دشمن ششم

انتشارات فرا کتابي را از آقاي پاتريک لنچيوني و ترجمه جناب آقاي مهندس فضل اله اميني

 با عنوان « پنج دشمن کار تيمي » به چاپ رسانده است. نمي دانم اين کتاب را خوانده ايد يا

 خير اما پيشتر در اين بلاگ آن را معرفي نموده ايم .

در اين کتاب بطور خلاصه " نبود اعتماد " ، " ترس از برخورد " ، " نبود تعهد" ،

" پرهيز از مسئوليت پذيري " و " بي توجهي به نتيجه کار " را به عنوان دشمنان

پنجگانه کار تيمي معرفي نموده است .

حال مي خواهم با توجه به مطالعات و تجارب خود ، ششمين دشمن کار تيمي را به

 آن اضافه کنم :

« دخالت متخصصانه »

ورود افراد غير متخصص به موضوعات تخصصي و ارائه ديدگاه هاي تخصصي توسط

ايشان به سادگي مي تواند انسجام تيمها و گروه ها را زير پا گذاشته و از بين ببرد . متخصص

 کسي است که سالها مطالعه و تحقيق داشته و خود را نه تنها در رشته مورد نظرش بلکه در

رشته هاي موثر بر آن نيز داراي مطالعه بار آورده است .

اگر استاد شجريان را يک متخصص بدانيم ، اگر مرحوم استاد حسابي را متخصص بدانيم ،

اگر مرحوم استاد جعفري را متخصص بدانيم ،‌اگر..... متخصص بدانيم ، به سادگي مي توان

مشاهده نمود که دامنه اطلاعاتي ايشان صرفا محدود به آواز ، فيزيک و فلسفه ، نمي گردد.

 زندگينامه شجريان نشان مي دهد که ايشان علاوه بر مرارتهايي که براي آموختن آواز کشيده اند

( از سفربه جنگلهاي عراق براي شنيدن نغمات گنجشگکان آنجا نيز نگذشته اند ) در ساير

رشته هاي مربوطه مانند تئوري موسيقي ، نوازندگي ، شناخت ساز ، ساز سازي ، آناتومي

 ، ادبيات ، خوشنويسي و مانند اينها نيز مطالعاتي گسترده دارد.

مرحوم پرفسور حسابي علاوه بر فيزيک ، مطالعات گسترده اي در زمينه ادبيات ، دين ،

 فلسفه علم ، ساير علوم پايه ، علوم پزشکي ، رياضيان و ... داشته اند .

مرحوم استاد جعفري نيز به همين سياق .

نکته مشترک در بين اين بزرگواران اينکه نمي توان مشاهده نمود که در موضوعاتي ديگر

حتي اظهار نظري داشته باشند و لو با دامنه دانش بسيار گسترده اي که دارند ، بتوانند آن

موضوع را تحليل نمايند و اظهار نظري در مورد آن موضوع نمايند. حداقل آنکه من تا کنون

مشاهده نکرده ام . اگر موردي هست و در تاريخ ثبت شده ، سپاسگذار مي شوم که آن را

 براي من هم بازگو نمائيد.

قصد ندارم اصرار کنم که تا فردي به پايه اين بزرگان نرسيده باشد متخصص نيست بلکه با

 ذکر يادي از اين بزرگواران که تعدادشان در جمعيت ايراني به حمد اله کم نيست ، سعي کردم

 تا کساني را که درک متخصص بودنشان ساده تر است را مثال بزنم .

در حوزه کارهاي تيمي (team works) نيز چنين نکته ايي صادق است . تيم مجموعه اي از

 افراد متخصص با دانشهاي متفاوت است . هر کس در دامنه خود متخصص است و در دامنه

تخصصي خود به اظهار نظر مي پردازد. در همان دامنه تحليل مي کند و يافته هايش را براي

ديگران بازگو مي کند . ميئوليت نيز همچنان تقسيم مي گردد.

يک تيم طراحي محصول جديد (New product design team) که معمولا متشکل از مهندسان

طراح ، بازاريابان ، حسابداران ، مهندسان توليد و مديران صنعتي مي باشد را در نظر بگيريم.

در اظهار نظرهايي که در بين ايشان انجام مي شود ، به ندرت مي توان ديد که يک مهندس برگردد

 بگويد اگر فلان کار را انجام دهيم هزينه کاهش مي يابد( محاسبه کاهش هزينه با حسابدار است)

 يا يک حسابدار بگويد اگر بهمان کار را انجام دهيم رضايت مشتري بيشتر مي شود ( سنجش

رضايت مشتري و تعريف رفتار مشتري را بازارياب انجام مي دهد ) . ايشان در اين جمع که

کنار هم نشسته اند با هدف توليدي جديد ، حتي با اظهار نظر در مورد موضوعات ديگر تخصصها

هم نمي پردازند. يعني مهندس نمي گويد که " به نظر من فلان کار هزينه را کم مي کند"  ، بلکه

مي گويد " بنظر مي رسد فلان کار مي تواند هزينه را کم کند ، درست مي گويم ؟" تا چه برسد

به اينکه اصراري براي اثبات ديدگاهش هم داشته باشد.

اما ما در ايران :

در ايران بسياري از مهارتها را هيچگاه نياموخته ايم . اين نکته اي است که بارها در مقالات

اين بلاگ به آن اشاره داشته ايم و با تاکيد از نياموختن رفتارهاي تيمي ياد کرده ايم . اصولا

هدف اين بلاگ و گروه توسعه کار تيمي ايرانيان هم همين است که بتواند در حد بضاعت خود

 اين مهارت پايه اي را در ايان گسترش دهد.

نياموختن مهارتهايي اين چنين در کنار مسائل و مشکلاتي ديگر ( که آنها را نيز ناديده نمي

 انگاريم ) ، موجب شده است که شاهد دخالتهاي گسترده افراد در حوزه هاي بيرون از دامنه

 تخصصشان باشد. مهندس در مورد مديريت اظار نظر کارشناسانه مي کند، پزشک در مورد

 مهندسي ، بانکدار در مورد رضايت مشتري ، پزشک در مورد اصول جاده سازي ، اديب

 در مورد حسابداري و .....

اين نکته را به عنوان يک عارضه کلان در جامعه مي دانم و از آن به عنوان « ششمين دشمن

کار تيمي » ياد  مي کنم.