دلیل تاریخی مشکل عدم کار تیمی در ایران

 

تجربه سالها مديريت ، تدريس و حضور در اجتماع من را کاملا متقاعد نموده است که ايرانيان به دلايلي که ريشه در فرهنگشان دارد از انجام کارهاي گروهي و به طبع آن کار تيمي طفره مي روند . ريشه يابي اين امرفرهنگي کاري ساده نيست . در هنگام مرور و مطالعه کتابي به موضوعي جالب برخوردم که مرا در درک اين ريشه تاريخي کمک نمود:

ادامه نوشته

دليل اهميت کارتيمي

سرعت يافتن توفيق شرکتها و موسسات در کشورهاي پيشرفته و تلاش آنان بر ربودن گوي سبقت در رقابت از يکديگر ، توجه موسسات و مديران ايراني را نيز به خود جلب مي نمايد تا با تلاش براي درک و شناخت دلايل پيشرفتهاي روز افزون آنان بتوانند علاوه بر ورود به عرصه  رقابت در سطح جهاني ، وارد جايگاه رقابت جهت کسب بهترين نتايج گردند. بررسي مديران و شرکتهاي موفق جهان نکات آموختني بسياري را پيش روي محققين و مديران تلاشگر ايران قرار مي دهد تا با فراگيري رموز موفقيت آنان بتوانند کسب نتايج چشمگير در موسسه خود را امري حتمي نمايند .

در ميان دهها روش ، ابزار، ‌نگرش و فلسفه مديريتي موجود در دانش مديريت که اغلب مديران نيز با آن آشنا شده اند ،‌توجه به نيروي انساني جايگاهي خاص را به خود اختصاص مي دهد . طراحي سيستمهاي جذب ، آزمونهاي استخدامي ، مشاوره هاي شغلي، سيستمهاي بکارگماري ، ايجاد فضا ، امکانات لازم براي نگهداري نيروهاي کارآمد ، ايجاد مکانيزمهاي خدماتي و رفاهي ، استفاده از نظرات کارکنان در سطوح مختلف تصميم گيري و نظاير اينها همگي از مصاديق توجهات مذکور مي باشند . اما سوالي که در اين ميان ايجاد مي شود اين است که چرا از بين تمامي روشهاي موجود در استفاده کارآمد از نيروي انساني ، توجه به کار تيمي [1]و کار گروهي[2] توجه بيشتر صاحب نظران را به خود جلب نموده است ؟

اهميت کار تيمي از منظر مديريت سازمان

هميت کار تيمي از منظر تنشهاي سازماني

اهميت کار تيمي از منظر سرعت درکسب نتايج

اهميت کار تيمي از منظر ارتباطات درون سازمانی

اهميت کار تيمي از منظر توفيق مداری


[1] Team working

[2] Group working

دلايل اهميت نيروي انساني

 

پيش از هر سئوالي ضروري بنظر ميرسد تا ابتدا نشان داده شود که از بين منابع مختلف سازمان ، نيروي انساني مهمتر تلقي ميگردد تا پس از آن به ساير موارد اشاره شود . در نگاهي سيستماتيک به سازمان مي توان چهار عامل نيروي انساني ، سرمايه ، مواد اوليه و ماشين آلات را به عنوان منابع سازماني بر شمرد[1].

براي استدلال اهميت نيروي انساني از ميان منابع اشاره شده مي توان گفت که اين تنها نيروي انساني است که مي تواند با بهره گيري از دانش و توانايي خود به کسب يا ايجاد سرمايه و نقدينگي لازم براي خود و موسسه نايل آيد ، ‌با بکارگيري مناسب از کارکردهاي ذهني و جسمي خود قابليت بهره برداري موثر از مواد اوليه را به سازمان بدهد و در نهايت نيز با استفاده از تخصص و مهارت خود بتواند کارآمدي ماشين آلات شرکت را دوچندان نمايد . بنظر ميرسد اين رابطه ها روابطي يک سويه هستند . بدين معني که مي توان گفت نيروي انساني کارآمد توان خلق و جذب سرمايه ، استفاده اثربخش از مواد اوليه و بهره برداري شايسته از ماشين آلات را دارد . اما سرمايه هنگفت الزاماً به معني قابليت در جذب ، بکارگماري يا نگهداري نيروي انساني متخصص نيست . مواد اوليه مرغوب و گران موجب جلب نيروي انساني نمي گردد و نيز ماشين آلات پيچيده حتماً به معني وجود نيروي انساني خبره نيست . چنانکه در بسياري از موسسات شاهديم که منابع مادي فراوان به سادگي اتلاف مي گردند ، ماشين آلات سرمايه بر فراواني وجود دارند که توان استفاده از تمامي قابليتهاي آنان موجود نيست و مواد اوليه به سادگي ضايع مي گردند فقط بدليل استفاده از نيروي انساني ناکارآمد.



[1] Samuel C. Certo " MODERN MANAGEMENT " sixth edition, 1994, ALLYN AND BACON

اهميت کار تيمي از منظر مديريت سازمان

 

افزايش قابليتها و توانائيهاي اعضاء تيم ( کارکنان )‌که نام آن را هم افزايي[1] مي گذاريم موجب مي گردد تا مديريت سازمان را متوجه يک نکته اساسي نمايد و آن اينکه مي تواند با استفاده از تعداد کمتري نيروي انساني نتايجي را عايد سازمان نمايد که در صورت عدم استفاده از تيم کاري بايد براي دستيابي به همان ميزان بازده ، تعداد بيشتري نيرو در اختيار داشته باشد . افزايش اين تعداد نيرو به معني افزايش حجم و ميزان مشکلات مرتبط به نيروي انساني است ، نظير بيمه ، ماليات ، انگيزش، حقوق و مزايا ،‌حضور و غياب و غيره

اهميت کار تيمي از منظر مديريت سازمان

هميت کار تيمي از منظر تنشهاي سازماني

اهميت کار تيمي از منظر سرعت درکسب نتايج

اهميت کار تيمي از منظر ارتباطات درون سازمانی

اهميت کار تيمي از منظر توفيق مداری

اهميت کار تيمي از منظر سرعت درکسب نتايج

 يکي از جلوه هاي رقابت در سازمانهاي امروزين ،تلاش براي کسب نتايج سريعتر از سايرين  مي باشد . تحقق چنين امري در سازماني که اعضاء آن اگرچه به ظاهر در کنار يکديگر مي باشند اما با انجام اقدامات ايذايي مانع پيشرفت کارهاي يکديگر مي شوند ،غير ممکن مي نمايد . در مقابل به راحتي مي توان پذيرفت سازمانهايي که سيستم مديريتي خود را مبتني بر کار تيمي قرار داده اند ، نه تنها تحقق نتايج را تضمين مي نمايند بلکه سرعت وصول به آنها را نيز تسريع نموده و جايگاه خود را در قياس با رقبا بالا تر مي کشند . در واقع همپوشانی و پشتيبانی تلاشهای اعضاء سازمان موجب مي گردد تا علاوه بر جبران کمبودهاي ممکن در تيم ،‌ دستيابي به اهداف نيز به سرعتي مضاعف ممکن گردد .

 

اهميت کار تيمي از منظر مديريت سازمان

هميت کار تيمي از منظر تنشهاي سازماني

اهميت کار تيمي از منظر سرعت درکسب نتايج

اهميت کار تيمي از منظر ارتباطات درون سازمانی

اهميت کار تيمي از منظر توفيق مداری

هميت کار تيمي از منظر تنشهاي سازماني

بنظر ميرسد که تنش , تعارض و تقابل ، بخشی جدا نشدنی از انسان در سازمان باشد . مديران هوشيار توانايی آن را می يابند که ضمن اداره چنين پديده های انسانی در سازمان خود , آنها را به سمت موثر کردن محيط و بهره ور نمودن نيروی انسانی سوق دهند. اما کسب اين توانايي امری ساده نيست . از اين رو , بسياری از مديران ترجيح می دهند تا مانع بروز تنش , تعارض و تقابل در واحد خود گردند . وجود تيمهای کاری در سازمان اين امکان را میدهد تا کمترین تنش , تعارض و تقابل ایجاد شود , چرا که اعضاء تیم بجای انجام رفتارهای مخرب و نابود کننده بر علیه یکدیگر , به انجام کارهايي مبادرت مي ورزند که مانع ازهم گسيختن پيوند اعضاء گردد . حتی شاهديم که در پاره ايي از موارد , اعضاء تيم به حل مشکلات و اختلاف بين خود مي پردازند و اجازه نمي دهند که اين اختلافات به سطح بالا تر يا مديريت ارجاع داده شود .
 

اهميت کار تيمي از منظر ارتباطات درون سازمانی

عصر حاضر ، از آن روي عصر ارتباطات نام گرفته است که در آن بشر مباني تمامي اقدامات خود را بر ارتباط قرار داده و حتي کار را تا بدان پايه پيش برده است که در بعضي از مشاغل ، ارتباطات رکن شغل محسوب مي گردد . به اين ترتيب سازمانهاي کنوني که خود را در استفاده از ارتباطات اثربخش ناگزير مي بينند ،‌بايد به عنصر اصلي در ايجاد و فهم آن ، يعني انسان ، نيز توجهي خاص مبذول دارند . در چنين شرايطي وجود همکاري و مشارکت پشتيبان در جاي جاي سازمان نه تنها موجب برقراري ارتباط موثر مي گردد بلکه درک پيامها را نيز تسهيل نموده و مانع بروز سوء تفاهم ، اختشاش، اختلال ، پارازيت و ساير مانع برقراري ارتباط موثر مي گردد
 

اهميت کار تيمي از منظر توفيق مداری

اگر سازمان را واحدي پويا جهت تحقق اهدافش بدانيم ، دستيابي به اهداف که از آن با عنوان توفيق ياد مي گردد مورد توجه قرار مي گيرد . پر واضح است که توفيق در تحقق اهداف سازماني علاوه بر نياز به مديريت، چنانکه پيشتر نيز به آن اشاره شد ، نيازمند نيروي انساني ، منابع مادي ، مواد و تجهيزات مي باشد . از بين تمامي اين عناصر کسب توفيق که بايد با استفاده از مکانيزمهاي اجرايي و تکنيکهاي مديريتي مورد استفاده قرار گيرند ، مديريت و منابع انساني عناصري هستند که جايگاهي والاتر از سايرين را به خود اختصاص مي دهند. در واقع بخشي از سازمان که شامل افراد انساني است عنصر کليدي در توفيق سازمان محسوب مي‌گردد .بخشي که در مقاله حاضر همکاري تيمي در آن واجد اهميت مي باشد . بر اساس کليه آموزه هاي مديريتي ، پيش گفته هاي اين مقاله و يافته هاي تحقيقات مي توان چنين ادعا نمود که توفيق مداري در سازمان بدون بکارگيري اصولي و صحيح کار تيمي بسيار دشوار يا حتي محال مي نمايد .
 

نوروز و کار تيمي

 

صدها سال است که ايرانيان با محاسباتي دقيق زمان تحويل سال را بدست آورده اند . هنگامه اي که زمين دوري کامل بر محور خود زده و به نقطه اولش باز مي گردد. اين تحويل مکاني و زمامي را در تحول ايام ديدند و نامش را بهار نهادند. سرمستي طبيعت ايشان را نيز مسرور مي نمود و همگام با آن به شادماني مي پرداختند. شادي که عظمتي خاص بر آن متصور بودند تا بدان پايه که با چهارشنبه سوري به استقبالش بروند و خانه ها را براي ورود به آن حال و هوا بيارايند و در پس آن تحول تا سيزده بدر به جشن و سرور مي پرداختند. تغييراتي که بر احوال سياسي و اجتماعي ايران در طول اين صدها سال گذشت نيز موجب نشد تا تغييري بنيادي بر فلسفه هاي آن پايکوبي ها رخ نمايد.

وجه غالب و مشترک آئين هاي نوروزي را مي توان در گرد هم آمدن و با هم بودن مشاهده نمود. جشنهايي که به تشويق و ترغيب رفتارهاي جمعي و گروهي مي پرداختند و از اجتماعات انساني بهره منديهاي فراوان مي ساختند. خوشي را در جمع نشان مي دادند و جشن را با گروهي شدن مردم رسميت مي بخشيدند.

مثالی از تفاوت کارتیمی و کارگروهی

 
ساده ترين مثالي که در بيان اين تفاوت مي توان به آن اشاره نمود ، نتايج يک تيم ورزشي نظير تيم ملي فوتبال است. اگرچه تمامي اعضاء تيم ملي فوتبال جزء نخبگان و برترينهاي فوتبال کشورمي باشند، اما در پاره اي از مواقع شاهد کسب نتايج ضعيف از آنان هستيم . اين شرايط دقيقا شرايطي است که شاهد بروز نشانه هاي انجام کارگروهي در بين اعضاء تيم هستيم. اما در مقابل در شرايطي که حتي يکي دو تن از بازيکنان اصلي آسيب ديده اند و در مقابل تيمي قدرهم قرار دارند، شاهد نتايجي بسيار راضي کننده از تيم هستيم.دقت به اين شرايط نشان مي دهد که علاوه بر وجود همه عوامل موفقيت تيم ، بين اعضاء تيز رابطه اي تکميل کننده وجود داردو بدون توجه به فرديتها ، اعضاء به پوشش نقاط ضعف يکديگر پرداخته اند. درواقع ، هنگامي که اعضاء از خود ويژگيهاي رفتاري تيم را نشان مي دهند شاهد نتايجي خوب هستيم . حتي اگر نتيجه مطلوب هم کسب نشود ، بازي رضايت بخشي را شاهديم. بنابراين  تفاوتي بنيادي بين کارکردها و تايج گروه و تيم وجود دارد.