کار تیمی در ارتش؟ ( 2 )
ادامه کار تيمي ( Team working )در ارتش؟ (1)آنچه مهم است اينکه دو نيروي نسبتا مشابه وجود دارد: ارتش( که در همه جاي دنيا ويژگي مشترکي دارند ) و بسيج ( که در ايران آن را با ويژگيهاي خاص مي شناسيم ) . ارتش را بطور عام در تمامي دنيا نيرويي نظامي مي شناسند که ملزم به اجراي فرامين فرمانده خود مي باشند و در اين راستا از آموزشهاي فراواني نيز بهره مي برند. در اين نيروها اصولي چون انضباط ، فرماندهي و پذيرش دستور ، اصولي بلامنازع مي باشند و هيچ شکي نبايد در آنها نمود. تخطي از اين اصول مجازاتهايي سنگين را نيز مي تواند به همراه داشته باشد. ارتشي آموخته است که ساعتي مشخص بيدار شود ، لباس و بستر خود را مرتب کند . ساعتي مشخص در ميدان حاضر شود و به انجام امور دقيقا برنامه ريزي شده بپردازد. در ساعتي مشخص به استراحت مشغول شود و .... . ساختار و رفتار بسيج اما اگر چه شباهتهايي دارد اما اصولي متفاوت را در درجه اولويت قرار مي دهد. بسيجي بايد به دستوراتي گوش بسپارد که توسط فرمانده اي صادر شده که بر اساس توانمندي رهبري و کاريزماتيک انتخاب شده و در تعهد به مباني ديني و اعتقادي از ديگران پيشتر است. اگر چه نظم و انضباط مهم است اما در ساعاتي از روز انجام امور معنوي جايگاهي خاص دارد که نبايد فراموش شوند.« فرمانده ارتشي» در همه جاي دنيا بيشتر نقش« فرمان ده و مدير[3] » دارد اما
« فرمانده بسيجي » بيشتر نقش « رهبري[4] » را ايفا مي نمايد. « فرمانده ارتشي»
بر اساس اصول و مباني مهندسي شده به صدور دستور مي پردازد و « تن » به هرکاري نمي دهد ، اما « فرمانده بسيجي » بر اساس شناخت و مشورت با ديگران ( حتي زير دستانش )به اتخاذ تصميم مي پردازد و ممکن است به شستن جوراب زير دستان خود نيز مبادرت ورزد و آن را نشانه اي از تواضع و فروتني بشناسند.در اين شرايط ، در ارتش ، با اين حال و هوايي که به آن اشاره داشته است نمي توان انتظار داشت تا نيروها کنار يکديگر بنشينند ، شوخي و خنده کنند ، تعاملات انساني داشتهباشند ، خاصه آنکه از سطوح مختلفي هم باشند . حتي تعريف شده که غذا خوري
رده هاي مختلف از هم جدا باشد . اما در بسيج چنين نيست و همگي سر يک سفره مي نشينند ، روابط دوستانه با هم برقرار مي کنند ، از حال و روز هم خبر دارند و ... .به اين ترتيب نمي توان انتظار داشت که در ارتش انجام اموري که به کارهاي دسته جمعينياز دارد را بتوان فرا تر از کار گروهي ( group working ) ديد، همه چيز برنامه
ريزي شده ، رسمي و مبتني بر دستورات مافوق. بکار گيري کار تيمي( Team working ) در آنجا به معني بهم ريختن ساختار از پيش تعريف شده است
و بديهي است که نتيجه آن در بهترين شرايط تعارضات و توقعاتي است که مسائلي خاص را در پي خواهد داشت . اما در بسيج که روابط غير رسمي تعريف مي شود و حتي فرمانده را هم با عنوان نظاميخطاب نمي کنند[5] استفاده از کار گروهي ( group working )مساله ساز
مي شود. چرا که روابط مبتني بر دوستي و تعاملات انساني غير رسمي است. فرمانده بسيجي بايد همانند رزمنده اش در نبرد با دشمن دست به اسلحه ببرد و در جنگ چهره به چهره با آنها حاضر باشد. همانگونه که نمي توان انتظار داشت که کار تيمي ( Team working ) در ارتش
پاسخ بدهد ، نمي توان انتظار داشت در بسيج نيز کار گروهي ( group working )
جواب بدهد. در واقع بايد بتوانيم با تحليل شرايط به اين درک برسيم که کار تيمي( Team working ) و کار گروهي ( group working )را در کجا ها
استفاده کنيم و در کجا ها استفاده نکنيم .
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 18:38 توسط دکتر رامبد باران دوست
|