آن نيز ساختار داده
 شد و در چارچوب « بسيج بيست ميليوني » انسجام يافتند. با سپري شدن دوران بحراني
 ترور و جنگ در ايران دهه 1360 ،‌اين نيروها کمي تغيير ساختار و وظيفه دادند و به امور
 آموزشي ، ترويجي ، صنعتي و سازندگي روي آوردند . تحليل بيشتر اين تغييرات چنانکه
 در زير نويس اشاره داشته ام در اين مقال نمي گنجد . 
ادامه دارد: کار تیمی در ارتش؟ ( 2 ) 

[1] جي.کي.کانجي و مايک اشر « 100 روش کاربردي در استقرار مديريت کيفيت جامع »

ترجمه رامبد باران دوست و اسماعيل صادقي ، شرکت بوتان ،‌1381 صص 96-98.

[2] اين نوشتار در غالب يک نگاه تخصصي نوشته شده است و فاقد خواسته هاي

سياسي يا ارزش گذارنده بر اين نيروها است.  بديهي است که تعيين ارزش آنها در

حوزه تخصصي ديگري است که متخصصين مربوطه بايد آن را تحليل نمايند. 

 در اينجا اين ساختارها براي روشن شدن موضوع و ذکر مثال به وام گرفته شده اند.