بنظر ميرسد که تنش , تعارض و تقابل ، بخشی جدا نشدنی از انسان در سازمان باشد . مديران هوشيار توانايی آن را می يابند که ضمن اداره چنين پديده های انسانی در سازمان خود , آنها را به سمت موثر کردن محيط و بهره ور نمودن نيروی انسانی سوق دهند. اما کسب اين توانايي امری ساده نيست . از اين رو , بسياری از مديران ترجيح می دهند تا مانع بروز تنش , تعارض و تقابل در واحد خود گردند . وجود تيمهای کاری در سازمان اين امکان را میدهد تا کمترین تنش , تعارض و تقابل ایجاد شود , چرا که اعضاء تیم بجای انجام رفتارهای مخرب و نابود کننده بر علیه یکدیگر , به انجام کارهايي مبادرت مي ورزند که مانع ازهم گسيختن پيوند اعضاء گردد . حتی شاهديم که در پاره ايي از موارد , اعضاء تيم به حل مشکلات و اختلاف بين خود مي پردازند و اجازه نمي دهند که اين اختلافات به سطح بالا تر يا مديريت ارجاع داده شود .