1- همکاری ها و مناقشات -2
کتاب The Essentials of Teamworking
ترجمه : یوسف یعقوبی
ادامه از 1- همکاری ها و مناقشات -1
چه شرایطی موجب افزایش یک فرایند سازنده یا مخرب از نتایج مناقشه می گردد ؟
در روانشناسی اجتماعی به این سوال به طور مستقیم درآثاردانشجویان من و خودم و خلاصه کتابم پاسخ داده شده است ، نتیجه مناقشه : فرایند های سازنده و مخرب تحقیق ما با این فرض آغاز شده است که اگرطرف های درگیر در شرایط جنگ بود به جای جهت گیری رقابتی نسبت به یکدیگرجهت گیری همکارانه می گرفتند، احتمال بیشتری وجود داشت که در یک فرآیند سازنده درمورد قطعنامه جنگی وارد شوند . من در تحقیقات اولیه برروی اثار همکاری و رقابت بر اساس روند گروهی یک پروسه ای را شرح داده ام که روند همکاری بیشتر با مشکلاتی که یک گروه با آن مواجه بوده است ،سازنده بوده تا اینکه یک روند رقابتی باشد . من استدلال کردم که نتیجه یکسان در وضعیت محرک - مرکب مناقشه بدست خواهد آمد: یک درگیری می تواند به عنوان یک مسئله دو جانبه که پیش روی طرفین درگیر وجود دارد دیده شود پژوهش های اولیه ما در اعتماد و بدگمانی به استفاده از بازی مشکل و پیچیده زندانیان 'قویا استدلال من را حمایت نمود ، همانگونه که پژوهش های بعدی قالب های تجربی را بکار گرفت . من معتقدم که این یک نتیجه بسیار مهم است که اهمیت نظری و عملی قابل توجهی دارد . دریک سطح نظری ، من را قادرساخت تا به مشخصه های قبلی ام در خصوص فرآیندهای اجتماعی همکاری و رقابت ماهیت فرآیندهای که در حل مشکلات که به طور معمول منجر به افزایش نتایج سازنده و یا مخرب خواهد شد متصل شوم . به این معنا که من یک راهی برای مشخص کردن ویژگی های مرکزی فرایندهای سازنده و مخرب قطعنامه مناقشات پیدا کرده ام . انجام این کار بیانگر یک پیشرفت بزرگ فراتراز توصیف مشخصه های نتایج به عنوان سازنده و یا مخرب است. این تنها به خودی خود مهم نبود ، اما یک امکان جدید بود در هر دو سطح نظری و عملی ، خصوصیات فرایندهای سازنده و مخرب درگیری ایجاد امکان بسیار مهمی را ایجاد کرد که ما را قادر به توسعه دید مان نسبت به شرایطی که آغاز و یا تحریک شده توسعه فرآیندهای همکاری - سازنده در مقابل درگیری رقابتی – مخرب می سازد . بخش عمده ای از تحقیقات از دانشجویان من و خودم تا به حال منجر به توسعه این بینش شده است . بخش عمده ای از تحقیقات اولیه ما برروی شرایط مؤثر بر روند جنگ براساس مواضع تک کاره انجام شده است.ما متغیر های مستقل را برای اداره کردن بر اساس حس شناختی آنچه که به افزایش روند همکاری و یا رقابتی منجر می گردد را انتخاب کردیم . ما آزمایش های کاملی را با تعدادی از متغیرها از قبیل : جهت گیری انگیزه ، امکانات و تجهیزات ارتباطی ، درک شباهت عقاید و باورها، اندازه درگیریها ، تهدید و در دسترس بودن اسلحه ، تفاوت قدرت ، مداخلات طرفین ثالث ، استراتژی ها و تاکتیک های بازی بازی با دلقک ها ی تجربی بود ، ساختار نتیجه نهایی این بازی ، خصوصیات شخصیتی ، و غیره انجام دادیم . نتایج این مطالعات به یک الگویی انجامید که من آرام آرام شروع به درک آن کردم . همه این مطالعات توسط این فرض توجیه پذیراست که با این عنوان مشخص شده است "قانون خام روابط اجتماعی دیوچ ،" که مشخصه فرآیندها و اثرات توسط نوع داده روابط اجتماعی (همکاری و یا رقابتی) استخراج شده است و نیز تمایل به استخراج آن نوع رابطه اجتماعی است. بنابراین ، همکاری تههیج شده و توسط یک تصور القاء شده شباهت در باورها و نگرش ؛ یک آمادگی برای مفید بودن ؛ آزاد در برقراری ارتباط اعتماد و نگرش دوستانه ؛ حساسیت به منافع مشترک و خرد تأکید مخالف منافع ؛ جهت گیری به سمت بالا بردن قدرت متقابل ، ونه تفاوت قدرت وبه همین ترتیب تهییج شده است.
به طور مشابه ، رقابت موجب شده است با استفاده از تاکتیک هایی از تهدید و اجبار ، تهدید ناشی از فریب ؛ تلاش برای افزایش اختلاف قدرت بین خود بی خود و دیگری ؛ فقرارتباطات را به حداقل رسانده و آگاهی از شباهت در ارزش ها و افزایش - حساسیت به منافع مخالف ؛ نگرش خصمانه و مشکوک ؛ اهمیت ، تحکم ، و سنجش مسائل متضاد ، را نمایش دهد.به عبارت دیگر ، اگر که دانش سیستماتیک اثر همکاری و فرآیندهای رقابتی ، یکی شود دانش سیستماتیک شرایط را که معمولا در فرآیندهای رشد تحت تاثیر قرار خواهد داد که البته سازنده و یا مخرب می باشد. تئوری اولیه من از همکاری و تئوری رقابت ها اثر فرآیندهای تعاونی و قابل رقابت است )نگاه کنید به بخش "تئوری میدان ، جنگ ، و همکاری مسابقه" ص 12) و & Deutsch کلمن ، 2000 ، فصل 1 برای خلاصه ( از اینرو ، از قانون خام روابط اجتماعی ، که این نظریه ارائه می دهد نسبت به شرایطی که افزایش در فرآیندهای تعاونی و رقابتی است متفاوت
می باشد . قانون خام. بیانگر این شباهت های بین سطح "اثرات" و "علل" ؛ و روابط اولیه نمادژنی به جای نمادشناختی می باشد . قانون نفت خام نفت خام است ، اما می توان آن را بهبود داد. بهبود آن نیاز به یک پیوند به سایر مناطق در روانشناسی اجتماعی ، به ویژه شناخت اجتماعی و ادراک اجتماعی دارد. چنین پیوندی که ما را قادر به مشاهده نماد شناخت در محیط های اجتماعی خودمی سازد به گونه ای است که برای ما منجر به درک صحیح می گردد. سپس ما را قادرخواهد ساخت تا بدانیم تحت چه شرایطی "درک شباهت "یا" تهدید "به عنوان داشتن زمینه های مختلف از ارقام راکه تجربه می شود،و معمولا با فنوتیپ آن همراه است تشخیص دهیم . چه شرایطی ، استراتژی و تاکتیک یک طرف را بهترازطرف دیگررا انجام می دهد ؟ بیشتر کار نظری مهم توسط دانشمندان اجتماعی در رابطه به این سوال است توسط روانشناسان اجتماعی انجام نشده است اما با اقتصاددانان ، دانشمندان سیاسی ، و کسانی که باهم مذاکرات دسته جمعیداشته اند صورت گرفته و برخی از مشارکت های مهم را ساخته است.
پیشکار (1951) ، شلینگ (1960 ، 1966) ، استیونس (1963) ، والتون و McKersie (1965) ، کان (1965) ، Jervis (1970 ، 1976) ، و اسنایدر و Diesing (1977). Machiavelli (1950) در اوایل ، استراتژی های مفید و تاکتیک برای پیروزی جنگ توسط Machiavelli را شرح داده بودند: ' در خصوص نحوه استفاده از قدرت خود به عنوان موثر ترین تهدید و یا منکوب کردن حریف تاکید شده است ؛ پاتر (1965) در مورد چگونگی همکاری ها ونحوه برخورد با حریف راه حل هایی ارایه داده است . اخیرا، Alinsky (1971) استراتژی "داشتن "و" استخدام" را توصیف کرده است و تاکتیک های مختلف آزار و اذیت را در نوار قرمز رنگ خود که توسط اعمال فشار بر آنها زندگی می کنند شرح داده تا قوانین خود را به طور رسمی اعلام کرده وروال کارقراردهند. روانشناسان اجتماعی تنها به تست آرایه سرشار از ایده در مورد استراتژی ها و تاکتیک هایی برای پیروزی مناقشات ، افزایش قدرت چانه زنی و اثربخشی است که در فرهنگ عامه مشترک و همچنین در علوم اجتماعی و ادبیات سیاسی وجود دارد . این پژوهش به ارائه برخی از خدمات و مدارک تحصیلی از ایده از پیش حاضرچانه زنی در مورد استراتژی و تاکتیک می باشد . در اینجا به طور خلاصه پژوهش های مربوط به "نادانی "،" سخت بودن "،" جنگجوبودن "و" قدرت چانه زنی ". را شرح می دهم .
نادانی
عقل سلیم بیان می کند که البته دانایی بهتراز نادانی است. با این حال ، شلینگ (1960) ، این ایده جالب را که در چانه زنی ، برخی از اوقات که در یک موقعیت با صرفه می باشد و یا نادان به نظر می رسد را توسعه داده است . به طور مشابه ، ممکن است شما را در موقعیتی قرار دهد که در آن شما می توانید حریف خود را از اولویت های خود مطلع نمایید . درپژوهشی که توسط ( (Cummings & Harnett ، 1969 ؛ Harnett & Cummings ، 1968 ؛ Harnett ،Cummings ، & هیوز ، 1968) ) انجام میگیرد یک حمایت آزمایشی برای ایده شلینگ می باشد . در برخی مواقع آن چانه زنی که انجام شد نشان داد که نمی تواند شما را مطلع نماید . اطلاعات کامل در مورد برنامه مذاکره کننده از طرف مقابل شروع به چانه زدن برای قیمتهای اولیه بالاتر و امتیازات کمتری که ارایه شده ، به دست آورده و سود بالاتر از چانه زنی با اطلاعات کامل حاصل می گردد. در حالت نادانی از آنچه می خواهد ، و یا ظاهر می شود ، ممکن است به توجیه خود و دیگر غفلت نسبی از دیگرمنافع در یک پیشنهاد؛ غفلت از منافع دیگر به زمانی که آنها شناخته شده تر و واضح تر می باشند منجرگردد تاکتیک چانه زنی از "جهل" و همچنین تاکتیک های دیگری مانند "brinkmanship" و"ظاهر غیر عقلانی " می توانند در شرایط «دکترین» چانه زنی مشخص شود " تاریخ و زمان آخرین شانس روشن است. "مفهوم اساسی در اینجا این است که به نظر
می رسد چانه زن مزیت کسب خود را متعهدانه و به گونه ای جبران ناشدنی به طوری که آخرین شانس روشن متقابل فاجعه باشد را دارا می باشد . کودکی که اگر کج خلقی و خلق و خوی پدر و مادرش به او اجازه نشستن در جایی از رستوران که او می خواهد را نمی دهد . به کارگیری این دکترین در مورد راننده ای که بجای کاهش سرعت در مقابل کسی که در بزرگراه است ، از بوق های ممتد به نحویاستفاده می نماید که طرف مقابل کر شود نیز صدق می کند . این تاکتیک همیشه چنین کار نمی کند. دراغلب آنها به نظر می رسد آمادگی برای انجام چنین کاری است که وضعیت نامتقارن شما می تواند با استفاده ازتاکتیک حریف ،را تغییر دهد .
"سخت بودن "
"سختی چانه زنی" در شرایط آزمایشگاهی از تنظیم سطح بالا تعریف شده آرمان ، ساخت مطالبات بالا ، و ارائه امتیازات کمتر و یا کوچکتر امتیازات شده است. برای بیش از یک حریف این نمایش به طور گسترده برگزار می شده است ، به قول مرحوم لئو Durocher ، که " پایان خوب تاریخ و زمان آخرین افراد. "نتایج آزمایش های بسیاری به Magenau & Pruitt ، (1978) مربوط به پشتیبانی پیچیده تری از نتیجه گیری ، توسط Bartos (1970 ، اعلام شده است. "سخت بودن نقش دوگانه و عواقب متناقض از یک طرف ، چقرمگی کاهش می یابد احتمال توافق ، در حالی که در سوی دیگر ، آن را افزایش می دهد نتیجه از کسانی که برای زنده ماندن این امکان شکست. "رویکرد بیرحمانه دشوار به نظر می رسد در طول مذاکره به نتیجه بدتر از رویکرد مصالحه (Hamner & بیرد ، 1978Harnett & Vincelette ، 1978). ، وجود دارد با این حال ، برخی شواهد نشان می دهد که به سختی اولیه در شرایط و باز شدن رنگ خواسته ها ، همراه با آمادگی برای دادن و گرفتن امتیازاتی ، ممکن است اکتشاف فولر از امکانات جایگزین برای توافقنامه تسهیل و به کشف توافق که حداکثرنتیجه به چانه زنی هایی منجر گردد. ، تمایلات زودرس برای رسیدن به توافق بدون اکتشاف کامل امکانات ممکن است سخت ، و در عین حال قابل پیشگیری باشد.
"جنگجویی "
از آنجایی که تحقیقات اولیه از Deutsch و Krauss (1960) نشان داد ، اثرات زیان اور تهدید ، پس از چانه زدن ، موجب شده است سیلی از آزمایش های مذاکره کننده بر چرخه استفاده از سلاح ، تهدید ، جریمه ، مجازات ، پاداش ، وعده های داده شده ، و نتایج حاصل از این تحقیق که به شرح زیر است خلاصه می شوند : " تهدیدات به ندرت و تقریبا همیشه باعث کاهش نتایج چانه زن در مقابل حریف است و به همین شکل مسلح می گردد و به ارزش های هر دو طرف اهمیت می دهد . اما وقتی که تهدیدات موجود می باشند ، چانه زن هایی هستند که وسوسه می شوند و ازآنها استفاده می کنند. " همچنین پژوهشDeutsch ،( 1973) ) نشان می دهد که تهدیدها بطور تکراری هزینه های قابل توجه بازدید را افزایش می دهد و احتمال بسیار کمی برای بدست آوردن تطابق دارد.
در داخل جنگ و در ازتباط با تاکتیک های جنگی ، بدیهی است که یکی ازشایسته ترین عملکردها را به یک رقیب و مخالف نسبت می دهد ، تا وقتی که یک تفنگ پر در برابر سر یک فرد است. تهدید و اجبار می تواند موفق باشد ، به ویژه هنگامی که قدرت احزاب متناقض نابرابر هستند. اگر چه تهدید و اجبار می تواند موفقیت آمیز باشد ، موفقیت آن است که معمولا به اطاعت فوری محدود است ؛ عواقب طولانی مدت استفاده از چنین تاکتیکهای معمولا ضد تولیدی هستند.
"قدرت چانه زنی"
عقل سلیم بیان می دارد که یک چانه زن به احتمال زیاد بهتر است با قدرت باشد تا اینکه دشمن بیشتری داشته باشد. نتایج پژوهش های اجتماعی و روانی نشان می دهد که وضعیت پیچیده تر از آن اول به نظر می رسد. از لحاظ تجربی ، قدرت چانه زنی گاهی اوقات تعریف شده به عنوان قدرت نسبی هر یک ازچانه زن ها به وارد اوردن خسارت بر یکدیگر نادیده گرفته می شود ؛ شرایط مطلوب نسبی از جایگزین هایی برای چانه زنی است که به هر یک ازچانه زن ها دسترس ی دارند ؛ فشار زمان نسبی در هریک از چانه زن ها برای رسیدن به توافق ، و غیره می باشد . شواهد پژوهش (Magenau و Pruitt ، 1978 ؛ روبین و براون ، 1975) نشان می دهد که چانه زدن برابر قدرت است ، توافقنامه نسبتا آسان و برای رسیدن به نتایج طرفین بسیار زیاد است. وقتی که قدرت چانه زنی تا حدودی نابرابر است ، مبارزه قدرت ، اغلب به عنوان عواقب چانه زن با قدرت بیشتری سعی در اثبات ادعای برتر توسط این مقاومت با قدرت کمتر هستند ؛ در نتیجه این مبارزه است که توافق دشوارو برای رسیدن به چانه زن ها که دارای نتایج کم می باشد را آماده می سازد . وقتی که قدرت چانه زنی شاخص نابرابر است ، تفاوت در قدرت هست که بیشتر به عنوان مشروع و منجر به توافق سریع ، پذیرفته می شود. با این حال ، اگر تفاوت در قدرت به عنوان مشروعیت بخشی به فراهم آوردن نتایج نسبتا کم به قدرت کم نمی انجامد ، او را در برابر آنچه که وی در نظر به حرص و آز ، و بهره برداری می انجامد ؛ توافق در اینجا نیز دشوار خواهد شد ، و نتایج کم خواهد شد. تفاوت در قدرت چانه زنی ممکن است منجربه چانه زنی با قدرت بیشتری به مدعی گردد. چانه زن با قدرت کمتر ممکن است مقاومت در برابر ادعا باشد و به عنوان استثمار و نامشروعیت و به عنوان راهی برای تثبیت موقعیت خود باشد. مقاومت در برابر او باعث کم چانه زن به قدرت رنج می برند نسبتا بیش از بالا چانه زن قدرت ، اما قدرت بالا چانه زن نیز رنج می برد. در اصل ، چانه زدن تحقیقات نشان می دهد که با داشتن قدرت بالاتری نسبت به یک حریف مذاکره کننده ممکن است کمتر با صرفه تر از داشتن قدرت برابر چانه زن اگر همکار شما در آپارتمان برای مقاومت در برابر هر گونه بزرگتر ادعا می کند که شما ممکن است به عنوان یک نتیجه از قدرت خود را بیشتر کنند. از این مختصر و از بسیاری نواقص بررسی برخی از تحقیقات تجربی بر استراتژی و تاکتیک های درگیری ، بدیهی است که روانشناسی اجتماعی تحقیقاتی روی داده است که برخی از پشتیبانی های تاکتیک های شگفت انگیز "نادان بودن" مطرح شده است و برخی از شک و تردید ها در مورد مفروضات معمول مربوط به مزایای به دست آمده از "سختی" را استراتژی ، "تاکتیک های روی کره و اجبار ،" و از "قدرت چانه زنی بسیار " می داند .
ادبیات پژوهشی گسترده ای در مذاکره (خلاصه شده در کتاب هایی مانند Bazerman و نیل ، 1992 ؛ Breslin & روبین ، 1991 ؛ Deutsch ، 1973 ؛ Deutsch و کلمن ، 2000 ؛ Kritter ، 1994 ؛ Lewicki & Letterer ، 1985a ، ب ؛ Lewiki ، سندرز ، & Minton ، 1999 ؛ Pruitt ، 1981 ؛ Pruitt & Carnevale ، 1993 ؛ روبین ، Pruitt ، و کیم ، 1994 ؛ تامپسون ، 1998) وجود دارد .
بررسی بسیاری از استراتژی ها و تاکتیک های که مربوط به هر دوموضوع "یکپارچه" و یا "برنده برنده" مذاکره کننده (که مربوط به سوال اول که در بالا ذکر شده می باشد ) و "توزیعی" مذاکره کننده (آنها که در رابطه با سوال دوم ذکر شده) : تنها که بعضی از آنها بوده اند نشان می دهد که :برای بحث در مورد موضوعاتی چون فولر به عنوان "امتیاز ساخت" ، "استفاده از فشار زمان ،" "وعده و تهدید" ، "ایجاد اعتبار" ، "بالا بردن قدرت چانه زنی" ، "ساختمان رابطه ، "و غیره ، کتاب های فهرست شده در بالا باید مشورت گردد. چه عاملی تعیین کننده طبیعت موافقتنامه بین احزاب وگروههای متناقض که قادر به سازش نیستند می باشد؟ چانه زنی در لغتنامه وبستر به عنوان "توافق میان دو طرف و در معامله بین آنها تعریف شده است " تعریف "چانه زنی" تحت تعاریف علوم اجتماعی رایج از اصطلاح "هنجار اجتماعی " گرفته شده است . چه عامل تعیین کننده ای در توافق نامه یا هنجار های اجتماعی برای حل مسائل در تضاد وجود دارد ؟ دو نوع ایده سازگاری که در پاسخ به این سوال ارایه شده ، یکی مربوط به "علوم ادراکی" و دیگری در "عدالت توزیعی". می باشد . شلینگ (1960) پیشنهاد کرد که جایگزین های برجسته ادراکی در خدمت یک کلید تابع در اجازه چانه زن ها به توافقنامه در آیند پژوهشهای متعددی برای حمایت از ایده شلینگ صورت گرفته است )نگاه کنید به Magenau & Pruitt ، 1978 (
Homans ، پیشنهاد کرد که تا هنگامی که به اصل عدالت توزیعی می پرداریم نقش مردم در تعیین سرنوشت را چگونه در تخصیص جوایز و هزینه ها توزیع در نظر می گیریم . اگرچه Homans بود که با درگیری در درجه اول، نگران نیست و یا مذاکره کننده ، بدیهی است که مفهوم خود را از عدالت توزیعی نشانی از حذف نمی داند . آنها. در بحث خود ، تاکید کرده اند Homans کانون خاص و یا یک حکومت دسام عدالت محترمانه ، آن از "تناسب" و یا "سهام" : در توزیع عادلانه ، تشویق خواهد شد
در میان افراد به نسبت سهم خود را توزیع می کنند. "نظریه پردازان سهام" مانند آدامز (1963 ، 1965) ، آدامز و فریدمن (1976) ، و Walster ، Walster ، و Berscheid (1978) با تاکید Homans 'در حکومت تناسب ، ادامه داد که تئوری شفاف و تحریک شده تحقیقات زیادی برای حمایت از این دیدگاه سایکو - مقاومت منطقی و پریشانی احساسی مواجه خواهد شد که حکومت تناسب شخص نقض شده است. در سالهای اخیر ، گروهی دیگر از روانشناسان - Lerner (1975) ، Leventhal (1976) ، سمسون (1969) ، و خود من تأکید کردیم که تناسب وجود دارد . فقط ما در مورد آنچه که یکی از ایستگاه کنونی عدالت توزیعی رایج که حکومت می کند بسیار کم می دانیم. عدالت به عنوان نشانه ایستادگی در یک وضعیت از تناقضات نشان داده شده است . با این حال ، تعدادی از ما (Deutsch ، 1975 ؛ Lamm & سیستمعامل ، 1978a ، ب ؛ Lerner ، 1975 ؛ Leventhal ، 1976 ؛ Mikula & Schwinger ، 1978 ؛ سمسون ، 1975) با بند بند فرضیه مزبور مخالفیم .
در مورد عوامل موافق انتخاب یک یا حکومت دیگر و انجام آزمایش های موجود، به نظر می رسد بدیهی است که اگر جنگ به عنوان بک تجربه است و با داشتن مسایل حل و فصل شده ، به ناحق از آن به احتمال زیاد نیست که جنگ بوده است امکانات کافی برای حل و فصل وجود ننداشته است ؛ به طور مشابه ، قرارداد مذاکره کننده غیر عادلانه قراردادی است که به عنوان درخورتوجه یکی از بازدید پایدار است. "عدالت" و "جنگ" هستند بطور صمینانه در هم تنیده ؛ احساس بی عدالتی می تواندمنجربه بالا رفتن جنگ بدهد ، و کشمکش می تواند تولید بی عدالتی نماید.پژوهش در عدالت اجتماعی و روانی و کشمکش های بسیار جدید که منجر به قطعی نتایج. با این وجود ، اجازه بدهید توجه داشته باشید جهت تفکر من در این زمینه. کاربردی است . شفافی فرضیه خام من از روابط اجتماعی (عواقب معمولی نوع داده روابط اجتماعی استنباط می شود که تمایل دارد تا روابط) در نتیجه تا به سوال مربوطه باشد چه قاعده عدالت در یک گروه و یا نظام اجتماعی مسلط بودن. من (Deutsch ، 1975 ، 1985) را توسعه بنیادین برای گروه های اقتصادی متمایل به استفاده از اصل عدالت ؛ برای همبستگی گروه های گرا به استفاده از اصل برابری و برای مراقبت از گروه های گرا به استفاده از اصل نیاز دارند. مشخصا اثرات معمولی روابط اقتصادی گرا ، روابط همبستگی گرا ، دلسوز و روابط و فرضیه را که این انواع مختلف از عوارض معمول خواهد شد اصول مختلف استنباط گردد .
عدالت توزیعی
بنابراین ، دراین میان پیامدهای معمول جهت گیری های اقتصادی (Diesing ، 1962) )عبارتند از :
(1) طراحی و توسعه مجموعه ای از ارزش ها است که شامل بیشینه سازی به معنی پایان می باشد ،
(2) تبدیل انسان و همه چیز به کالاهای خود و یا به همراه او -
از جمله کار ، زمان ، زمین ، سرمایه ، شخصیت ، روابط اجتماعی ، اندیشه ، هنر و لذت
(3) توسعه روشهای اندازه گیری که ارزش های مختلف مقدار و نوع کالا را مقایسه و قادر می سازد
(4) تمایل به گسترش فعالیت های اقتصادی خود در گستره و حجم.
فرضیه خام فوق این مفهوم را میرسانند که جهت گیری اقتصادی واصل سهام به احتمال زیاد در یک گروه و یا نظام اجتماعی غالب شوند اگر که وضعیت آن توسط عدم شخصیت ، رقابت ، بیشینه سازی ، تاکید بر قابلیت مقایسه به جای منحصر به فردی ، فراخی در اندازه یا دامنه ، و غیره مشخص شده باشد. ویژه گی تجربی به آسانی می تواند شفاف باشد : رقابت بیشتر افراد در یک گروه هستند ،
بیشتر آنها به استفاده از حقوق صاحبان سهام به جای برابری یا باید به عنوان اصل توزیعی عدالت ؛ بیشتر غیرشخصی از روابط اعضای یک گروه هستند ، احتمال بیشتر آنها به استفاده از حقوق صاحبان سهام و غیره می باشد .
نتایج آزمایش های من ، و همچنین در آزمایش های از محققان دیگر ، بیانگر سازگاری فرضیه خام با فرضیه من می باشد . این احتمال وجود دارد که به نظر می رسد دلیل "عدالت" شده است ، مرکزی اصل عدالت توزیعی به روانشناسان اجتماعی این است که یک نوع بی خبری پذیرش در این دیدگاه که جهت گیری غالب در جامعه آمریکا می باشد وجودارد ، جهت گیری های رقابتی اقتصادی ، که نوعی جهت گیری جهانی معتبر است. این موضوع خیلی چشم انداز کوته نظرانهای دارد .
حقوق صاحبان سهام فقط یکی از اصول عدالت توزیعی است. بدیهی است که پرسش عدالت ممکن است در روابط غیر اقتصادی اجتماعی بوجود آیند و ممکن است در شرایطی تصمیم گرفته شود که نسبت به ورودی خروجی نامربوط باشد. برای بحث و گفتگو فولر از "عدالت و کشمکش ،" مراجعه کنید به Deutsch و کلمن (2000 ، فصل 2)) و برای بحث جامع اجتماعی روانشناسی عدالت تایلر آل و همکاران را ببینید. (1997).
چگونه شخص ثالث برای جلوگیری از مناقشات مخرب و یا برای کمک به مذاکره کنندگانی که به بن بست رسیده اند و یا اوضاع وخیم ترشده را به سوی ساختمان مدیریت حرکت بیشتری از مناقشات خود مورد استفاده قرار گیرد ؟
کنت Kressel و دین ویرایش Pruitt که موضوع مجله مسائل اجتماعی 0(1985) و انتشار کتاب موصوف در پژوهش و میانجی گری است که ارائه دهنده بررسی قطعی از کار در این منطقه انجام می شود. از آنجا که اشاره شد ، وساطت غیررسمی یکی از قدیمی ترین اشکال در حل مشکلات است ، و وساطت رسمی بین المللی و با تجربه شده است کار درگیری های مدیریت برای چندین سال. اخیرا ، وساطت رسمی شده است به طور فزاینده ای همیشه وسعت دهنده آرایه ای از اختلافات در زمینه هایی چون طلاق ، کوچک و کاربردی ادعاهای موارد ، محله ، صاحبخانه ، مستاجر خانه روابط ، محیط زیست و بخش های دولتی و بحران منابع ، اختلافات صنعتی ، درگیری های مدرسه ، و پرونده های مدنی است. زیر را در از خواب بیدار کردن از انفجار ، از عمل به وساطت (و از گسترش سلاح های از کتاب های درسی و "چگونه به انجام آن را" کتاب در وساطت) ، شده است وجود دارد مهم است ، اما متوسط رشد در تحقیق و نظریه ای کردن در مورد این موضوع. بسیاری از تحقیقات و نظریه ها در دو دهه گذشته رخ داده است.
در اینجا ، من نباید بعضی از نکات اصلی که دارای قدرت و زور ظهور برجسته توسط Kressel و Pruitt از کار در این زمینه می باشد را نادیدیه بگیرم .
شواهد قابل توجهی از رضایت کاربران با وساطت و شواهدی وجود دارد که در موافقتنامه های رسیده از طریق میانجی گری هم با هزینه ای کمتر به احزاب متضاد و مستحکم تر از قضاوت سنتی (Kressel ، 2000). با این حال ، مدارک قوی وجود دارد که خود نشان می دهد تا به دورنمای مبهم میانجی گری تحت عوارض جانبی شرایط منجر به موفق می شود. از این دست موارد یکه بیان شده اند عبارتند از : "به شدت اختلافاتی که شامل طرفین با قدرت به طور گسترده ای متفاوت ، و با انگیزه پایین به حل و فصل می پردازند ، در مورد مسائل مربوط به مبارزه با اصل ، درد و رنج ناشی از اختلاف و یا موضع دوگانه گی درون اردوگاه های خود می باشند ، و در حال مذاکره بر سر موضوع منابع کمیاب به احتمال زیاد به شکست بیشترختم می شود .
ادامه در